لک زبانان شهروندانی درجه 2

اما با این همه اصالت فرهنگی و پیشینه تاریخی ، عدم دخالت درست در تعیین سرنوشت این قوم باعث شده است که سایر اقوام و دیگران برای این مردم تصمیم بگیرند و متاسفانه در سایه سایر اقوام قرار گرفته وبه عنوان شهروندانی درجه 2 در استانهای محل سکونتشان زندگی کنند. و مجبور هستند در مراکز استان محل سکونت خود ودر مراجعه به بیمارستانها و مراکز اداری به زبان ویا لهجه دیگری صحبت کنند که این خود باعث مشکلات عدیده ای از جمله تقابل فرهنگی شده و یا با برخوردی تحقیر آمیز مواجه شوند. و کار به جایی رسیده است که متاسفانه در برنامه های تلوزیونی و رسانه های جمعی به این مردم با فرهنگ توهین می شودواین مسئله جای سکوت و اغماض نیست و این اقدام تداعی گر ظلم رضاخانی است اما اینبار به طریقی دیگر و متاسفانه از سوی خودی های جاهل .

به هر حال این نکته نادیده گرفته نشود که  آسیبها و نقاط ضعفی هم در این قوم وجود دارد که نتیجه سالها بی مبالاتی و عدم توجه بوده است. باتوجه به گفته جورج اورول هرچه بیشتر برتعصبات سیاسی خود آگاه باشیم بیشتر می توانیم سیاست ورزی کنیم بی آنکه اصول اخلاقی و فکری خود را به پای آن بریزیم . با آسیب شناسی این مسئله می توان گفت متاسفانه مولفه هایی چون خویشاوند گرایی شدید و خشونت گرایی به شکل گیری فرهنگ سیاسی خاص منطقه انجامیده و مانع مهمی برسر راه توسعه سیاسی است و بابررسی فرهنگ سیاسی و نظام طایفه ای مناطق لک زبان می توان دریافت که سند عقب ماندگی این منطقه عدم انسجام و نفوذ خانها و مهتران قوم بجای  قشر تحصیلکرده برسرنوشت مردم بویژه در انتخاباتها و تاثیر آنها بر اختلافات محلی و منازعات قومی و نفوذ در دستگا ههای اجرایی و اعمال خواسته های مورد نظر عزل و نصب مسئولین ادارات و روی کار آمدن افراد ناشایست و برکناری افراد لایق و شایسته است .

وجود طایفه گرایی و قبیله گرایی خود نیز به خاطر عدم نقش سازی اجتماعی برای مردمان لک زبان بوده که ناگزیر به درون طایفه و قبیله و افتخار به سنت های گذشته پناه برده اند و اینکه سالها بی مبالاتی و بی توجهی در این منطقه به علت  بی تفاوتی مردم در سرنوشتشان بوده است .

درحالیکه استعدادهای درخشان این قوم در سایر نقاط کشور تاثیر گذار بوده و از لحاظ علمی و مدیریتی خوش درخشیده اند و توانایی جوانان این قوم  تکذیب ناپذیر بوده و هیچکس نمی تواند این موضوع آشکار را کتمان نماید .

نتایج بی توجهی ها باعث شده که بعضی از لک زبانان هویت خود را کنمان نموده و متاسفانه در میان اقشار تحصیل کرده نیز مشاهده می گردد که در شان و یا در مصالح خود نمی بینند که بگویند لک زبان هستند وراحت ترند که خودرا به نام قوم دیگری معرفی نمایند و این جریان خزنده ضدفرهنگی مثل غده سرطانی موجودیت این فرهنگ را نشانه رفته و اگر عزت نفس از دست رفته به این قوم برنگردد و عنوان لک زبان بودن موجب افتخار نگردد تاروپود این فرهنگ غنی از هم پاشیده خواهد شد و لذا حتی افراطی گری و غلو در مطرح نمودن پیشینه تاریخی در ایجاد اعتماد به نفس و تغذیه فرهنگی از کارهای بسیار مهم وحیاتی می باشد. و با تحول شرایط اجتماعی، تحولات اقتصادی را نیز شاهد باشیم چراکه برای هرگونه تحول اقتصادی و توسعه و رشد باید شرایط اجتماعی دگرگون شود و ثانیا گرایش ها و روحیه ها تغییر یابد.

نویسنده :حمید نظری مدیر سایت لکستان

/ 9 نظر / 39 بازدید

من متاسفم برای چنین پنداشتهائی که خود به طور فزاینده ای موجب شکل گیری نوعی دیدگاه منفی فرهنگی می شود . برادر عزیز من یک کورد کرمانشاهی هستم . 42 سال از عمرم گذشته است و هر گز نسبت به لک زبان چنین برداشتی را نه شنیده ام و نه خود حتی یکبار چنین تلقی که شما مدعی آن هستید نداشته ام .

امير

جناب آقاي نظري به نكته‌ي درستي اشاره كرده‌ايد. براي رسيدن به هدف بازيابي فرهنگ و هويت مردم لك، مي‌بايستي تحويل در ادبيات لكي ايجاد شود و اين تحول جز با همت لك زبانان و نويسندگان لك به سراجام نخواهد رسيد و براي رسيدن به آن در آغاز مي‌بايست روش نوشتن و خواندن لكي در بين لك زبانان آموزش داده شود و اين همت همه‌ي اين قوم را طلب مي‌كند. من با اين موضوع برخورد كرده‌ام كه بسياري از خويشاوندان نشبي و سببي‌ام لك تبار هستند و اين موضوع را كتمان و چه بسا براي اين جك هم‌مي‌سازند و انتشار مي‌دهند.

علي

من به عنوان يك لك زبان به شما افتخار مي كنم وسالها است در اين راه مبارزه وتلاش فرهنگي براي خود لك زبانها مي كنم كه چرا به زبان لري وكردي تكلم مي كنيد چرا در ارتباط با ديگران فارسي حرف نمي زنيد وبا خود لكي ما اول بايد خود را اصلاح كنيم من بعد از زندگي در تهران واخذ يك مدرك تحصيلات تكميلي تازه خودم شناختم واي به حال ديگران

حمید

هیچ وقت تمام مردمان یک قوم بد نیستن یا یک خصلت خوب وبد را با هم ندارند هستن انسان های شریف و خوبی که لک هستن. اما متاسفانه لک از دنیا جا مانده است. هنوز یک سری مسایل غیر مهم برای لک ها مهم است و خیلی از مسایل مهم برای ان ها لک ها. به هر حال لک اصلا جایگاه مناسب نداره و نمیشه گفت این جایگاه را به نا حق داده اند. چون عامل اصلی این جایگاه خود لک زبانان هستن. امیدوارم مشکلات حل شود و لک زبانان نیز در پاره از امور اصلاح شوند. از قبیل فرهنگ لباس پوشیدن/ مسیله اعتیاد به خصوص در روستاها / مسئله توجه به سواد/ وضعیت بهداشت یازهم به خصوص در روستاها و ....

حسن

باسلام باتشکرازوبلاگ مفید وجالبتون من نیزلک زبان هستم کارشناس ارشدمدیریت بازرگانی وساکن شهرستان نهاوند همدانم من و بامشکلاتی که شماودوستان اشاره نموده اید آشنایی دارم تکلم بازبان لری وکتمان کردن هویت خودبرای من هم پیش امده وبسیاری ازمواقع ازاین موضوع رنج برده ام که چرا لک زبان بدنیا آمده ام ولی من هویت خودراازدست نداده ام وهنوز بازبان لکی خودم صحبت میکنم وازپیشرفت لکزبانها درهرجای ایران خوشحال میشوم ولیباورکنید شرایط برای من وامسال من بسیارسخت است وتوهین هایی به لک زبان ها میشودان هم ازطرف کسانی که هیچ چیزبرای گفتن ومباهات ندارند ولی انگار عادت شده که اگردر خیابلان دعوا میشود لک ها هستند اگرماشینی خلاف میرود راننده اش لک است واگر فلان مسعول کارش رادرست انجام نمی دهد لک است به راستی وبه نظرمن چنددلیل اصلی دارد 1-پراکنده بودن لک زبانان دراستانهای مختلف 2-برخی باورهای نادرست فرهنگی 3-عدم اعتماد بنفس عزت نفس درمیان سایر اقوام 4-احترام فراوان به افرادی که درروابطمان خودرا کمترازانها میدانیم _خصوصا لر زبانها) 5تکلم به لهجه های دیگر که خود مورد تمسخردیگران واقع میشوند

حسن

باسلام باتشکرازوبلاگ مفید وجالبتون من نیزلک زبان هستم کارشناس ارشدمدیریت بازرگانی وساکن شهرستان نهاوند همدانم من و بامشکلاتی که شماودوستان اشاره نموده اید آشنایی دارم تکلم بازبان لری وکتمان کردن هویت خودبرای من هم پیش امده وبسیاری ازمواقع ازاین موضوع رنج برده ام که چرا لک زبان بدنیا آمده ام ولی من هویت خودراازدست نداده ام وهنوز بازبان لکی خودم صحبت میکنم وازپیشرفت لکزبانها درهرجای ایران خوشحال میشوم ولیباورکنید شرایط برای من وامسال من بسیارسخت است وتوهین هایی به لک زبان ها میشودان هم ازطرف کسانی که هیچ چیزبرای گفتن ومباهات ندارند ولی انگار عادت شده که اگردر خیابلان دعوا میشود لک ها هستند اگرماشینی خلاف میرود راننده اش لک است واگر فلان مسعول کارش رادرست انجام نمی دهد لک است به راستی وبه نظرمن چنددلیل اصلی دارد 1-پراکنده بودن لک زبانان دراستانهای مختلف 2-برخی باورهای نادرست فرهنگی 3-عدم اعتماد بنفس عزت نفس درمیان سایر اقوام 4-احترام فراوان به افرادی که درروابطمان خودرا کمترازانها میدانیم _خصوصا لر زبانها) 5تکلم به لهجه های دیگر که خود مورد تمسخردیگران واقع میشوند

شیدا

من هم یه لکم. توی دانشگاه بعضی مواقع که به لکها برخورد میکنم دلم میخاد باهاشون لکی حرف بزنم ولی اونا میگن نه .... مشکل از خودمونه که لک بودنمونو پنهون میکنیم و خودمونو کرد یا لر معرفی میکنیم . ولی من همیشه با افتخار گفتم که لک هستم. شناخته شدن لکها بیشتر نیازمند تلاش واعتماد به نفس خود اونهاست

امیر

من با شما دوست عزيز بسيار موافقم. در كرماشان دوره‌ي دبيرستان را گذارندم و پس از خدمت سربازي و دانشگاه در آنجا ازدواج كردم. با تأسف بسيار اغلب بستگان همسرم در هر مناسبتي كه دور هم جمع مي‌شوند حتما نيشي هم به اين قوم مي‌زنند و يا نقاط ضعف اين مردمان نيكو سرشت را بيان مي كنند. هميشه با خودم مي‌جنگم كه بر خود مسلط باشم تا مبادا مثل آن‌ها رفتار كنم هرچند بسياري از اين اقوام سببي خود از تبار مردم لك زبان هستند ولي افسوس كه نه تنها آن را كتمان مي‌كنند بلكه حتي بي احترامي به اين مردم را هم دارند. اين يكي از دلايلي بود كه 11 سال پيش از كرماشان به تهران مهاجرت كنم تا شايد كم‌تر از اين موضوع در رنج باشم و تلاش مي‌كنم كم‌تر در جمع آن‌ها حضور يابم.

لک دلفان

ما ها چوب گذشتگانمونو میخوریم مگه چی از بقیه تمدن ها کم داشتند که نتونستند لک رو به عنوان قومی مستقل بشناسونند .اونا همه اش در کوه ها بسر برده اند و اثار مکتوبی از خودشونو به جا نگذاشتند.جالب اینجاست مشاهیر ما پسوند لر رو به خودشون چسبوندند