اولین رمان لکی منتشر خواهد شد

 

آقای ابراهیمی  به عنوان اولین پرسش بفرمائید چطور شد که به فکر سرودن شیرین و فرهاد افتادید؟

شاید یکی از دلایل معروفیت شیرین و فرهاد این است که مردم کرمانشاه این اثر را بومی و متعلق به خود می دانند و من هم چنین احساسی را دارم. بنده  قصد سرودن منظومه ای را داشتم که احساسات و خواسته های درونی خود را از آن طریق ابراز کنم. همین انگیزه باعث شد که این منظومه به این نام و به این شکل خلق شود.

 

تفاوت اثر شما با دیگر منظومه های سروده شده چیست؟

کسانی که منظومه های گوناگون را سروده اند تنها به دنبال این نبوده اند که شعری گفته و یا داستانی را برای مردم به صورت منظومه خلق کرده باشند، بلکه اهداف متفاوتی را دنبال کرده اند که از جمله مهمترین این اهداف حفظ، احیاء و گسترش فرهنگ است؛ بنده  هم تقریبا همین هدف را دنبال کرده ام. البته تفاوت کار من با دیگران به نوع زبان به کار گرفته شده در اثر بر می گردد. نوع گفتار، واژگان و بیان مردم جامعه در دوران مختلف به آرامی تغییر می کند، بنابراین شاعران گذشته با زبان رایج در دوره ی خود احساسات و خواسته هایشان را با مردم در میان گذاشته اند و من نیز در زمان حال با واژگان امروزی، تازه و نو احساسات و خواسته های خود را بیان کرده ام تا جامعه ای که در آن زندگی می کنم  متوجه منظور من بشود. پس در این میان تفاوت اساسی؛ زبان بیان مطلب است و گرنه هدف و چهارچوب اصلی یکی است.

"شیرین و فرهاد" تا چه اندازه در جذب مخاطب موفق عمل کرده است؟

 تاکنون ابزاری برای اندازه گیری میزان جذب مخاطب توسط یک مقاله یا یک کتاب در اختیار کسی نبوده، اما از روی میزان استقبالی که برای خرید یک اثر هست می توان گفت این اثر موفق بوده است یا نه، ولی درجه و اندازه آن را نمی توان با عدد مشخص کرد. البته استقبال مردم برای خرید کتاب هایم بیش از حدی بوده که خودم انتظار داشته ام و مخصوصاَ دکلمه "شیرین و فرهاد"، که ابتدا حدود دو هزار حلقه از آن تهیه شد و بلافاصله هم نایاب شد و به همین دلیل هزار حلقه دیگر نیز از روی آن تکثیر شد.

در کارهایتان تا چه اندازه از فولکلور و فرهنگ شفاهی بهره گرفته اید؟

داستان شیرین و فرهاد از سالیان دور ورد زبان مردم منطقه ما بوده است - البته با وجود رسانه های جدید همچون تلویزیون و ... این داستانها اندکی فراموش شده اند- من از همین فولکلور استفاده کردم و با زبانی تازه و امروزی آن را سرودم و بومی تر کردم. به عبارتی یک روایت جمع و جور تر از روایت موجود در بین مردم وجود دارد. البته برخی مقوله های اجتماعی را نیز وارد آن و به مخاطب عرضه کرده ام.

در بخش مرگ فرهاد با یک نگاه اتوپیایی و آرمانگرایانه رو به رو هستیم، در باره این نوع نگاه توضیح می دهید؟

انسان بدون امید زنده نمی ماند، آرمان هم در درون امیدها و آرزوهای افراد ظهور می کند و حضور می یابد. پس در کل جوامع بشری آرمانها و آرزوهایی هست، آرمان ها و آرزوهای جامعه خودم را در قالبی به نام "فرهاد" دمیده ام. این آرمان و آرزو را "شاپور" آنجا که ناامید و سرخورده شده و همه چیز خود را -که همان دوست گرامیش فرهاد است- از دست داده، بر زبان می آورد و آن دنیایی را که بشر امروز آرزو دارد را "شاپور" خطاب به "فرهاد" به زبان می آورد و در قالب ابیات و کلمات بیان می کند که خوشبختانه مورد توجه قرار گرفته است.

به نظر شما آیا برای باز آفرینی این روایت کهن دیر نشده است؟

 خیر؛ همانگونه که پیشتر عنوان شد شاعر هدف، خواسته و آرزوی خود و جامعه اش را در قالب شعر بیان می کند تا جامعه هم فرهنگ خود را حفظ کند و هم برای حفظ و ارتقاء آن بکوشد. کار و تلاش برای نگه داری وظیفه تمام افراد در تمام جوامع بشری است و در کلیه دوران زندگی او تکرار می شود و من هم آن را به روز کرده ام و با زبانی که جوانان و مردم امروز آشنا هستند آن را روایت کرده ام. البته فقط چهارچوب یکی است و من انتظار جامعه امروز را در قالب یک داستان قدیمی و به زبانی نو مطرح کرده ام و مطمئناً نه تنها امروز دیر نیست بلکه در آینده هم این کار تکرار می شود و این مسئله را در ابعاد دیگر هنری هم توسط افراد دیگران و به زبان تازه ای عرضه می شود.

برخی از منتقدان شما معتقدند نباید از رسم الخط کردی استفاده می کردید، ممکن است دلیل این مخالفت ها را توضیح دهید؟

 البته حروف استفاده شده همان حروف عربی و فارسی است که با توجه به وجود برخی صدا ها و حروف در این منظومه و کلا در زبان استفاده شده و عدم وجود این صداها و حروف در بین صداها و حروف فارسی؛ بنده از رسم الخط کردی استفاده کرده ام در این رسم الخط با تغییراتی در حروف فارسی صداها و حروف مورد نیاز ایجاد شده و این دلیل استفاده بنده و دیگران از رسم الخطی است که به کردی معروف شده است. در غیر اینصورت نمی شود که تمام صداها و حروف موجود در زبان ما را نوشت.

در مجموع فضا را برای کارهای لکی و ادبیات لکی چگونه می بینید؟

خوشبختانه ما دارای آثار خطی و دستنویس های زیادی هستیم که سابقه چند صد ساله دارند و این نشان از وجود پتانسیل های زیادی در زمینه ادبیات مکتوب است. از طرفی علاقمندان زیادی هم مایل به انجام کار هستند و در این زمینه کار می کنند. پس هم ابزار فراهم است و هم نیروی ماهر و متقاضی مصرف (خواننده)، این ها خود به خود فضا را فراهم خواهند کرد، تا این ادبیات بسط و گسترش پیدا کند. امیدوارم عزیزانی که قدم در این راه نهاده اند بدون حاشیه رسالت خود را انجام دهند.

گفته می شود که اولین رمان "لکی" را نیز شما نوشته اید؟

درسته، در مطبوعات هم چند باری این مطلب اعلام شده است. بنده رمانی با عنوان «شاشا و ریحان» نوشته ام که مدت زیادیست آماده چاپ است، اما واقعاً دوست دارم حالا که قرار است اولین باشد بهترین نیز باشد چون به عنوان پایه و اساس مورد استفاده قرار خواهد گرفت پس باید کمترین ایراد را داشته باشد لذا منتظر بررسی چندباره هستم که این امر محقق شود.

چه کارهای دیگری در دست اقدام دارید؟

یکی از دیگر کارهایی که انجام شده، گردآوری و چاپ کتاب "بهمن و فرامرز" اثر شاعر بزرگوار نوشاد بله فایی است که بخشی از شاهنامه است. منابع بکر و پر مایه ای در اطراف ما وجود دارد که جا دارد سالها برای شناخت و معرفی آنها کار شود در هر عرصه ای که نگاه کنیم کاری آنچنان نشده است. چه موسیقی؛ چه ادبیات خصوصا ادبیات حماسی و چه مقوله های دیگر پس در همه این زمینه ها کار برای انجام هست.

چطور شد که سراغ ادبیات حماسی رفتید؟

ادبیات و شعر در زبان لکی ابتدا با اشعار حماسی شکل گرفت. اولین اشعار و دیوان هایی که خطی هستند یا دستنوشته هایی که این طرف و آن طرف یافت می شود اکثراً حماسی و رزمی هستند. حتی "مور" که اساس موسیقی لکی است با اشعار حماسی شکل گرفته است. بنابراین من که به شعر علاقه مندم طبیعی است که اول با این فضا آشنا شوم و جدای از این آشنایی همانطور که در ابتدا نیز گفتم به تاریخ و ادبیات علاقه مندم و از کودکی شنونده ادبیات حماسی بوده ام. 

و سخن آخر

ما مردم این منطقه از کشور  دارای ادبیات و فرهنگی غنی هستیم، که ریشه در تاریخی بس عظیم دارد اما متاسفانه در جمع آوری و نیز بررسی علمی و تحلیلی آن کم کاری های زیادی شده است که این امر در بخش لک نشین به وضوح قابل مشاهده است و در اکثر زمینه ها مخصوصاً در مقوله فرهنگ کمتر کار شده است یا اینکه اصلاً کار نشده است، پس باید کسانی که دلسوز فرهنگ و ادبیات و ... این منطقه هستند بیشتر کار کنند و پتانسیل های فراوانی را که داریم با تحقیق و کاوش و بررسی، نهایتا چاپ و منتشر کرده و در اختیار مردم قرار بدهند تا این فرهنگ و ادبیات به همه معرفی شود.

گفتگو: شهرام میرزایی

با تشکر فراوان از علی دینوری

 

/ 11 نظر / 124 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تاویر

سلام با اجازه و احترام این مطلب را منتشر کردم با سپاس

داريوش ابراهيمي

http://nejatemirmalas.blogfa.com/ با سلام بسيار ممنون و سپاسگزار مي شوم كه لينك (كمپين نجات ميرملاس) را به لينك هاي وبلاگتان اضافه كنيد،باشد كه در كنار هم اقدامي در خور براي نجات يادگار 12000ساله ي تاريخ بشر كه در شهرستان كوهدشت لرستان واقع شده اند انجام دهيم.برايتان جالب و البته سبب تاسف خواهد بود كه چه تفاوت هايي بين ما ايراني ها و ديگر كشورها در زمينه حفظ آثار فرهنگي وجود دارد. پاينده باشيد-داريوش ابراهيمي

داريوش ابراهيمي

http://nejatemirmalas.blogfa.com/ با سلام بسيار ممنون و سپاسگزار مي شوم كه لينك (كمپين نجات ميرملاس) را به لينك هاي وبلاگتان اضافه كنيد،باشد كه در كنار هم اقدامي در خور براي نجات يادگار 12000ساله ي تاريخ بشر كه در شهرستان كوهدشت لرستان واقع شده اند انجام دهيم.برايتان جالب و البته سبب تاسف خواهد بود كه چه تفاوت هايي بين ما ايراني ها و ديگر كشورها در زمينه حفظ آثار فرهنگي وجود دارد. پاينده باشيد-داريوش ابراهيمي

مهدي

سلام. فكر كنم بلاگ بنده رو از ليست پيوندها حذف شده اگه ميشه اونو لينك كنين. ممنون

فسیبوک لکستان

به نام فیسبوک لکستان برای یک دوره ازمایشی رو ساب دامین سایت راه اندازی شد تا در مراحل بعدی با تکمیل کردن و کامل شدن بر روی دامنه مجزا قرار گرفته و به سرویس دهی خود به لک زبانان سراسر دنیا و عاشقان ایران ادامه دهدا این سایت توسط مدیریت سایت لکستان ایران و با هزینه شخصی راه اندازی شده است لذا از همه عزیزان دعوت میکنیم در گسترش این سایت یاری گرمان باشند ادرس سایتwww.fb.lakestani.ir

lakail ues

انجمن دانشجویان لک دانشگاه تخصصی علوم اقتصادی lakail ues lakail University of Economic Sciences http://lakailues.persianblog.ir/

گراوند

سلام به عنوان يه لر لك هيچ جاي تاريخ سرزميني به نام لكستان نديدم. از اينكه لكي مدون بشه و از اضمحالش جلوگيري بشه بسيار حمايت ميكنم اما از اينكه ما پيوند هزاران سالمون رو با باقي لرها بخوايم پاره كنيم شديدا مخالفم. من لكم اما جزيي از خانواده ي بزرگ لر. بختياري ها بويراحمدي ها و.... برادران منند. بدرود

امیرکر خو نویراوا

در جواب گراوند فقط میخوام بگم که یادت نره که اگه ما میگیم لکستان یعنی اینکه هویت وزبان ما قابل احترام ونمی خوایم هویت لر رو از لرا بگیریم اونا هویت مستقل خودشونو دارند ما هم هویت خودمونو میخوایم چرا باکسایی که زبان تو به سخره میگیرند اینقد وفا داری

لک سر برز

آقای گراوند وقنی لکی زبانش به جافی و کلهری نزدیکه چطور میشه که با لرها برادر میشی

گراوه ن،واقعی

هم زبانای لک بقرآن قسم این که به اسم گراوند پیام داده لره.اونم از نوع پانلر.آخه ما گراون ها چکار به لر بویراحمدی داریم!!