ادامه مطلب ...
به گزارش نشریه اینترنتی لکستان، محوطه
باستانی باباجان که شهرت و آوازه جهانی داشته و معماری و آثار به دست آمده از آن پیش درآمد و مرجعی در مطالعات تمدن ایران زمین است در پنج کیلومتری غرب نورآباد، مرکز شهرستان دلفان لکستان، واقع شده و نخستین بار توسط گلر گاف مید، از دانشگاه لندن در فاصله سالهای 1344 تا 1347 خورشیدی (1963 تا 1968 میلادی) مورد کاوش قرار گرفت که درنتیجه آن چهار دوره تاریخى و پیش از تاریخ مربوط به دوره هاى ماد، هخامنشیان، قرن نهم تا هشتم قبل از میلاد و هزاره سوم قبل از میلاد در آن شناسایى شد.
به گزارش نشریه اینترنتی لکستان، مردمان مناطق لک نشین
غرب کشور که به لکستان معروف است، در نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد مسیح، پادشاهی کما بیش مستحکمی به نام ال پی تاسیس کردند که شاهک نشینهای متعددی آنرا تشکیل میداد. این پادشاهی در زاگرس به نام الی مایی تا دوره ساسانیان تداوم داشت.
رضا نظری (وبلاگ دیار دلفان):سرزمین باستانی دلفان
که از دیر باز محل زندگی مردم ایرانی تبار قوم لک بوده است ، بر اساس کاووش های باستان شناسی و بررسیهای تاریخی ، پیش از حضور آریایی ها مسکون بوده و بر اساس پژوهش های انجام گرفته توسط خانم جودیت پولار علاوه بر رونق زندگی در دوران کاسیتها و آریاییها ، سابقه زندگی یکجا نشینی و کشت گندم در دشت خاوه به هفت هزار سال قبل از میلاد مسیح (ع) می رسد و بومیان آن ، همگام با سایر اقوام ایران زمین ، نقش بسزایی در بروز و ظهور تمدنهای ایرانی داشته و بر تداوم نظام اجتماعی و شکل گیری حکومت های پادشاهی ایران و بسط و گسترش آن به سایر نقاط جهان از جمله بین النهرین تاثیر فراوان داشته اند.
رضا نظری (وبلاگ دیار دلفان): این مجموعه طی کاوشهای باستان شناسی
هیات مشترک ایران و انگلستان در سالهای 1344 تا 1347 در بنایی واقع در تپه باباجان نورآباد کشف شده است.در کاوش این محوطه که شامل یک تپه مر کزی، چندین تپه در شرق و جنوب غربی است چهار دوره مختلف تاریخی و پیش از تاریخ مربوط دوره هخامنشیان، مادها، قرن نهم تا هشتم قبل از میلاد و هزاره سوم قبل از میلاد شناسایی شد.
رضا نظری (وبلاگ دیار دلفان): رود سیمره که در میان
بومیان منطقه به ( آب خشمگین ) معروف است و گذشته ها به ( خواپ ) و خواسپ و لاوکنی ) شهرت داشته ، بزرگترین و با سابقه ترین رودخانه غرب کشور است . رودخانه سیمره از مرتفع ترین و یا به گفته دیگر سردترین نقطه غرب کشورمان ، یعنی کوههای استان همدان آغاز و تا پست ترین و پائین ترین و گرمترین نقطه جنوب کشور ، یعنی جلگه اهواز امتداد می یابد .
به گزارش نشریه اینترنتی لکستان محوطه های باستانی
سرخ دم لکی و سرخ دم لری به ترتیب در 6 کیلومتری شمال غربی و 10 کیلومتری جنوب شرقی کوهدشت در منطقه لکستان واقعند. نامگذاری این دو محوطه باستانی بنام لکی و لری بدلیل مجاورت آنان با دو روستای لک نشین سرخ دم و لرنشین خوشناموند است.
خدارحم بابایی: من داریوشم ،شاه بزرگ شاه شاهان،
شاه در پارس ، شاه سرزمینها ، نوه ارشام هخامنشی . گوید داریوش شاه :پدر من گشتاسب است ،پدر گشتاسب ارشامه ،پدر ارشامه اریامنه ،پدر اریامنه چشپیش هخامنش ... این است آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم . کمبوجیه نامی پسر کورش ، از خاندان ما ، او اینجا شاه بود ،از آن کمبوجیه بردیه را اوژد ،هنگامی که کمبوجیه بردیه را اوژد ،مردم آگاه نشدند که بردیه اوژده است ،پس کمبوجیه به مصر شد .
خداکرم بابایی: در سال 1307 خورشیدی یکی از کشاورزان
شهرستان دلفان هنگامی که در حال شخم زدن زمین کشاورزی اش بود مقداری شی مفرغی پیدا کرد واین اشیاءرا به نزدیکترین قصبه یعنی "هرسین " برده به مقداری شکر فروخت .چیزی نگذشت که سیل ربایندگان آثار تاریخی از تهران وحتا کشور های اروپایی به منطقه سرازیر شد.طمع روستاییان به جوش آمد وبه جستجو وحفاری قبور باستانی پرداختند.ودر اندک زمانی بسیاری از آثار تاریخی گرانبها وپرارزش منطقه به یغما برده شد.
برای سالیان سال بدلیل فقدان دسترسی به هر گونه مدرک
تاریخی که از آن بتوان نژاد و اصالت باباطاهر عریان را برداشت کرد دوبیتی های این عارف بزرگ تنها منبع مستند جهت انجام مطالعات مربوطه بود. به تازگی مدارک مکتوب تاریخی از لابه لای اوراق بزرگان فرقه اهل حق در منطقه لکستان غرب کشور بدست آمده که بیانگر اینست که علی رغم اینکه آرامگاه و محل وفات باباطاهر عریان در همدان میباشد ولی زادگاه وی در مرکز منطقه لکستان یعنی نورآباد دلفان و در دامنه های کوه گرین میباشد.
خاندان زند از لک های لرستان قدیم می باشد، خاستگاه اولیه اش
در لرستان بزرگ سابق و در منطقه ملایر از استان امروزین همدان می باشد. بعد از به سلطنت رسیدن کریم خان زند، افراد زیادی از طایفه زند با او به پایتخت (شیراز) رفتند. هجوم قاجاریه و نیز خیانتهائی که به حکومت زند شد، باعث سرنگونی این حکومت گردید.
شمسالدین محمد پسر هندوشاه نخجوانی مشهور به «شمس منشی» در سال ۷۲۸ قمری معادل ۷۰۷ خورشیدی و ۱۳۲۸ میلادی، فرهنگ یا واژهنامهای را به زبان فارسی نوشته و با نام «صحاح الفُرس» به غیاثالدین محمد، وزیر اتابکان لرستان، تقدیم میکند. غیاثالدین محمد پسر خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی، وزیر دانشمند ایرانی دولت ایلخانان بود.
عبدالرضا شهبازی:
آنچه که در این تصویر میبینید سرقت سنگ نگاره های غار چندین هزار ساله میرملاس کوهدشت است که در اثر بی توجهی، عدم کفایت و عدم کاردانی مسوولین میراث فرهنگی کشوری و استانی رخ داد. نقوش این غار کهن ترین نقوش بشری هستند.

کیومرث میرزابیگی: .
گورستان قدیمی “پیر محمد شاه” که برجای مانده از دوران سلجوقی، یعنی حداقل ۵ قرن بعد از اسلام آوردن ایرانیان است، نه مانند پاسارگاد آرامگاه شاهی ست و نه بسان تخت جمشید، نمادهایی شاهانه دارد تا مسئولان دولتی را به انزجار و و اکنش وادارد. قبرستانی اسلامی است و از قضا امامزاده “پیر محمد”ی هم در آن آرمیده و همان هم نزد اهالی محل مشهورش کرده، اما این اثر تاریخی و ملی که بر خلاف عدم شهرت ظاهری اش، حاوی تاریخ گرانبها و آثار و ظواهر باستانی زیبا و بسیار ارزشمندی ست هم، از جریان جاری تخریب در این روزها دور نمانده و از قضا حمله بَران و تخریب کننده گان آن، پیمانکاران یکی از نهاد های رسمی و دولتی بوده اند.
نوشته: پدر مورتنسن و برگردان به فارسی فریدون بیگلری: در آوریل 1963 (1342ش) هیأت اعزامی از موزه ملی دانمارک، یک رشته حفاریهای باستان شناختی را در منطقه هلیلان، واقع در شمال لرستان (شرق ایلام) آغاز کرد. هدف این تحقیقات که در سال 1964 (1343ش) نیز ادامه یافت، مطالعه آثار و بقایای عصر برنز و اوایل عصر آهن بود.
حشمت اله آزادبخت:
از جمله آثار تاریخی شهرستان لک نشین دره شهر در استان ایلام میتوان به
شهر تاریخی ماداکتو، شهر تاریخی سیمره، چهار طاقی دره شهر، تنگه بهرام چوبین، پل تاریخی گاومیشان، قلعه هزار در، دژ شیخ مکان، قلعه زینل، قلعه پوراشرف، قلعه جهانگیر آباد، قلعه تاجمیر، قلعه ارمو و ... اشاره کرد.
شهر تاریخی سیمره از شهرهای تاریخی استان ایلام است
و در حاشیه غربی شهر درهشهر که از شهرهای لک نشین این استان است قرار دارد. این اثر تاریخی که بزرگترین محوطه تاریخی در سطح ایلام است، بالغ بر 200 هکتار وسعت در ضلع غربی و جنوب غربی شهر دره شهر قرار دارد و جزو اولین آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی کشور میباشد.
علیمردان خان بیرانوند پدر مرتضی خان بیرانوند
و پدربزرگ دکتر هوشنگ اعظمی است. این بزرگمرد لک فرمانده بزرگ لرستان در زمان رضاخان بود که توانست لرستان را به مدت ۳ سال از حکومت مرکزی جدا و مستقلا اداره نماید. این حاکم لک در پیغامی به رضاشاه مینویسد که "اینجا لرستان (لکستان) است. در تنگه زاهد شیر اگر عقابی بخواهد بر فراز آسمان پرواز کند، باید پرهایش را باج دهد".
مولفه های اجتماعی رایج در دوران پیش از تاریخ شهرهای لکستان
محمد قاضی هرسینی: «یغمایی» تصویر سنجاق پیشکش معبد سرخدم لکی کوهدشت را برایمان معنا میکند: «زن، لبخند رضایت دردناکی دارد، چون لبخند بیشتر زنان پس از زایمان دیده میشود. دستانش را نگاه کنید که بر سینه میفشارد و آرزوی شیر در پستان دارد و نقش دو بز کوهی در دو سویش، که نماد حامیان «اشی» بغ بانوی بارداری هستند که گاه فرشته بالدار را میمانند. به گمانم زایمان خوابیده یا نیمه خوابیده زن همان گونه که نقش شده، از هزارههای پیش، رایج بوده است.»
نگاهی به تاریخ لکستان و مردمان قوم لک
علی ایلامی/ از لک های ساکن بلژیک
هر رهگذاری که از زاگروس رد شده است و نوشته ای به ثبت رسانده بیانگر این نیست که تمام زاگروس کردند. اگر باچنین دیدی به این مسئله نگاه شود سخت در اشتباه هستیم. چون اقوامی در زاگروس وجود دارند که قدمت تاریخی بیش از کرد دارند و هیچگونه ادایی دال بر خود بزرگ بینی ندارند و مبارزات زیادی در طول تاریخ داشته اند اما به دلیل مسلمان نبودنشان همواره مورد بی مهری قرار گرفته اند وبرای مدتها در تاریخ از انها نامی برده نشده است. آنان صاحبان حقیقی این سرزمینند که همیشه بر آنها شناسنامه جعلی نام کرد و لور نهاده شده است. درمقاله زیر لکستان دارای قدمتی تاریخی کهن همانند دیگر اقوام در ایران نه بیشتر نه کمتر دارد که به علتهای عنوان شده نتوانسته خود را نمایان سازد.
آشنایی با جغرافیای لکستان
لکستان منطقهای است پهناور و کوهستانی که با همة ویژگیهای آداب ، رسوم و فرهنگ و هنر و سنتهای کهن ، خصوصیات طبیعی ، آثار باستانی و تاریخی و غارهایی که دارای آثاری با تمدنهای بسیار کهن است و درههای سرسبز و چشمههای آب فراوان و کیفیت های مختلف دیگر تاکنون چنانچه باید شناخته نشده است.
ندای زاگرسی:
نقوش سنگی غار میرملاس در معرض خطر
انسان نخستین به این حقیقت دست یافته بود که می تواند با ترکیب موادی مانند تنه ی درخت و شاخه های سوخته، شیره ی گیاهان و درختان، چربی های حیوانی، خاک رس و آب رنگ را ایجاد کرده و با آن بر دیواره های سنگی نقاشی های پایدار و بادوامی را ترسیم کند.
کمپین نجات سنگ نگاره های میرملاس کوهدشت لکستان
پس از فاجعه شوم بار نابودی بخش اعظمی از نقوش سنگی غار میرملاس کوهدشت که قدمت چندین هزارساله دارد و غفلت بسیاری از مسوولین سازمان میراث فرهنگی در این زمینه، سرانجام با تلاش های فراوان اعضای "گروه و کمپین نجات سنگ نگاره های میرملاس در کوهدشت" در ابتدای جاده ی منتهی به این غار باستانی تابلویی برای راهنمایی بازدید کنندگان نصب شد. همچنین با توجه به این که جاده فرعی (انشعاب گرفته از جاده کوهدشت-اولادقباد) دسترسی به غار خاکی است، تسطیح مناسبی از این جاده خاکی نیز صورت گرفت. نصب تابلو و تسطیح جاده به همت بخشدار مرکزی کوهدشت انجام گرفت.

تمدن گرانسنگ درهی مهرگان(سیمره) سند بزرگی که زیر غبار مدفون است
گفتگوی هفته نامه سیمره با استاد بزرگ لک کیومرث امیری کله جویی (لک امیر)![]()
در تحقیقاتی که در تنهایی و انزوای صرف انجام دادهام به این نتیجه رسیدهایم که سرزمین ایران یکی از مظلومترین سرزمینهای جهان و مردم ایران از ستمدیدهترین مردمان دنیا در طول تاریخ بشرند. مظلومتر از ایران، منطقهی بومیان درهی مهرگان(سیمره) یعنی همین حوزهای که لکها در آن ساکناند، میباشد. مظلومیتهایی که اگر با دقت آن را در اوراق تاریخ دنبال کنی چه بسا کارت به نیهیلیسم و حتا دیوانگی هم بکشد. میخواهم فقط اشارهای به عمق فاجعه کردهباشم،
پیشینه تاریخی قوم لک: شکست ماد ها از پارس ها
گفتگوی هفته نامه سیمره با پژوهشگر تاریخ لک آقای کیومرث امیری کله جویی (ملقب به لک امیر)
به هر تقدیر کوروش از جانب طایفهی مادری (قوم ماد) به مقام و منزلتی دست پیدا میکند. شاید علت اینکه در فرهنگ شفاهی و عامیانه ی مردمان ما هنوز هم خالو نباید به خواهرزاده اعتماد نماید و زبانزد معروفی بین ما لکها وجود دارد که میگوید: « هالو ورو هوار آو بردیو خورزا ئه رو بان مینیه مکرد.» (آب خالو (دایی) را رو به پایین برده بود و خواهر زاده رو به بالا ( به عمد) به دنبال او میگشت) شاید تناقض آشکاری که بین دایی و خواهرزاده در باور ما مردمان این خطه شکل گرفته است ریشه در این داستان داشته باشد و این قضیه از همین ماجرا و از این تاریخ به بعد جزو باورهای ما شده است. خوب کوروش قدرت را از چنگ خالوهایش بیرون کشیده و خود بر مسند قدرت قرار میگیرد و دولت پارس را ...
بازخوانی یکی از بزرگترین یشت های اوستا
به گزارش تابناک، یشت، به معنای «پرستش و نیایش» و از نظر لغوی با واژه کهن«یسن» و واژههای «جشن» و «ایزد» در زبان فارسی هم ریشه است. مجموعه یشتها، نام بخشی از کتاب اوستا و شامل سرودهایی در ستایش خدایان قدیم ایرانی نظیر ناهید، مهر و تیشتر است.
همانگونه که بارها در نوشتارهای پیشین از پراکندگی جغرافیایی ایلات، طوایف و تیره های گوناگون قوم لک در ایران و عراق به دلایل گوناگون همچون تبعید اجباری، کوچ و ... سخن گفته ایم اینبار نیز توضیحاتی پیرامون پاره ای از قوم لک که در شهرستان میاندواب آذربایجان زندگی میکنند می پیردازیم.
در کتاب "مردمان میاندواب" نوشته جمشید محبوبی (١٣٨٨) (لینک مشاهده مشخصات و خرید کتاب) و در فصل نهم آن میخوانیم که:
نام پیشین کوهدشت "قوتل" و نام تاریخی آن "کوزشت" بوده است. اگر چه شهر جدید کوهدشت حاصل اسکان عشایر در دوره رضاشاه پهلوی است اما بنا بر روایات تاریخی از حمدالله مستوفی و سایرین به نظر میرسد که در سالیان دور در این منطقه شهری باشکوه دایر بوده است.
آثار تاریخی و جاهای دیدنی کوهدشت لکستان عبارت است از:
در سالهای اخیر مباحث و کشمکش های متعددی در محافل اینترنتی و آکادمیک درباره ریشه و تبار کریم خان زند ملقب به وکیل الرعایا پیش آمده است. ولادیمیر مینورسکی (١٩۴٣ میلادی) طایفه زند را یکی از طوایف قوم لک معرفی کرده است. همچنین زبان مردمان طایفه زند لکی است. اصالت طوایف زند بر میگردد به لکهای کوچ رو که در شهرستان الشتر (یکی از شهرستان های لک نشین استان لرستان)زندگی میکردهاند. لکهای الشتر از نسل حاکمان آل حسنویه که از کردهای شهرزور بوده و به این منطقه مهاجرت کردهاند میباشند.
جان پری در کتاب کریم خان زند ترجمه علی ساکی صفحه ٢۴ ذکر میکند که طایفه زند با چوپانی روزگار میگذارندند و و احتمالا در زمان شاه عباس اول از دامنه های زاگرس به حوالی پری و کمازان در نزدیکی ملایر در همدان کوچانیده شدند.
سرجان مالکم در کتاب تاریخ ایران جلد ٢ صفحه ٢٧٧ مینویسد که به ظاهر کریمخان در جلب حمایت سایر طوایف لُر توفیق چندانى نداشته است و سران طوایف مقیم لرستان تن به اطاعت او نمىدادند، ولى در جلب مساعدت تیرههاى زند موفق بود ـ هر چند این رویه پس از مرگ وى نه تنها ادامه نیافت، بلکه خوانین بگله و هزاره به جان هم افتادند و سبب تضعیف و تفرقه در بین خود شدند. بهصورتى که علىمرادخان از تیرهٔ زند هزاره، بیشتر سران تیره زند بلگه را به قتل رسانید و لطفعلىخان سران تیره هزاره را قتل عام کرد. زندهاى خراجى نیز هر یگ به گوشهاى گریتختند و ترک خدمت کردند. کینهاى هم که آقامحمدخان به جمیع آنان داشت موجب شد دستههائى از طوایف لک به ایل قشقائى به پیوندند تا منبعد از آزار و ایذاى وى و دیگر فرمانروایان قاجارى در امان بمانند
امروزه در استانهای خراسان و لرستان و همدان و کردستان به ویژه در ملایر همدان، بروجرد لرستان و سنندج کردستان و همچنین در دو سده اخیر در شیراز و تهران نامهای زیر از طوایف «زند» به شمار آمده و تماما از دیدگاه نژادی از قوم لک هستند: پس از کریم خان زند، سلسله زندیه رو به سقوط رفت، تا جایی که بازماندگان این طایفه را به شهرهای بد آب و هوا و دور از شیراز (پایتخت حکومت) - قم - خراسان - ملایر - جنوب تهران (یافت آباد) و ... تبعید کردند
سور به معناى میهمانى و جشن مى باشد و اما چرا چهارشنبه سورى و چرا آتش برافروختن و چرا از روى آتش پریدن؟
براساس سروده هاى حکیم فردوسى، سیاوش فرزند کاووس شاه در هفت سالگى مادر را از دست مى دهد. پادشاه همسری دیگر را برمى گزیند، سودابه که زنى زیبا و هوسباز بود عاشق سیاوش مى شود...
به گزارش خبرنگار مهر در ایلام، دره شهر لکستان شهری تاریخی است که نامش ذهن را به تاریخ می کشد، شهری تاریخی و پایتختی گمشده که یادگاری از قرون اولیه اسلامی بوده که همچون مرواریدی از دل صدف، از دل خاک بیرون زده است. 
شهری که رود شناور و سبزآبی سیمره از کنار آن می گذرد و جوش و خروش این رودخانه نیز همچون شهر دارای پیشینه ای به بلندای تاریخ است.اگر چه بخشهایی از این شهر تاریخی بنابر روایت ها در زلزله ای از بین رفته اما بزرگی بازار این شهر چنان است که اهمیت آن دوران را در قاب چشم تداعی می کند.
خاندان قیاسوند از خاندانهای بزرگ سرزمین باستانی لکستان است.
زادگاه و زایچه ی نخستین این خاندان از دیار فرهنگ و ادب لکستان الشتر پرآوازه می باشد گروهی از این مردم نژاده به فرمان زورگویانه ی آغا محمد خان قاجار (اخته خان) به قزوین کوچانده شدند گروهها و تیره های دیگری در رشت،مازندران،نهاوندو کوهدشت زندگی می کنند اما گروهی که ما درباره ی آنها خواهیم نوشت قیاسوندهای شیخ ماخو دره شهر هستند (ادامه را در لینک زیر بجویید)
رضاخان (رضاشاه پهلوی) لک بود
رضاشاه پهلوی در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ هجری خورشیدی در روستای آلاشت از توابعسوادکوه مازندران زاده شد. پدرش داداش بیک، سرهنگ فوج سوادکوه بوده است و پدران او نیز نظامی بوده اند. و مادرش نوشآفرین نیز اهل تهران بود.اصل و نصب رضا شاه بر می گردد به مردم لک زبان الشتر که جدش در فوج نادر شاه گم شده و از خراسان راهی الاشت که هم نام الشتر می باشد می شود.
ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید.
علی اکبر دلفانی از ایل میربگ نوراباد(ساکن خرم آباد):
"شیحنه" یک شهر باستانی در عهد ساسانیان درمسیر جاده ابریشم بوده است که واقع در نزدیکی نوراباد لکستان می باشد که روزی بر آن گذر می کردم و چشمم به حمام ویرانه ای افتاد و این چند بیت را در وصف عظمت آن سرودم . با سپاس
روژی ژه شیحنه گزه ر مه کردم--- ژه حه مام شار دیه ن مه کردم
چه مم کت اَوتاق ئاو نیمه طاقه ش--- کتم ئاو فکر و وصف ئاوصافش
واتم ای حه مام مظهره پاکی--- چین ویرانه ای و هم کف خاکی
اگرژه قه سم نه موویی دلگیر--- ته ریف که ئارام هرچی هاوه ویر
ایی شاره کیه که ی به ناش کردن--- کام خه راو کاران ویرانش کردن
کیش کاسیان :
کیش کاسیان را شاید نخستین نقش پناهگاه جنوبی دره میر ملاس واقع در کوه سَر سُر حسن شان کوهدشت نقطه عطفی در پژوهش برای دانستن نخستین جلوه ها از باورهای آنان به نیروی خدایان باشد از نقش ها در مفرغ ها مرکب از شکار و بت است یعنی مجموعه ای از از کله قوچ با شاخهای نیمدایره ای که درون هر دایره شاخ و یا حلقه صورتی از انسان خدا نما جلوه می کند.
کریم خان زند موسس سلسله پادشاهی زندیه در ایران که به گواه تاریخ مردی از قوم لک از استان همدان بوده است برای اداره امور افراد متعددی از خاندان خویش را به نقاط مختلف ایران گسیل داشته است.
آیت احمدی در کتاب "سیری در تاریخ سیاسی کرد" انتشارات پرسمان چاپ 1382 مینویسد که بخشهایی از طوایف لک در کردستان عراق، کرکوک و خانقین سکونت دارند. در کردستان عراق تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.
علیرضا سرلک می نویسد:
در یکی از نشریات محلی (سیمره: چاپ غرب کشور) و برخی سایت های اینترنتی بحث جنجالی پیرامون لرها، کردها و لک ها پیش امده که در یک سو جناب آقای ظاهر سارایی و در سوی دیگر آقای قاید رحمتی قرار دارد. در میان گفته های این افراد برخی گفتارها پیرامون قوم لک و منطقه لکستان قابل توجه است که در ادامه به آن پرداخته می شود:
این نوشتار که از کتاب "تاریخ تالش" نوشته استاد "علی عبدلی" ابرگرفته شده است ، خلاصه ای است از چندین سند تاریخی که نشان می دهد اسم لک از قرن های پیش وجود داشته است. هر چند که ممکن است واژه لک در این نوشتار همان گیلک باشد ولی باز به هر حال یاد شدن نام لک در تاریخ هدف بوده و نیز بعید نیست که لک و گیلک یکی باشند.
نوشتار زیر از کتاب GLIMPSES OF LIFE AND MANNERS IN PERSIA
نوشته Mary Leonora Woulfe Sheil سال 1860 لندن انگلستان ترجمه شده است (مشاهده متن انگلیسی کتاب). توضیحات زیر عینا از بندهای نخستین پیوست یاد شده (صفحه 394 کتاب) ترجمه می شود. بندهایی پسین که از آوردن متن ترجمه آنها خودداری شده است درباره عرب ها و سایر ایلات ایران است. و اما عین ترجمه:
12,000 years old "Mirmalas Cave" in Kouhdasht, Lakistan, Iran was completely destroyed
غار 12000 ساله میرملاس کوهدشت در اثر بی توجهی مسوولین میراث فرهنگی نابود شد
Introduction:
The "Mirmalas Cave" is a 12,000 years old cave located near Kuhdasht city, SW Iran. Due to lack of attention by Iranian officials, this cave was completely destroyed in Spring 2010.
Here we present some information about this valuable historical cave.
The "Mirmalas cave" in Sarsorkhain Mountain contains color paintings and patterns on the southern and northern walls, which depict scenes of battle, hunting, human figures and animals. There are also images of deer, cow, dog, fox and a person hunting animals on horseback in red and black.
Mysterious Inscriptions
Near the peak of Sarsorkhain Mountain is Houmiyan Mountain, another mount in Kouhdasht District, which has unique stone inscriptions.
After the discovery of Mirmalas Cave and Houmiyan, Professor Girshman examined related photos and slides, and said the discovery of paintings in a cave in Lorestan is important.
“In all archeological studies on excavations pertaining to caves of Iran, be it my findings in Bakhtiyari mountains or the excavations in Bisotoun, Alborz and Khorasan mountains, paintings were never found and this indicates the significance of this discovery,“ he said.
These mountains hold many secrets and mysteries, and manifest the sadness and happiness of people who resided there thousands of years ago. These inscriptions reveal the artistic endeavors of those residents on stones.
A professor of Cambridge University, McBorney, said the paintings on the walls of Mirmalas Cave, which include people riding on horses and scenes of war and hunting animals with bow and arrow, date back to 1500-2000 BC.
“Since the art of horse riding was introduced to the region during that period by Iranians, these paintings do not belong to an older period. The importance of those paintings is that they show the very first manifestations of the crave for arts among the cavemen of Kouhdasht. They gradually perfected the art and transferred it to next generations. In the first millennium BC, these paintings and patterns emerged on bronze object d+arts of Lorestan,“ he said.
All the paintings on Kouhadasht's rocks are designed in a circular row in the caves situated a few kilometers west of the city of Kouhdasht. The size of human faces painted in Mirmalas Caves is between 10 cm to 30 cm. The history of painting on stones in Iran dates back to the Neolithic Period, which is about 4500 BC.
Damage
In addition to the stone paintings of Mirmalas Cave, Kouhdasht has older stone inscriptions in Houmiyan Mountain.
The Houmiyan mountain range extends from north to northwest of the city of Kouhdast and is surrounded by oak trees. Travelling through this beautiful landscape energizes any visitor. However, what saddens every Iranian, especially residents of Lorestan, is that coal and sharp objects have been used to draw images on the unmatched and invaluable paintings. Spray paint has also been used to damage the unique paintings such that the original patterns are no longer visible.
Sunshine and limestone salts have also damaged a portion of paintings that have a striking similarity to the paintings of Lasco caves in France.
It is perhaps appropriate to review the regulations of the United Nations Educational Scientific and Cultural Organization (UNESCO) about stone inscriptions in order to grasp its significance.
UNESCO stipulates that stone paintings should never be touched or made wet, nothing should ever be added to them, nobody should walk on them, they should remain as they are and people should only take photos of them.
Given the dismal conditions of the ancient stone paintings of Mirmalas Cave, one wonders why this invaluable cultural heritage has not been protected. In comparison, the paintings of Lasco caves are fenced with a glass wall to be protected against the humidity created by the breathing of visitors.
Mirmalas paintings have some of the most unique color patterns in Iranian history and should be protected. By installing thick plastic or small screens, people+s access to Mirmalas paintings should be avoided. This is not very costly. If we do not do that today, then in the next few years there will remain no trace of this matchless heritage.
These paintings represent the national identity of Iranians and related organizations should value them more. They are the best means of expanding tourism and ecotourism in the region, and display the grandeur of the ancient Iranian nation
نابودی میرملاس را که ناشی از غفلت مسسولین میراث فرهنگی است را به همه دوستداران ایران تسلیت میگوییم.
عکس های مرتبط را در لینک زیر که همه از امین آزادبخت است ببینید.
http://koohdasht.blogfa.com/post-387.aspx
خداوند این کشور را از شر دشمن ، خشکسالی و دروغ محفوظ نگه دارد
میرملاس: بود یا نابود
تصویری را که در زیر می بینید نمایی از سنگ نوشته های ١٢ هزارساله ی غار میرملاس کوهدشت که در غرب کشور کشور است که به دلیل بی توجهی مسوولین سازمان میراث فرهنگی و نیز عدم آگاهی برخی از مردم ناحیه دچار تخریب تقریبا کاملی شده است و نابودی آنرا میتوان با چشم دید. این تصویر کاملا واقعی است و با نرم افزار و ... ه تهیه نشده است!!!

این در حالیست که سیروس ابراهیمی فرماندار شهرستان کوهدشت که سال ها رییس سازمان میراث فرهنگی استان بوده است تخریب نقاشیهای روی دیوارههای غار میرملاس غار دوشه در این شهرستان را تکذیب کرد.
سیروس ابراهیمی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: نقاشی های روی این غار فاقد هرگونه پوشش و محافظ میباشد به همین دلیل با مرور زمان ممکن است رنگ نقاشیها از بین برود. وی هرگونه تخریب روی این نقاشیها را تکذیب کرد و اظهار داشت: کسانی صدها سال گذشته روی این غار یادگاری یا نقوش را حک کردهاند و ممکن است به مرور زمان این آثار کمرنگ شود.
غار میرملاس در کوه سرسرخین کوهدشت نخستین غاری است که بر روی دیوار آن رنگین نگارههایی یافت شده است.
این میراث ۱۲هزار ساله بشر در فاصلهای حدود ۳۰کیلومتری از شهر کوهدشت قرار دارد و نقاشیها و نگارههایی که بر دیوارههای جنوبی و شمالی این غار باقی مانده است بیشتر صحنههایی از رزم، شکار، انسان و حیوان را نشان میدهد.
سنگ نگارههای غار میرملاس شهرستان کوهدشت استان لرستان در ردیف نقوش غارهای کرکس و لاسکو در فرانسه است.
ظاهرا رسانه های خارجی بیشتر از رسانه های داخلی به فکر این اثر هستند . چندی پیش یکی از رادیوهای خارجی در گزارشی مدعی شده بود که نقاشیهای دیواری غار دوشه با تهاجم تخریب عمدی از میان رفته است.
غار میرملاس کوهدشت میراث دوازده هزار ساله ی بشری در مسیر نابودی
لکی: مَر میرمِلاس کویه شت ها نام ویران بین
متن کامل این نوشتار را در وبلاگ کوهدشت بخوانید. (اینجا را کلیک کنید)
ئه ر بان لینکه بان کلیک بکه ن.
گوشه ای از تمدن مناطق لک نشین/لکستان
امین مینویسد:همانگونه که همگان در همه جای دنیا میدانند کشف آثار مفرغی با قدمتی بیش از ده هزار سال در لرستان و مناطق لک نشین نه تنها زبان گویای اصالت این قوم اصیل ایرانی است بلکه همه را به شگفتی وا داشته که در عصری پیش از تولید فلز مس توسط مصریهای باستان نیاکان ما با فلز مس آلیاژ سازی میکرده اند که این خود بزرگترین گویای هنر و دانش پیشینیانمان در این خطه از ایران عزیزمان میباشد.آثار مفرغی ما اینک زینت بخش موزه هایی چون لوور و بریتیش میوزیوم میباشند.
گواه دیگر وجود نقوش صخره ای متعدد و بقایای اسکلت های مربوط به بیش از چهل هزار سال پیش میباشند که خود حکایت از اصالت دیرین این قوم با فرهنگ میکنند.
به شهادت تاریخ نگاران متعدد قوم لک از بومیان اولیه ساکن در فلات ایران حتی پیش از ورود آریاییها به ایران میباشد.
بیشک هدف از ایجاد و گرداندن چنین وبسایتها و وبلاگهایی فقط و فقط معرفی و شناساندن قدمت و فرهنگ دیرین این بومیان ایران زمین میباشد به گونه ای که اینجانب که خارج از استان لرستان زندگی میکنم بیشتر دوستان و همکارانم از طریق همراهی با وبسایت وزین لکستان با فرهنگ و اصالت لک آشنا شده اند و این مهم مایه مباهات ما شده است.

نبرد اصلی رضاخان درلرستان با لک ها بوده است و نه با لر ها
در یکی از نشریات محلی (سیمره: چاپ غرب کشور) و برخی سایت های اینترنتی بحث جنجالی پیرامون لرها، کردها و لک ها پیش امده که در یک سو جناب آقای ظاهر سارایی و در سوی دیگر آقای قاید رحمتی قرار دارد.
در میان گفته های این افراد برخی گفتارها پیرامون قوم لک و منطقه لکستان قابل توجه است که در ادامه به آن پرداخته می شود:
1- دوستان لرستانی ما و مخصوصا این نویسندهی مورد اشاره ، خیلی این موضوع را برجسته کردهاند که کردهای عراقی خود را" لر" می نامند و دلیلشان هم وجود سایتی است به نام " اللورستان الغربیه " . به اطلاع این عزیزان می رسانم ، اصولا تلقی کردهای عراقی از" لر "چیزی جز کردی جنوبی نیست و منظورشان کردهای ایلام و کرمانشاه و لکستان است و با کمال تعجب و تاسف باید گفت آنها کمترین شناخت و تلقیای از لری رایج در لرستان و بختیاری ندارند و خیال میکنند که همه لرهای عالم مانند ایلامی ها وکرمانشاهی ها و لکها حرف میزنند .
2- نوشته اند که لک ها 80 در صد از جمعیت لرستان را تشکیل می دهند . من این موضوع را قبلا در نشریهی آسو نوشتم و گفتم که ازحیث جمعیتی لکها قوم غالب در لرستان هستند که مورد اعتراض ناقدی قرار گرفت . خوشحالم که این ناقد محترم گفتهام را تایید می کند . و از آن جا که ایشان خود لر هستند وگویا لر بختیاری ، این موضوع بیشتر اهمیت می یابد .
3- درکنکاش های علمی به این نتیجه رسیدیم که مغلطه ای در لرستان برای انکار هویت لک ها نیز صورت گرفته است که من در شماره ی 4نشریه ی داخلی ادارهی فرهنگ وارشاد اسلامی کوهدشت به نام " آسو " مطرح کردم که دوستان می توانند به آن ، ونقد و جواب نقد آن مراجعه نمایند
4- لکی را به پیروی از تقسیمات جغرافیایی و سیاسی و اداری یکی از گویشهای لری دانستهاند، چنانکه آقای امان اللهی گفتهاست: « لرها به دو زبان لری و لکی صحبت میکنند.»(امان اللهی : 47) .
حال آن که به تصریح خود ایشان، لکی جزء گروه زبان های شمال غربی است(همان : 52) ، و محققان نیز به تفاوت زبانی و تباری لک و لر اشاره کردهاند ؛ لردکرزن گفته است: « ایشان (لرها) به هیچ وجه خوش ندارند که در زمرهی کردها که لک شمرده میشوند، محسوب شوند.»(همان : 32).
5- ممکن است که معدودی از لکها در لرستان به دلایلی از جمله قرارگرفتن در جغرافیای سیاسی لرستان و همجواری با لرها خود را لر بدانند اما به هر حال قاطبهی لکها به دنبال هویت مستقلی برای خود هستند . اگر خود را کُرد ندانند ، لر هم نمیدانند . می گویید نه ، یک نظر سنجی در سراسرمناطق لک نشین برگزار کنید. لکهای دیگر استانها با قاطعیت بیشتر ، لر بودن خود را نفی میکنند.
6- لک ها قوم بزرگی هستند که به شدت مغفول ماندهاند . آن ها درمیراث مشترک ادبیات کردی خاصه کردی جنوبی شریک هستند و نواها و نغمه ها و زبان و هویت خاص خود را دارند و جمعیت زیادی را تشکیل میدهند که در لرستان و ایلام و کرمانشاه و همدان و جاهای دیگرپراکندهاند . آن ها نقش اصلی را در معادلات سیاسی لرستان داشتهاند کما این که نبرد اصلی رضاخان درلرستان با لک ها بوده است . جالب این که وقتی بیرانوندها ازدست نیروهای امیراحمدی گریخته ، و به پشتکوه پناه آورده بودند ، نیروهای والی لر ایلام یعنی غلامرضاخان ابوقداره درهماهنگی با رضاخان ، بیرانوندها را ازپشتکوه راند( والیزاده معجزی ، 1382 : 146) و بسیاری از آن ها را به خاک و خون کشید ( به گواهی کهنسالان مورد مصاحبهی حاضر در آن درگیری ها ).
7- هر گاه که خواسته ام به لک ها بپردازم با اعتراضات و جاروجنجال زیادی مواجه بودهام . جنجال اخیر از همه شدیدتر بود ، مخصوصا این که منتقدانم سعی داشتند با تحریک احساسات عامه و عصبی کردن من و کسانی که چون من می اندیشند ، مرا مرعوب ، و به اصطلاح از میدان به در کنند . نمی دانم دلیل این حساسیت غیر عادی چیست . اگرمن این موضوع را طرح نکنم، کسی دیگر طرح خواهد کرد .بالاخره باید این گره باز شود یا نه ؟ چرا عدهای خیال می کنند که من می خواهم بین اهالی لرستان افتراق و جدایی بیندازم . من وصی و وکیل لک ها نیستم . کنجکاوی و کنکاشی روشنگرانه به دور از هرگونه حب و بغضی مرا به طرح مسئله واداشتهاست . مضافاً این که در مطلبی که در سیمره چاپ شده است ، به هیچ وجه قصدم بازکردن مسئلهی مورد بحث نبود . من در جواب اقتراح سایت بلوط کرمانشاه که خواسته بودند در مورد روندشعر کردی جنوبی نظر بدهم ، مطلبی نوشتم و دوستان لطف کردند و درسیمره منتشرنمودند .
گنج دره هرسین یعنی هویت من
کوی لک یکی ازقدیمی ترین محله های شهرستان هرسین ازتوابع استان کرمانشاه است. زبان مردم هرسین لکی است واین شهرستان دارای آثارباستانی کهنی است ازجمله دخمه های اسحاقوند که متعلق به دوران ماد می باشد .گنج دره که ازقدیمی ترین مناطق شهرنشینی بشراست دراین این منطقه قراردارد.
گنج دره یعنی هویت من ،هویت تو ،هویت ما
گنج دره یعنی هویت فراموش شده ی من وتو ...
کلماکره ، غاری که بود
گزارشگر : مرجان حاجی رحیمی
کتاب «کلماکره، غاری که بود» نتیجه پژوهشی درباره اشیا به دست آمده در محوطه تاریخی غار کلماکره است که تا پایان سال جاری منتشر میشود. منصوره نظارتیزاده، پژوهشگر و گردآورنده این کتاب درباره آن به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: در این کتاب، حدود یکصد شیء تاریخی به دست آمده از غار کلماکره استان لرستان از لحاظ فنی و آسیبشناسی بررسی شده است. این کتاب اطلاعات مفیدی درباره اشیای به دست آمده از این غار به خواننده میدهد.
غار کلماکره
کلماکره غاریست طبیعی و باستانی در شهرستان پلدختر که زیبایی قابل توجهی دارد. اشیاء به غارت رفته شامل ریتون ها، بشقاب ها، پیکرک ها و بسیاری از انواع اشیاء بی نظیر می باشد که اکنون در موزه هایی چون لوور، متروپولیتن و بریتیش میوزم به نمایش گذاشته شده اند. تعدادی از اشیاء مربوط به این غار توسط مأمورین اطلاعات کشف و در اختیار میراث فرهنگی قرار گرفت و اکنون در موزه ایران باستان و موزه قلعه فلک الافلاک نگهداری میشوند. غار و اشیاء گرانبهای آن مربوط به اوایل شاهنشاهی هخامنشی و اواخر مادهاست که در سال 1367 بصورت تصادفی توسط اهالی کشف و شوربختانه غارت شد. برای مشاهده تصاویری از از این غار و اشیای آن به لینک ادامه مراجعه کنید.
تقویم لکی (گاهنامه لک: Laki Calendar)
ماه هایی که در تقویم لکی وجود دارند بازمانده ی ایران باستان و تعالیم میترا پرستی است. به گونه ای که لک ها همانند ایرانیان باستان، اول آبان را ابتدای زمستان می دانند. ماه های لکی و معادل های آنان در تقویم ایرانی در زیر نگاشته شده است.
|
ماه ایرانی |
ماه لکی (مانگ لکی) |
فونتیک لاتین |
توضیحات |
|
فروردینگان |
پنجه |
Panja |
|
|
اردو بهشت |
میریان |
Mewrian |
|
|
خرداد |
گاکور |
Gâkor |
|
|
تیر |
آگرانی |
Âgerâni |
آگر در فارسی باستان و لکی به معنای آتش است. آگرانی کنایه از داغ ترین ماه سال است. |
|
مرداد |
مردار |
Merdâr |
|
|
شهریور |
ماله ژیر |
Mâla žir |
در این ماه از سال، روستاییان محل سکونت خود را به سیاه چادر تغییر می دهند. |
|
مهر |
ماله ژیر دوماینه |
Mâla žir domain |
|
|
آبان |
تویلته کن |
Toiltaken |
تویلته کن ابتدای زمستان است. اولین روز این ماه زمان برگزاری جشن بزرگ تویلته کن است |
|
آذر |
مانگ سیه |
Mâng sia |
مانگ سیه کنایه از سردترین ماه سال است که درآن استخوان های انسان سیاه می شود.(کنایه لکی) |
|
دی |
نوروژ |
newrôž |
|
|
بهمن |
خاکه لیه |
Xâka lia |
|
|
اسفندگان |
مانگ عید |
Mâng ed |
|
همانگونه که در جدول بالا دیده می شود، مردمان نیک پندار لک با الهام گرفتن از طبیعت و روزگار در حال گذر، بهترین واژگان را برای نامگذاری ماه های سال لکی برگزیده اند.
نمونه های اینچنینی از ابتکار و فرهنگ غنی مردمان لک، بسیار است که متاسفانه در سال های اخیر با افزایش نرخ شهرنشینی و گرایش به زبان فارسی ، این داشته ها در حال فراموشی هستند. به امید روزی که مردمان لک به فرهنگ غنی و تاریخ چنیدین هزار ساله ی خود آگاهی یابند.