مکتوب فراق: نظرات رضا حسنوند درباره لکستان

رضا حسنوند (وبلاگ شخصی ایشان-کلیک کنید): به جان عزیزتان قصد نوشتن نداشتم واصلا نمی خواستم چیزی بنویسم امااگرهنوز حافظه ام شش باشد، به قول یوسفعلی میرشکاک :

 

 دوستان از بس که در آزردنم کوشیده اند

 

 درحضورسایه بی شمشیر نتوانم نشست

 

حالا مدتی است خارخار نوشتن برآنم داشت که چند سطری را مرتکب نوشتن

شوم و کمی از متن به حاشیه بیایم. اصولا کار درگستره ادبیات و زبان شناسی و ادبیات فولکور نیازمند به مایه و پایه است و نمی شود بی گدار به آب زد و هرکس را که دوبیت شعر دانست نمی توان زبان شناس دانست چه،تا علم اشراف بر اتیمولوژی و فقه الغه و شرح تخصصی موازین و قواعد به حاصل نیاید توان ورود تخصصی در این گستره حاصل نمی شود.

باداشتن علاقه و تعصب و اطلاع اندک از دریای ادبیات دست به قلم شدن میسر نیست و نتیجه هم نمی دهد و «چون جمع شد معانی[بعدازآن] گوی بیان توان زد»

معمولا این کارـ قلم زدن در عرصه ادبیات ـ مانند علم تفسیر در دنیای حوزه های علمیه است زیرا تا یک حوزه رفته ازعلومی چون صرف و نحو و رجال و درایه و علوم بلاغی و تاریخ و جغرافی و .... اطلاع نداشته باشد به خودش اجازه تفسیر نمی دهد واگر هم وارد این وادی شود آب به غربال ریخته و طرفی از کوشش نبسته.

اما و صد اما امروز که ادبیات و زبان لکی به پشتوانه بسیاری از فرهیختگان و دلسوختگان دارد سیر صعودی خود را طی می کند و افقی روشن را در پیش دارد گروهی به موازات این حضرات عزیز و گرانمایه قد علم کرده اند و دنیای روبه جلوی علم را فقط از یک دریچه تعصب و خاماندیشی می بینند و با وجود نداشتن سواد کار وبدون بیان حجت و برهان هر موضوعی را و هر عالمی را بجز آنچه خویش دوست دارند به باد انتقاد و تخریب می گیرند وبی آنکه «اثبات شی کنند نفی ما عدا »می نمایند .

آنچه در این باب باید گفت این است که کمتر دیده شده در این دنیای خاکی دانشمندی سر از جیب شعور برآورد و بلافاصله به نفی دیگران بپردازد و خویش را نیز اثبات نکند از قدیم و ندیم گفته اند :« اول برادری و بعد ارث.این حضرات که مطمئنا از سر دلسوزی این کارها را می کنند و درعملشان شتابزدگی وجود دارد لازم است الفبای ادبیات را بعد از آموختن اخلاق یاد بگیرند تا نه تنها دیگران را که از فرهنگ عامه خود دفاع می کنند تخریب نمایند بلکه به گسترش فرهنگ خویش بپردازند.

این بنده خاکی به قول مرحوم مینوی ـ باپوزش از این مقایسه ـ اگر به اندازه بال پشه ای به ادبیات خود خدمت کرده باشم از زندگی ام راضی ام.حال چه پیش آمده که این آقایان به اصطلاح اهل علم به هر واژه و زبان و تخلص و ...می تازند؟بنده بارها گفته ام که لکم و به فرهنگ لکی ام با تمام جوانبش افتخار می کنم و بن مایه های آن را نیز خوب می شناسم ولی هرگز به خود اجازه نمی دهم هیچ قوم و زبان و فرهنگی را اندک بشمارم بنده به تمام زبانها و گویشها و لهجه ها،چه همسایگان گستره زبان لکی، مانند عزیزان لر و کرد و چه غیرهمسایگان احترام می گذارم و لزومی نمی بینم که در دنیای مجازی و در وب های متعصب و خام اندیش زحمت دیگران را به باد نقد احساسی بگیرم .در دنیا هیچ زبانی باارزش از دیگر زبانها نیست مگر بنابر موازین علمی و زبان شناسی .بارها تخلص حقیر را که شوریده لرستانی است نقد می کنند و می گویند می بایست لکستانی باشد؟؟ مگر ما در سرزمینی به لرستان زندگی نمی کنیممگر نشو و نمای ما در این استان نبوده ؟ این لکستان خیالی و سیاسی کجاست؟ من اگر لک باشم در آمریکای جنوبی هم لکم،آیا اگر من شوریده لکستانی باشم کار درست می شود؟ نه برادرمن ،صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست . و یا

خانه از پای بست ویران است

خواجه در نقش بند ایوان است

حوزه جغرافیایی لکستانی را که امروز در وب ها می بینیم بیشتر بوی سیاسی میدهد تا بوی فرهنگی . آیا واژه لرستان ، لک ها را لر کرده تا ما با لکستان نامیدن این استان لرها را لک ربان نماییم؟هرگز این تصور درست نیست .این گروه که این سان می اندیشند فقط فرهیختگان را مشغله بر می آورند .مگر ابوریحان که اکثر آثارش عربی است کسی اورا عرب دانسته تاما نیز در پی خیال خود باشیم؟

با نهایت کرنش و ادب،جای آن دارد که این عزیزان همزبان خودم که بیشترشان را می شناسم به نکات زیر توجه داشته باشند تا دیگران لبخند از سر تمسخرمان نزنند ـ قبل از همه خطاب به خودم ـ .

الف:حفظ انسجام ملی زبانها و قوام ایرانی برهر خواسته ای ترجیح دارد

ب: قبل از ورود به هر وادی پایه و مایه کار را داشته باشیم تا مانند پسته بی مغز آبروی خود را هدر ندهیم

ج:از بکار بردن الفاظ غیر اخلاقی که حتی در خور یکبار خواندن هم نیستند خودداری شود

د: حرمت افراد و اقواو و السنه و ... را حفظ کنیم زیرا :

بزرگش نخوانند اهل خرد

که نام بزرگان[ هرکه و هرچه ] به زشتی برد

 

درپایان به قول مولانا:

از خدا جوییم توفیق ادب

بی ادب محروم متند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد

بلکه آتش در همه آفاق زد

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

پاسخ به (جوابیه) اظهارات آقای رضا حسنوند که توسط یکی از بازدیدکنندگان گرامی ارسال شده است:

آقای رضا حسنوند از شما بسیار سپاس گذارم که ما تشنه گان ادب را که ادب گم کرده ایم و بر خلاف روال جاریه ی جنابعالی بی محابا و بدون دانش پای در هر وادی علمی می نهیم را مجددا با بیانات خود سیرآب نمودید.

اما جناب حسنوند ما جوانیم و ناپخته شما که کمر ادبیات را کمان کرده اید چرا؟

آقای حسنوند در ابتدا باید بگویم بازی با چند واژه ی ادبی و پیچاندن کلام هرگز نشانه ی زیادت علم کسی نیست چون در آخر اگر کلام شما حق نباشد و صحیح،آوردن بوستان و گلستان و دیوان شمس هم اندکی آن را به سوی حق سوق نخواهد داد.

این تابویی که جنابعالی از زبان شناسی و علم ادب برای دیگران ساخته اید،احتمالا بدان خاطر است که شما در آموختن آن بسیار مرارت کشیده اید و برایتان به قیمت سالیان عمرتان تمام شده است.

نوشته بودید که وارد شدن در زبان شناسی و ادبیات فولکلور نیازمند اشراف بر اتیمولوژی ، فقه الغه و شرح تخصص موازین و قواعد است که بنده چندان متوجه نشدم

بنده فکر میکنم چون زبان و ادبیات فولکلور هر دو مخلوق عامه اند،چه بصورت آکادمیک و چه غیر آن،با چندی مطالعه و مکاشفه در این مخلوق انسان،ما به عنوان انسان و خالق این دو براحتی میتوانیم قواعد و موازین اللخصوص زبان را که از ساخته های خودمان است و روزانه و بطور مکرر از آن و قواعدش بصورت ناخودآگاه استفاده می کنیم،با اندکی تلاش و مراقبت و استفاده از ضمیر خودآگاه خود بر این عمل ناخودآگاه یعنی دستگاه زبانی و قواعد آن اشراف یابیم اما بنظر میرسد شما برای آگاه شدن بر این ناخودآگاهی رنجها کشیده اید و عمر خویش به غربال ریخته اید.

آقای حسنوند از نوشته ی شما بر می آید که شما از اینکه برخی سایت ها مقایسه هایی بین زبان لکی و گویش لری انجام داده اند و لکی را بر لری ارجح دانسته و با ارزش تر شمرده اند،ناراحت و دلگیر شده اید تا آنجا که این امر جناب را از متن به حاشیه کشیده است.

یکی از نصیحت های پدرانه ی شما به ما برای اینکه مورد تمسخر همکاران لر قرار نگیریم این است که بدون اثبات شی نفی ما عدا نکنیم و از سر شتاب زدگی وارد هر مقوله ای نشویم،اما ای کاش شما فقط ناصح نبودید و فاعل به نصیحت خود هم بودید،چون به نظر می رسد شما هم اینبار در مسلک ما آمدید و به شیوه ی ما نوشتید.

چون شما فقط خیال واهی ما مبنی بر لکی ارزشمندترین زبان دنیا بودن را نفی کردید و خلاف آنرا اثبات نکردید،اما بنده شتاب زدگی شما را حمل بر عصبانیت تان میکنم و چشم به راه اثبات اینکه زبانی بهتر و قدرتمندتر از لکی وجود دارد میمانم و تا آن روز بر خیال واهی و خام خود پا می فشارم اگر توانستید لری را از همان نظر که شما ارزش زبان میدانید با لکی مقایسه کنید و بنده را از این ضلالت رها سازید الزکاه العلم نشره البته اگر مایل بودید زکات علمتان را به بنده بدهید چون ممکن است در خرم آباد عزیزان مستحق تری هم باشند

گفته بودید عده ای بر شما خرده میگرند که چرا شوریده لرستانی،چرا لکستانی نه؟

میدانستم حال و روز لکستان چندان خوب نیست اما گمان نمیکردم که قحطی آمده باشد آنهم قحطی رجال.

جناب رضا حسنوند،شاید از بیسوادی بنده باشد اما همیشه در پیوند با واژه ی شوریده آنچه به ذهنم رسوخ میکند رند و و صوفی وعارف و درویش است.

از شما انتظار میرفت که به مسمای شوریده و به سبب آشنایی تان با حافظ و مولانا و خیام اگر بر پایه های کائنات و بنیان های هستی نمی شورید حداقل به این اندازه تسلیم و دربند یک واژه ی ساختگی مانند لرستان و تزریقات رسانه ای نباشید.حق با شماست با نامیدن لرستان به لکستان هیچ لری ، لک نخواهد شد کسی هم نمیخواهد کل لرستان را لکستان بنامد چون واضح است ازنا و الیگودرز و دورود هیچ ربطی به لکستان ندارند.

اما بنظر شما بلوچستان،لرستان،کردستان،تاجیکستان،ازبکستان،چی معنی می دهند سرزمینهایی هستند که این اقوام در آنجا بصورت آبا و اجدادی ساکن بوده اند و در آنجا اکثریتند حال همین را به لکستان تعمیم دهید تا سوالتانکه لکستان کجاست؟بی پاسخ نماند.

پرسیدید لکستان سیاسی کجاست؟

لکستان سیاسی فعلا وجود خارجی ندارد اما مطمئنا من و شما به خوبی حد و مرز لکستان فرهنگی رامیدانیم و میشناسیم.

البرز سیاسی چهار سال پیش کجا بود؟لرستان شما با مرزهای فعلی چند ده سال پیش کجا بود؟ایلام چطور؟

امیدوارم جنابعالی به پایان جهان در سال ایمان نداشته باشد چون از کلامتان برمی آید که تغییر و تحولات جهان را تمام شده و دنیا را تا ابد بر همین منوال می بینید.

در پایان نوشته ی خود وقتی که دیگر کنه مطلب را گفتید از سفسطه ای استفاده کردید که واقعا از شما و هر کس دیگر بعید است واضح است که با رفتن شما به آمریکای شمالی که انشاالله نصیب شود،شما لک می مانید و آنجا لکستان نمیشود و واضح است که با آمدن یک ایرلندی به لرستان شما و یا لکستان ما ،هیچکدام نامشان به ایرلند تغییر نمی یابد.

اما کاش درک می کردید که واضح تر این است که شما با فرهنگ و زبانی مشخص و در سرزمینی که در اکثریت هستید می توانید نام زبان و فرهنگتان را به جغرافیایتان هم تعمیم دهید،کاری که در ایران رسم است


/ 7 نظر / 135 بازدید
چ

آخه جناب حسنوند راست میگه تعصب خیلی کورتون کرده

سایت لکستان ایران

اقای حسوند چشماتتونو واکنید ببینید چطور گرایش زبان ها به سکت کردی ولری پیش رفته چشماتو واکن برادر تو کنگاوری که یه زمان اگر لکی صحبت نمیکردی کسی حرف های شمارا متوجه نمیشود به خاطر نداشتن مکان جغرافیای مختص لکی دیگه کسی لکی صحبت نمیکنه این مورد در کوهدشت و دره شهر هم صدق میکنه داره به الشتر و نور اباد هم میرسه با این وضع روزی رو خواهیم دید که همه لک ها یا لری صحبت میکنند یا کوردی چشماتونو واکنید

لک

سلام خسته نباشید من لک(کرج) هستم و خود را از کوردستان جدا نمی دانم همان طور که کلهر سوران جاف فیلی خود را از کورد بودن جدا نمی دانند شکی نیست که لک ها نژاد ماد هستن آیا از این نژاد فقط ۲ میلیون نفر بر جای مانده است؟ لک جاف کلهر زازا فیلی سوران شکاک اردلان و… اینها همه بازماندگان ماد هستند اگر لک ها خود را از کورد جدا بدانند شک وتردید در ماد بودن خود به وجود آورده اند چون هیچ وقت از ان عظمت(گستره نژاد ماد)۲ میلیون نفر بر جا نمانده است خطاب به هم زبانان لک:این گونه نیست که مردمان لک گمان کنند اینکه آنها را کورد خطاب کنند آنها را از لک بودن دور کرده اند بلکه لک همانند دیگر گویشهای کوردی پیکره زبان کوردی را میسازند(قانون از جزئ به کل ) از لر های عزیز خواهشمندم به جای لک ها وبه اسم لک نظر ندهید وه یه کا بژیمن ژیاین هه ر یه سه هه ر که س جیا بی ته نیاو بی که سه

لک

خطاب به آقای حسنوند استانی را که 70 در صد آن لک هستند لر میخوانند و در شبکه استان تمامی برنامه ها را به گویش لری پخش میکنن.در دانشگاه لرستان برخی اساتید دانشجویان را به لری صحبت کردن وا می دارن اگر شما آقای حسنوند لکی را زبان ولری را گویش میدانید وبعد لک را به طرف لر سوق میدهید من میخواهم بدانم آیا میشود یک زبان را زیر مجموعی از یک گویش دانست ؟؟؟ و وقتی که فرمایش میکنید کورد ولک.....(جدایی) اگر کورد ها را همسایه خود میدانید پس چرا هیچ خبری از این همسایه ندارید کورد یعنی چه؟زبان کوردی شامل گویش های گوناگون میباشد شما اگر از یک ایلامی بپرسید زبانتان چیست به نظر شما می گوید لر؟ و یا اگر از یک مهابادی بپرسید میگوید ترک؟ مهاباد را کور سورانی یا موکریانی میخوانند ایلام را کورد فیلی میخوانند واین حقیر را کورد لک

شاهو

جناب آقای حسنوند سلام سلامی به گرمی ادبیات گرم و شیرین دوست عزیز در جوابیه ادبیات جزئ لاینفک زندگی انسانه و کسی که داره ژنتیک میخونه خوب ادبیات رو درک میکنه ولی کسی که ادبیات خونده بعید میدونم بتونه ژنتیک رو درک کنه منم سعی میکنم ژنتیکی صحبت نکنم و یه کم ادبیش کنم بلکه آقای حسنوند بتونن بخونن و درک کنن اگر ما لک ها خودمون رو ماد میدونیم و نژادمون ماد هست( که ژنتیک این رو میتونه اثبات کنه) و اگر سوران ها و یا هر گویش دیگر در زبان غنی کردی خودشون رو ماد میدونن(رجوع به ژنتیک) و اگر لر ها کاسی هستند( ژنتیک) ما میتونیم نتیجه گیری علمی و منطقی رو داشته باشیم....بدون تعصب همراه با ادبیات مولوی و ... شما داریم علم ژنتیک رو که دنیا رو بلوکه کرده زیر سوال میبرید چون که دارید لکستان رو زیر سوال میبرید آقای حسنوند متاسفانه اصطلاحات ترجمه شده ژنتیکی به فارسی سخت تر از خود اصطلاحات شده.پس کلام رو کوتاه میکنم راستی به فکر ترجمه اصطلاحات نباشید.به خاطر خودتون میگم....ژنتیکتون رو میبرن زیر سوال!!!!!!!!

لرستانی

شما لکها چقدر برا خودتون راحت درصد جمعیت میزنین شما مگه کلا چندتا طایفه دارین که 70 درصد جمعیت لرستان رو تشکیل بدین این همه لر بروجردی لر بخیتاری خرم آبادی و.... شما فقط خودتونو در نظر گرفتین. لرسو گپ[گل]

kamran

به نظر من برای رسیدن به هدفمون که تشکیل استان لکستانه، باید مردم عام هم با خودمون همراه کنیم که داشتن استان لکستان براشون دغدغه فکری بشه چون واقعا بدون خواستن مردم اعم از بیسواد تا با سواد به مقصودمون نمیرسیم،به همین روی من پیشنهاد میکنم که پشت ماشینامون (که بیشتر ماشین سنگینه)بنویسیم: <لکستانم آرزوست>