﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه اینترنتی لکستان:پیشنهادی برای تشکیل استان لکستان: الشتر، کوهدشت، نورآباد، دره شهر، هرسین، بیستون، کنگاور، شیروان و</title>
    <description>لک به معنی رنگ سرخ است. مردمان لک در قرنهای پیشین به دلیل داشتن &amp;quot;رخساره مایل به سرخ&amp;quot; بدین نام شناخته شده اند</description>
    <link>http://lakistan.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>لکستان</managingEditor>
    <lastBuildDate>Wed, 22 Feb 2012 19:47:36 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>انجمن لک زبانان ایران</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;a href="http://www.Lakiran.com" target="_blank"&gt;&lt;img style="vertical-align: middle;" src="http://images.persianblog.ir/26519_224GzR7W.jpg" alt="" width="600" height="290" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/646</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8974649/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8974649</guid>
      <pubDate>Wed, 22 Feb 2012 19:47:36 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کودتای داریوش بزرگ در دلفان لکستان</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خدارحم بابایی: من داریوشم ،&amp;zwnj;شاه بزرگ شاه شاهان،&amp;zwnj;&lt;img style="float: left;" src="http://www.mihanblog.com/public//public/user_data/web_photo/113/338074.jpg?4372" alt="" width="100" height="100" /&gt; شاه در پارس ، شاه سرزمینها ، نوه ارشام هخامنشی . گوید داریوش شاه :&amp;zwnj;پدر من گشتاسب است ،&amp;zwnj;پدر گشتاسب ارشامه ،&amp;zwnj;پدر ارشامه اریامنه ،&amp;zwnj;پدر اریامنه چشپیش هخامنش ... این است آنچه من کردم پس از آنکه شاه شدم . کمبوجیه نامی پسر کورش ، از خاندان ما ، او اینجا شاه بود ،&amp;zwnj;از آن کمبوجیه بردیه را اوژد ،&amp;zwnj;هنگامی که کمبوجیه بردیه را اوژد ،&amp;zwnj;مردم آگاه نشدند که بردیه اوژده است ،&amp;zwnj;پس کمبوجیه به مصر شد .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پس مردم نافرمان شد ،&amp;zwnj;پس دروغ در کشور بسیار شد در پارس و در ماد و در دیگر سرزمینها .. پس مردی مغ بنام گوماته ،&amp;zwnj;او قیام کرد از &amp;laquo; پیشیاه واد &amp;raquo; .. او مردم را این سان به دروغ گفت :&amp;zwnj;من بردیه هستم ،&amp;zwnj;پسر کورش ، برادر کمبوجیه . پس مردم همه نافرمان شد ، از کمبوجیه به او روی آورد .... شهریاری از او گرفت . از ماه ((&amp;zwnj;گرمپده ))&amp;zwnj;نه روز تمام شده بود ... پس کمبوجیه به خویش مرگی مرد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گوید داریوش شاه :&amp;zwnj; این شهریاری که گوماته مغ از کمبوجیه گرفت ،&amp;zwnj;این شهریاری از دیر باز از خاندان ما بود . پس گوماته گرفت از کمبوجیه فارس و ماد را و دیگر سرزمینها را . او آنها را به خویش اختصاص داد . او شاه شد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گوید داریوش شاه :&amp;zwnj;نبود مردی ،&amp;zwnj;نه پارسی نه مادی نه از خاندان ما کسی که آن گوماته مغ را از شهریاری دور توانستی کرد . مردم از او شدیداَ می ترسید ،&amp;zwnj;که مردم را که در پیش بردیه را می شناخت . بیوژندی . از این رو مردم را بیوژندی تا مبادا مرا بشناسند که من بردیه نیستم ،&amp;zwnj;که پسر کورش است . کسی جرأت نمی کرد چیزی گفتن در باره گوماته مغ ،&amp;zwnj;تا من رسیدم . پس من از اهورا مزداه یاوری خواستم&amp;nbsp; تا اهورا مزداه مرا یاوری داد ... من با تعداد کمی مرد آن گوماته مغ را اوژدم و آنان را که مقدم پیروان او بودند ... به خواست اهورا مزداه من شاه شدم اهورا مزداه شهریاری را به من عطا کرد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; (گزیده ای بود از شرح&amp;nbsp;کودتای داریوش در کتیبه بیستون)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;وضع مردم ماد در عهد هخامنشی سخت به بدی گرائید و این ناخوشایندی که آغاز سلطنت داریوش اول را بدنبال داشت در ماه مارس سال 522 ق. م آغاز شد . کمبوجیه هنگام لشگر کشی به مصر بطور پنهانی برادرش (( بردیه ))&amp;zwnj;را به قتل رساند زیرا بیم داشت که وی مقام سلطنت را غصب کند. به گفته هرودت بردیه در سفر مصر همراه کمبوجیه بوده ولی از آنجا به پارس باز گردانده شد و به فرمان شاه به دست شخصی پرکساید نام کشته شد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بنا به گفته ((&amp;zwnj;کتسیاس ))&amp;zwnj;مغی علیه بردیه &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt; سفندات &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt; نزد کمبوجیه سعایت کرد که او نیز بنام سفندات موسوم بوده و بردیه بخاطر جرمی که مغ مزبور مرتکب شده بود به تنبیه جسمانیش محکوم کرده بود . کمبوجیه بارها بردیه را نزد خویش خوانده بوده و بردیه حضور نیافته بود و فقط پس از احضار سوم به نزد کمبوجیه رفت . کمبوجیه که از ((آمی تیدا))&amp;zwnj;(مادر بردیه ) بیمناک بود به اندرز اسفندادات مغ اعلام داشت که مغ بدگویی کننده علیه بردیه را کشته است (&amp;zwnj;این مغ از لحاظ قد و صورت با بردیه مشابهت داشت )&amp;zwnj;ولی در واقع بردیه کشته شده بود و اسفندادات مغ به لباس او درآمده و نقش او را بازی می کرده است . هر چند خبر کتسیاس جنبه افسانه ای داشته و غیر واقعی می نماید ولی کودتای بردیه دروغین از آن زمان شکل گرفت . &amp;nbsp;طبق کتیبه بیستون بردیه دروغین در دژ پی شیا اواد &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt; بر کوه آراکادریش ظاهر شد . این کوه در سرزمین ماد قرار داشته است . اگر به سخنان کزنفون اعتماد کنیم &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt; بردیه نیز در زمان حیاط خویش ساتراپ آنجا بوده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;بردیه دروغین به آسانی موفق شد و مردم تمام نواحی شاهنشاهی وسیع وی را به شاهی شناختند و مطیع وی گشتند و به زودی حاکم بلامعارض و بدون شریک شاهنشاهی شد . به گفته هرودت وی به تمام ایالات و نواحی پیکها گسیل داشت و جلوس خویش را به تخت سلطنت اعلام کرد . از آن جمله پیکی نیز به مصر گسیل گردید و کمبوجیه در آن زمان خود در مصر بود . کمبوجیه به شتاب عازم ایران شد ولی در راه در گذشت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;سبب اینکه گئوماته چنین به آسانی تمام اقوام مطیع پارس و خود پارسیان را قانع کرد که به او بپیوندند و از کمبوجیه قطع علاقه کنند چه بود ؟ هرودت معتقد است استبداد و بیخردی فرزند کورش و ناکامیهای نظامی او در اتیوپی در این مورد دخیل بوده است و آنکه به عادت پارسیان نیروهای اصلی جنگی و دربار و بخش عمده دستگاه اداری مرکزی کشور در لشگر کشی با پادشاه بودند ، نیز کار یاغی را آسان کرد . ولی با این حال علت اصلی را باید جائی دیگر جستجو کرد . گئوماته به مردم ساکن امپراطوری چیزی داده بوده که در عهده سلطنت کوروش و کمبوجیه محال بود نصیب ایشان شود . و این خود بی درنگ مردم را هواخواه حکومت جدید وی ساخت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;منابع ما درباره جنبه اجتماعی کودتای گئوماته ظاهراَ اطلاعات ضد و نقیضی می دهند . هرودت معتقد است ، گئوماته در مدت هفت ماه حکومتش کارهای نیک فراوان انجام داد بطوری که وقتی کشته شد همه در آسیا دریغ خوردند باستثنای خود پارسیان . در کتیبه بیستون اما بر شیوع دروغ ، دشمنی و ظلم و ستم و ... تاکید شده است . دو تن از دانشمندان شوروی آکادمیسین . ( و.و.استرووه)&amp;zwnj;و&amp;laquo; و.أ . تیورین &amp;raquo; معتقدند گئوماته مغ به بزرگان و داریوش به عامه آزادگان پارسی متکی و مستظهر بوده و ...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گئوماته که با یک کودتای درباری به قدرت رسیده بود بر اثر کودتای درباری دیگری نابود شد . و به روایت هرودت یکی از زنان حرم او &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt; حرمی که از کمبوجیه به او رسیده بود &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt; راز خویش پیش پدر خویش &amp;laquo; اوتان &amp;raquo; که یکی از بزرگان پارس بود فاش کرد . داریوش که شاهزاده ای بود از شاخه دیگر خاندان هخامنشیان به اتفاق شش نفر از شریکان توطئه که در شمار آزادگان پارس بودند پنهان وارد منزل او در دژ سیکایا اواتیش &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;&amp;ndash;&lt;/span&gt; از ناحیه نیسای ( به آشوری نیشای ، نیششا)&amp;zwnj;ماد شد و در دهم ماه باگایادیش (29 سپتامبر سال 522 ق.م)&amp;zwnj;او را کشت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;داریوش در این کودتا به پادشاهی پارس رسید و نخستین کار وی کنده کاری دیوار سنگی بیستون و نقش وقایع کودتای گئوماته بود . در سنگ نوشته بیستون به محل و مکان کودتای داریوش و نیز از محل حکمرانی و دژ گئوماته سخن رفته است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;راستی ناحیه نیسا و دژ سیکایا در کدام بخش از حکومت مادها بوده است . در دامنه های کوه گرین (رشته کوه زاگرس)&amp;zwnj; و در شرق &amp;laquo; دم آیزه &amp;raquo; دشت وسیع ، خرم &amp;laquo;خاوه&amp;raquo; قرار گرفته . دشت خاوه زمانی جایگاه کاسیتهای دامدار بیابانگرد بوده است ،&amp;zwnj;کاسیتها قومی جنگجو و پرورش دهنده بهترین اسبهای ایران بودند که به گفته استراین : گاه توانسته بودند برای مقابله با سپاه شوش و بابل تا سیزده هزار کماندار در اختیار ایلامیها بگذارند . کاسیتها سازندگان مفرغ بشمار می روند . دشت خاوه به گفته بسیاری از مورخین مشهور به دشت نیسا (نیشای ، نیششا)&amp;zwnj;و یا نیسین می باشد و جزء کشور اللی پی (در جنوب کرمانشاه )&amp;zwnj;بوده اســت . سرهنری راولینـــسون در سفر نامــه خــود می گوید: &amp;zwnj;به نظر من اراضی غنی و چمنزارهای خاوه همان منطقه نیسین است که اسکندر از بغستان یا بیستون هنگام مسافرت از شوش به همدان از انجا دیدن کرد. تصور نمی کنم نویسندگان جهان کهن هیچ موضوع دیگری را به اندازه نیسین و دشتهای نیسین به ابهام آمیخته باشند .شکی نیست اسبهای نیسین ازنژاد استثنایی بوده واز نظر هیکل ،قدرت و زیبایی بی نظیر بوده اند و پادشاهان و نجبای ایران توجه خاصی به این موضوع ومواظبت از اسب ها داشته اند .یونانیان که خود دچار اشتباه شده اند بر این عقیده اند که تعداد بیشماری از این اسبها در چراگاههای ماد وجود داشته که مبد&lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;أ &lt;/span&gt;آن محل را نیسین قلمداد کرده اندآقای محمد سهرابی در کتاب خود ((لرستان و تاریخ قوم کاسیت ))می نویسد &lt;span style="font-family: Times New Roman;"&gt;::&lt;/span&gt;از جمله دیگر موقـعیتهای تاریــخی دشـت خاوه واقع شدن جنگ داریوش اول شاه هخامنشی با بردیا (486-521ق .م)در آن است کتیبه بیستون محل&amp;nbsp; جنگ داریوش اول با گئوماته مغ (526ق.م) ( بردیا&amp;nbsp; - سیمردیس )&amp;zwnj;را در دژ (&amp;zwnj;سی که یه اواتیش )&amp;zwnj;در سرزمین نیسا در ماد نوشته است . این مکان را دانشمندان بشکل سکاوند و سیکاوند نوشته و محل آن را در محدوده بین هرسین و نورآباد دانسته اند )&amp;zwnj;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;گیرشمن می نویسد که:&amp;zwnj;&amp;laquo; سکاوند در جنوب بیستون کنار راهی که از لرستان گذشته و به جلگه شوش می رسد ، سکاوند در لرستان قرار دارد .&amp;raquo; اندره گدا ، سیکاوند را در لرستان می داند و آن را سرزمین سگوندهای غربی این ناحیه دانسته است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;او می نویسد &amp;laquo; این قلاب (قلاب کمربند به ده شکل گوزن خوابیده یکی از آثار مفرغی بدست آمده از دلفان در نزدیکی شهر هرسین لرستان و از سرزمین لرهای سگوند بدست آمده است .)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;دشت نیسین محل تاخت و تاز مقدونیان بوده ، دیاکونوف در تاریخ ماد می نویسد : (( ... پس اسکندر به ماد رفت و از دشتهای مشهور نیسه که چراگاه (50000)&amp;zwnj;اسبان متعلق به لشگریان شاهی بود بازدید کرد و معلوم شد که بخشی از اسبان را سپاهیان مقدونی به غارت برده اند )&amp;zwnj;. پروفسور هرتسفلدنیز دژ سیکوند&amp;nbsp; را همان دژی می داند که گئوماته مغ در آن حکمرانی می کرده است :&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;(( این گونه قبرها در &amp;laquo;فارس&amp;raquo; مثل آذربایجان فراوان است که بعضی از آنها کتیبه کوتاهی بخط اواخر عصر ساسانی دارد و من خود یکی از نوع قدیم آنها را درجنوب (بیستون)&amp;zwnj;در نزدیکی (هرسین)&amp;zwnj;می شناسم که اکنون بنام (سکاوند )&amp;zwnj;موسوم می باشد و در یکی از این قبرها یک نقش حجاری دیده می شود که مردی را در لباس ایرانی قدیم نه لباس مادها ، نقش کرده که در مقابل محراب آتش مشغول عبادت است و صورت کوچک یک کشیش ( موبد )&amp;zwnj;در طرف راست او نیز دیده می شود .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;این ناحیه ممکن است همان ناحیه قدیم (نیسایا)&amp;zwnj;باشد که قلعه ای داشته و در آن (گوماتامگوس)&amp;zwnj;زندکی می کرده است . کلمه (سکاوند )&amp;zwnj;از روی همان کتیبه صورت جدیدی است که از( سینکاون)&amp;zwnj; با ستانی در آن نقش سنگی باقی ( استوتوسکا )&amp;zwnj;و به همان زمان مربوط است یعنی زمان ( گوماتای مجوس )&amp;zwnj;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;در منطقه نیسین دژی موسوم به دژ سیکاوند با سیکوند در روستائی به همین نام وجود دارد ،&amp;zwnj;این دژ متروکه است و بر بالای تپه ای قرار گرفته است و بنا به گفته مورخین این دژ محل استقرار بردیای دروغین و همان دژی است که داریوش اول در سنگ نوشته بیستون از آن بعنوان دژ (سی که یه اواتیش)&amp;zwnj;نام برده است . پس با استناد به سنگ نوشته بیستون و اسناد تاریخی و تحقیقاتی پژوهشگران و دانشمندان نتیجه گیری می شود که دشت نیسن همان دشت خاوه و دژ سیکوند است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شکل گیری این اتفاق تاریخی در منطقه دلفان نشان از قدمت این سرزمین دارد هر چند کشف مقادیر زیادی آثار مفرغی که خود گویای گذشته ای متمدن و تاریخی است و کشف اولین اثر مفرغی دلفان اهمیت تاریخی و فرهنگی این منطقه را آشکار تر نمود ولی وجود ابهامات و ناگفته ها ی بسیاری که تا کنون بعنوان رازهای تاریخی این منطقه پوشیده مانده است ،جوانان و پژوهشگران را به کنکاش و جستجوی بیشتر&amp;nbsp; فرا می خواند تا آنچه در دل این تاریخ گهر خیز نهفته است آشکار شود .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline; font-size: small;"&gt;منابع:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;- تاریخ زبان فارسی .دکتر ابوالقاسمی - انتشارات سمت تهران 83&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;-&amp;nbsp; تاریخ زبان فارسی .دکتر پرویز ناتل خانلری ج 1 انتشارات فردوس .تهران 77&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;- &amp;nbsp;تاریخ ماد .دیاکونف. ترجمه کریم کشاورز&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;-&amp;nbsp; لرستان وتاریخ قوم کاسیت .محمد سهرابی .انتشارات افلاک&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;-&amp;nbsp; تاریخ باستان ایران بربنیاد باستانشناسی .پروفسور هرتسفلد .ترجمه حکمت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;-. &amp;nbsp;سفرنامه راولینسون . سر هنری راولینسون .ترجمه تهران 62ش&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/645</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8949242/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8949242</guid>
      <pubDate>Sat, 18 Feb 2012 20:30:37 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>دلفان لکستان: شهر مفرغ</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;خداکرم بابایی: در سال 1307 خورشیدی یکی از کشاورزان&lt;img style="float: left;" src="http://www.mihanblog.com/public//public/user_data/web_photo/113/338074.jpg?4372" alt="" width="105" height="105" /&gt; شهرستان دلفان هنگامی که در حال شخم زدن زمین کشاورزی اش بود مقداری شی مفرغی پیدا کرد واین اشیاءرا به نزدیکترین قصبه یعنی "هرسین " برده به مقداری شکر فروخت .چیزی نگذشت که سیل ربایندگان آثار تاریخی از تهران وحتا کشور های اروپایی به منطقه سرازیر شد.طمع روستاییان به جوش آمد وبه جستجو وحفاری قبور باستانی پرداختند.ودر اندک زمانی بسیاری از آثار تاریخی گرانبها وپرارزش منطقه به یغما برده شد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;این آثار بازمانده هنر قومی است که نخستین سازندگان مفرغ در تاریخ محسوب می شوند . قومی که در حدود چهار هزار سال پیش از منطقه قفقاز وارد ایران شده بودند . قومی که شهرت آنها در پرورش اسبهای استثنایی وساخت انواع سلاحها ، پیکره ها ،لوازم خانگی و.... در میان خانواده بزرگ هند واروپایی زبانزد است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;منطقه دلفان ودشت خاوه که در روزگار باستان موسوم به دشت" نیسین " بوده است محل استقرار کاسیتهای جنگجو ،بیابانگرد ودامدار وبعدها نیز جایگاه کودتای داریوش اول وبه حکومت رسیدن او ودر زمان ساسانیان زیستگاه تابستانی پادشاهان ساسانی بوده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;در تقسمات پیش از اسلام "دلفان " جزءمنطقه "پهله " وبه دوره اسلام نیز قسمتی از ایالت جبال وجزءدینور و "ماه کوفه " بوده که خراج آن به کوفه می رفته است &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;دلفان یاخاوه وکوهستانهای آن در قیام ایرانیان از جمله خرمدینان پناهگاه خوبی برای مقاومتها در برابر بیگانگان بوده که موید این ادعا وجود آثار دژهای معتبری است که مسلط بر معابر کوهستانی ویابر بالای قلل با تمام پیش بینی های دفاعی ساخته شده است . دلفان دارای بیش از دویست تپه باستانی ودژهای دفاعی مطمئنی است که نشان از سکونت اقوام متمدن داردودر بردارنده آثار مفرغی وسفالی انبوهی است که از نیم قرن پیش به این طرف توجه دانشمندان وشرق شناسان را به خود جلب کرده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;در دلفان آثار دوره اسلامی از نظر بنا تنها منحصر به گنبد بابابزرگ در شرق این منطقه وبقعه حسن گاویار در جنوب وبقعه باولین در شمال می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;گنبد بابابزرگ در دره ای بین کوههای مهراب ودامنه های سرکشتی قرار گرفته است . می گویند صاحب این گنبد ابراهیم از فرزندان امام موسی کاظم "ع " است .دارای گلدسته ای استوانه شکل وکاشی کاریهای معرق است . تمام گنبد با سنگ وآجر ساخته شده وداخل حرم نیز به طرز جالبی کاشیکاری شده که در نوع خود در لرستان کم نظیر است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;دلفان خاستگاه فرقه اهل حق ویارسان است وجایگاه نشر این اندیشه عرفانی به سایر نقاط کشور می باشد . شاعران وبزرگانی در لوای این اندیشه پرورش یافته اند که کلام وشعر آنها برسر زبانهاست از جمله شاه خوشین ، باباطاهر عریان ، خان الماس و....&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;دلفان یک شهرستان است با دو بخش وده دهستان و518 روستای ساکن دائم وغیر دائم و144 هزار نفر جمعیت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;منطقه دلفان بصورت طایفه ای اداره می شده است وهر قسمت از زمینهای کشاورزی ومناطق روستایی متعلق به گروه وطایفه خاصی بوده وهست . پیش از انقلاب هر طایفه ریش سفید وکدخدا داشته است که البته سوای ظلم وجور بعضی که بصورت خان خانی رفتار کرده اند ،مردم به آنهااحترام گذاشته وحرف آنها مورد قبول وپسند بوده است . این شیوه نگرش تاکنون البته بصورتهای متفاوت در پوشش دیگری وجود دارد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;زبان مردم منطقه لکی است . دلفان مرکز لک زبانهای کشور است . لکی زبانی است دیرینه که تاکنون از هجوم زبانهای بیگانه تا حدودی مصون مانده است .لکی زبانی ریشه دار ،غنی ومملو از واژه هاواصطلاحات کهن ،ضرب المثلها ،تمثیلات و ... است دارای بیش از سی هزار واژه ودستور زبان مدون است. در زبان لکی بسیاری از واژگان واصطلاحات زبان اوستایی به همان شکل اولیه بدون هیچ تغییری رایج ومعمول است مثل (پیا : مرد)-(آسن :آهن )- (آوا : آباد)-(زانستن : دانستن ) و...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;براساس آمار رسمی 65 درصد مردم لرستان لک زبان و بقیه دارای لهجه های لری ، بالاگریوه ،بختیاری ،بروجردی و... هستند در دیگر استانهای غرب کشور چون کرمانشاه ، همدان وایلام ونیز استانهای قزوین ،مازندارن ،فارس و... زبان لکی راج است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;مردم دلفان شیعه مذهب هستند در بخشهایی از مناطق چواری ونورعلی اندشه یارسان واهل حق رواج دارد.اهل حق که پیشتر ذکر آن رفت دارای مذهب شیعه هستند اما ارادت آنهابه علی "ع " بصورت اغراق آمیز تلقی شده تا جاییکه بعضی آنها را در زمره علی الهی ها پنداشته اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;اقتصاد در دلفان بیشتر بر پایه دامپروری وکشاورزی استوار است . وتقریبا تمام انواع محصولات کشاورزی از جمله گندم وجو وبرنج و...وحبوبات وباغات میوه در این شهرستان وجود دارد .دلفان اولین تولید کننده گندم در کشور درسال 79 واولین تولید کننده نخود سال 83 در استان لرستان بوده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;این منطقه بخاطر آب وهوای بسیار مناسب وچهار فصل از جاذبه های طبیعی وجالب توجهی برخوردار است .وجود جنگلهای انبوه بلوط در کوههای سرکشتی ومهراب ،آبشارهای زیبا ودلنشین همچون آبشار تنگ سوله ،آبشار حسن گاویار و...ودشتهای وسیع وسرسبز چون دشت خاوه ورودخانه های پر آب ونیز طبیعت دل انگیز&amp;nbsp; از ویژگیهای ممتاز این منطقه است &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000; font-size: small;"&gt;باتوجه به مطالب مطرح شده وویژگیهای منحصر بفردوشاخصهای فرهنگی ،تاریخی واقتصادی انتظار می رود اندیشمندان ،محققین وایرانگردان وعموم مردم ایران زمین از جاذبه ها ودیدنیها وآثار تارخی منطقه دیدن نمایند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/644</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8949218/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8949218</guid>
      <pubDate>Sat, 18 Feb 2012 20:28:21 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>زنان لک و موسیقی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;خدارحم بابایی: ارزش و بزرگواری زنان در میان لک زبانان برای&lt;img style="float: left;" src="http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:m7QsjHc0CPXJ-M:http://www.ichodoc.ir/p-a/CHANGED/25/Images/25_9_1b.jpg" alt="" width="59" height="92" /&gt; پژوهشگران فرهنگی و اجتماعی ستایش برانگیز بوده و آنها را به کندوکاو هر چه بیشتر در شیوه های زندگی، آداب و رسوم اجتماعی زنان لکستان واداشته است. آزادی در کنشهای اجتماعی، نوآوری های فرهنگی و هنری و... از مشخصه هایی است که زنان لک را از زنان دیگر اقوام ایرانی متمایز می کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;موسیقی در لکستان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. ناب ترین و پاک ترین احساسات و هیجانهای روحی و جوشش عشقهای درونی به شیوه های زیبا و دلنشین بیان می شود. نقش عجیب و سحر آمیز موسیقی تجلی پیدا می کند . آن گاه که عزیزی پهلو به بالین گرم خاک می ساید،آن گاه که شور وخروش عشقهای مادرانه کودکان را به آرامش دامان خاک می غلتاند وآن گاه که مادری در حصار تنگ دلتنگی ها بغض هایش را به آسمان هدیه می دهد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;زنان لک هرچند در اجتماعات بزرگتر با محدودیتها و باید و نبایدهای بیشتری برخورد می کنند ،در کل از آزادی عمل کافی برخوردارند. درسایه چنین آزادیهایی زنان خود بازیهای زنانه ای ابداع وبه آن پرداخته اند بازیهایی که با چاشنی سحر آمیز موسیقی و آواز همراه است. بازیهایی که مربوط به قرنهای پیش بوده و آکنون نیز رایجند. بازیهایی که با روحیه و وضعیت فیزیکی و فیزیولوژی بدنی زنها سازگار بوده. بازیهایی همچون (هی&amp;nbsp; هی&amp;nbsp; ) (برا بوه هوار) بازیهایی مخصوص زنان در لکستان است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;برا بوه هوار :دختران نوجوان وجوان روستایی در یک بازی دسته جمعی دور هم جمع شده وهماهنگ ویک صدا با اهنگی خاص اشعاری را سر می دهند،آنها برای آهنگین نمودن صدای خود با انگشتان دست یکنواخت به گلوی خود می کوبند وبه این شکل آهنگ منظم ومخصوص رادر صدای خود ایجاد می کنندوشعری می خوانند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;لاوه لاوه (لالایی): زنان لک آن هنگام که می خواهند کودکان خود را شادمانه بخوابانند آوازی دلنشین سرشار از لطافت ،شیفتگی ،دلدادگی،عشق وامیدوآرزوهای بلند همراه با تخیلات کودکانه سر می دهندوبه شیوه سحر آمیزی افسون می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;زنان عشایر در هنگان دوشیدن شیر گاوهایشان اشعاری را با مقامهای خاص موسیقایی می خوانندکه این امر باعث ایجاد آرامش در گاو شیرده وجلوگیری از لگد پرانی وخطرات ناشی از آن برای فردی که مشغول شیر دوشیدن است می شود.:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;ماشاءاله ارا&amp;nbsp; ا حیره&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; کاسه وکچل پر شیره&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;برا بوه هوار وخت ذراته&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; قالیمه ی کرد یه اخت ژیر پاته &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;قالی چه قالی دو گل ها بانی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اخت زیر پا براکم دت خان ار&amp;nbsp; شانی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="justify"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;مور:&amp;nbsp; زنان لک در مرگ کسان و به گاه دلتنگی ها ،غصه ها و دردهای خود آوازی حزن انگیز همراه با اشعار حماسی غمگینانه ای در مقام موسیقایی خاص که از هزاران سال پیش تا کنون در میان آنها رایج بوده سر می دهند . این اشعار و شیوه خواندن آنها بسیار موثر ودلنشین است وزنان بصورت گروهی هماهنگ وهمنوامی شوند واشعار نغز ودلکشی را که سرایندگان آنها تا کنون نا شناخته مانده ودر طول سالیان دراز بیان کننده آلام ودردها ورنجها وناکامیهای مردمان منطقه بوده با ریتم وموسیقی خاص می خوانند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/643</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8949208/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8949208</guid>
      <pubDate>Sat, 18 Feb 2012 20:22:12 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مدارک تاریخی مکتوب جدید بیانگر نژاد لکی باباطاهر عریان است</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;برای سالیان سال بدلیل فقدان دسترسی به هر گونه مدرک&lt;img style="float: left;" src="http://images.persianblog.ir/26519_QROPQc4D.jpg" alt="" width="121" height="123" /&gt; تاریخی که از آن بتوان نژاد و اصالت باباطاهر عریان را برداشت کرد دوبیتی های این عارف بزرگ تنها منبع مستند جهت انجام مطالعات مربوطه بود. به تازگی مدارک مکتوب تاریخی از لابه لای اوراق بزرگان فرقه اهل حق در منطقه لکستان غرب کشور بدست آمده که بیانگر اینست که علی رغم اینکه آرامگاه و محل وفات باباطاهر عریان در همدان میباشد ولی زادگاه وی در مرکز منطقه لکستان یعنی نورآباد دلفان و در دامنه های کوه گرین میباشد.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ابیات زیر در نسخه خطی که اکنون در دست "سید خسرو نوربخش" می باشد، آمده است:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt; مه اَژ دامان هجران میگریزم / ز شهر بیوفایان میگریزم&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اَژ ای ماتم سرا با پای عریان / بزون تا خاک "دلفان" میگریزم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دوبیتی بالا زا زبان باباطاهر عریان و به زبان لکی میباشد که برگردان فارسی آن به شرح زیر است:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;من از دامن دوری میگریزم/ از شهر بی وفایان میگریزم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;از این سرای ماتم با پای عریان/ بدان تا خاک دلفان (مرکز لکستان) میگریزم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همچنین &lt;strong&gt;ایمان خان رستمی ساکن روستای چنار منطقه جلالوند استان کرمانشاه&lt;/strong&gt; که بزرگ طایفه اهل حق آن منطقه بوده و با اهل حق های لرستان از یک تیره بود و مطالبی را که در رابطه با باباطاهرعریان (که توسط اجداد ایشان بوده) در این مکتوب چنین آمده است :&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; باباطاهر از دراویش اهل حق در منطقه دلفان لرستان است که در روستای زنگیوند نورآباد دلفان زیسته، پسری بنام محمود داشته، طاهر در آن قریه مکتبخانه ای داشته و به تدریس مشغول بوده است. منطقه ییلاقی طاهر روستای نامبرده که در دامنه گرین میباشد و منطقه قشلاقی آن بزرگ در خرم آباد بود و در خرم آباد خانقاهی داشته است که در محل تجمع مریدان این عارف بوده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همچنین ابیات زیر از باباطاهر که در نسخه های خطی می باشد، در دست &lt;strong&gt;سید ابراهیم میرزا والیزاده ساکن روستای سنجابی نورآباد لکستان&lt;/strong&gt; بوده که در این ابیات اصل و نسب باباطاهر مشخص شده:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; مِه طاهر ساکن پایِ گرینم / مِه دُریش مسلک و آگردرینِم&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بوری در باغ خاوم لحظه ای چند / که شاید وقت خواو رویِ تو بینِم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;برگردان فارسی دوبیتی لکی بالا:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;من طاهر ساکن دامنه کون گرین هستم/ من درویش مسلک و آتش در درون دارم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;بیا&amp;nbsp; در باغ خوابم لحظه ای چند/ که شاید در خواب روی تو را بینم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; باباطاهر در دوبیتی بالا مستقیما زادگاه خود را که در پای کوه گرین در نورآباد لکستان بوده اشاره کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در مکتوبی دیگر که در دست شاعر دلفانی آقای حجت اله مهدوی می باشد، باباطاهر چنان با شاه خشین عجین بوده است که محو عزت نفس او میگردد و برای مدت چهل روز در کنار سراب گلوم بحری واقع در چواری نورآباد با او خلوت می گزیند (چله نشینی) و چشم و عقل خود را از تماشای دنیا می بندد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نگاه شاه خشین اعجاز دیری / درون سینه اش صد راز دیری&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;مشو طاهر جدا از دامن او / که او سوی خدا پرواز دیری&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;برگردان فارسی دوبیتی لکی بالا:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;نگاه شاه خوشین اعجاز دارد/ درون سینه اش صد راز دارد&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;مشو طاهر جدا از دامن او/ که او سوی خداوند پرواز دارد&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt; چه جاذبه ای در شاه خشین وجود داشته که طاهر را سراپا مجذوب خود کرده تا آنجایی که جدایی از شاه خشین را جدایی از خدا میداند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همچنین کتاب "در جستجوی تصوف" نوشته استاد زرین کوب در مورد باباطاهر چنین می فرمایند:&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; "حسین منصور حلاج و عین القضاه همدانی که از شاخصهای مکتب تصوف میباشد از مریدان دو نفر به نامهای شیخ برکه و شیخ فتحه از مشایخ اهل تصوف بوده که هر دو نیز خود مرید باباطاهر بوده اند و این دو نفر با اسم محلی و مخفی که در &lt;strong&gt;مناطق لک زبان&lt;/strong&gt; لرستان بکار میروند نام برده شده اند".&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;اما پرسش اصلی اینست که دلیل رفتن باباطاهر عریان به همدان چه بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; باباطاهر اهل روستای زنگیوند نورآباد لکستان بوده و به شغل ذغال فروشی اشتغال داشته و جهت امرار معاش ذغال را به همدان برده و فروخته است، گویا در سال 420 ه.ق باباطاهر همراه یار و مراد خود شاه خشین هنگامی که از گردنه گاماسیاب حد فاصل نورآباد لکستان و شهرستان نهاوند میگذرد و بقولی شاه خشین از دیده محو میگردد و یا در سرچشمه رودخانه گاماسیاب غرق میگردد. عارف لک از این ماجرا سخت آزرده می شود دیدگانش خسته از سفیر ماتم، دیار خویش (نورآباد لکستان) را ترک می کند و به همدان هجرت می نماید که پس از مدتی دوباره یاد یار تاب ایستادن در همدان را از ایشان میگیرد و با قدمهای خسته و دلی شکسته به خرم آباد برمیگردد و دارفانی را وداع می گوید. شاید هم درد بیکسی و بی همدمی و تیغ غربت و شرنگ بی همرهی ایشان را به سوی دیار می کشند زیرا در رثای مراد خود بعد از واقعه دلخراش مرگ خشین چنین میفرماید:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt; دَمِم قلف مجال گفتگو نیَ / خُشین بر آب شد یادی از اونیَ&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; کتاوِ آرزو گم بیه طاهر / نشان اژ ردپای آرزونیَ&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; خشین گم بی و مَقصودم اِ دس چی / لطیفی صوتِ داودِم اِ دس چی&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بوری طاهر بِنیش اَر خاکِ ماتم / خِراو بی تارم و پودم اِ دس چی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;برگردان فارسی دوبیتی های لکی بالا:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;کامم قفل و اجازه سخن گفتن به من نمیدهد/ خوشین در آب غرق شد و خبری نیست&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;کتاب آرزوهایم گم شده طاهر/ نشانی از ردپای او نیست&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;خوشین گم شد و من هدفم را از دست دادم/ ؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;بیا طاهر بنشین در خاک ماتم/ تار و پودم خراب شد و از دست رفت&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در منبعی دیگر (کتاب راحه الصدور قطب راوندی) باباطاهر از&amp;nbsp; دوران همراه بودنش با شاه خوشین میگوید و خوشحال که:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; مه دُوریشم لکم اعجاز دیرم&lt;br /&gt; مه دوسی چوی خُوه شین دمساز دیرم&lt;br /&gt; مه معشوقی وه نام فاطمه لُر&lt;br /&gt; صنوبر قامت و پرناز دیرم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;برگردان فارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;من درویشی لک هستم و صاحب اعجاز هستم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;من دوستی چون خوشین هم صحبت دارم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;من معشوقه ای به نام فاطمه لر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;بلند بالا و نجیب دارم&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt; در کتاب "راحه الصدور قطب راوندی" از دیدار بابا طاهر و طغرل بیگ سلجوقی داستانی آورده است. گویند وی دلباخته ی یکی دیگر از عرفای لک یعنی فاطمه خانم ملقب به فاطمه لره شده بود و این بانو پاک سرشت در خانقاه باباطاهر در همدان کنج عزلت گزیده بود و هنگام دیدار شاخوشین از همدان و خانقاه بابا طاهر قصد رفتن از همدان می کند که بابا در اندیشه خواستگاری وی می افتد در این دم شاخوشین اندیشه ی درونی وی را در می یابد و به او می گوید که پیوند زناشویی اشان در روز پسین بسان لیلی و مجنون رخ خواهد داد.&lt;br /&gt; بابا طاهر هنگام پیشوازی شاخوشین این دو بیتی را می خواند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; هرکس شاهش تویی، حالش همینه/سرینش خشت و بالینش زمینه&lt;br /&gt; جرمم اینست که تونه دوست دارم/هر کس دوستش تویی،حالش چنینه&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سایر نوشتارهای مرتبط:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/595/"&gt;باباطاهر عریان، لکی از نورآباد دلفان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/387/"&gt;اشعاری کاملا لکی از باباطاهر عریان لک&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/387/"&gt;اشعاری کاملا لکی از باباطاهر عریان لک&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/321/"&gt;دلایل علمی لک بودن باباطاهر عریان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/314/"&gt;باباطاهر عریان لک؟ یا همدانی؟&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/284/"&gt;پیرامون اقوام لک و لر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/37/"&gt;باباطاهر عریان لک زبان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img style="float: left;" src="http://images.persianblog.ir/26519_QROPQc4D.jpg" alt="" width="449" height="337" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/642</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8948514/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8948514</guid>
      <pubDate>Sat, 18 Feb 2012 17:55:40 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>انتخابات در کوهدشت و التهاب آن</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به گزارش &lt;a href="http://www.lakistan.persianblog.ir"&gt;نشریه اینترنتی لکستان&lt;/a&gt; و به نقل از &lt;a href="http://www.asriran.com"&gt;عصر ایران&lt;/a&gt; در پی&lt;img style="float: left;" src="http://www.axgig.com/images/91369052693265584474.jpg" alt="" width="100" height="79" /&gt; عزل فرماندار کوهدشت و رییس ستاد انتخابات این شهر در کمتر از 16 روز مانده به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و متعاقب آن عزل معاون فرماندار، توسط استاندار لرستان ،بیش از 20 هزار نفر در اعتراض به این تصمیم مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس از لرستان،تجمع کنندگان که از طیف&amp;zwnj;های مختلف مردم بودند،با حمل پلاکارد و سر دادن شعارهایی،دخالت مسوولان اجرایی در شکل گیری روند جهت دار در انتخابات این شهرستان را محکوم کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنا بر این گزارش فرمانداران 2 شهرستان کوهدشت و نورآباد دلفان از توابع استان لرستان طی هفته گذشته در حالی از سمت خود عزل شدند که هرگونه تغییر مسوولان اجرایی در استانه انتخابات از سوی مقامات ارشد نظام به شدت نهی شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکثریت تجمع کنندگان در شعارهای خود با محکوم کردن&amp;nbsp; دخالت مسوولان اجرایی در فرایند انتخابات، این حرکت را در راستای خواسته جریان انحرافی ارزیابی کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درحالی فرماندار کوهدشت و معاون وی از سمت خود برکنار شده اند که زمزمه هایی مبنی بر تغییر سایر مدیران وبویژه بخشداران این شهرستان به گوش می&amp;zwnj;رسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گزارش ها حاکی از آن است که با حمایت های فرماندار جدید کوهدشت،کاندیدای مورد وثوق جریان انحرافی این شهرستان ،علی رغم منع قانونی، در حالی دست به تبلیغات علنی گسترده زده اند. مردم خواستار برخورد قانونی هیات نظارت در مقابل اقدامات خلاف قانون هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همسو بودن هیات&amp;zwnj;های نظارت شهرستان با کاندیدای مشترک فتنه و انحراف موجب شد تا مردم در این گردهایی اعتراضی با سر دادن شعارهایی به آن اعتراض کنند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/641</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8941583/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8941583</guid>
      <pubDate>Fri, 17 Feb 2012 14:25:25 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>فروپاشی نظام ایلی درایران و تاثیرات آن در منطقه لکستان</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;سمیه کرمی (&lt;a href="http://www.lakestan.ir"&gt;سایت لکستان&lt;/a&gt;): &lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;منطقه لکستان که از دیر باز مهد&lt;img style="float: left;" src="http://zanefarda.ir/html/wp-content/uploads/%D8%B1%D8%B6%D8%A7.gif" alt="" width="62" height="83" /&gt; ایلات و طوایف بزرگی بوده و اقتدار خود را از قرنها پیش بدلیل سرکوبی شدیدی که از آن شده بود از دست داده بود، بافت زندگی ایلی &amp;nbsp;خود را چون سایر نقاط کشورمان حفظ نموده و به حیات خود تا آغاز قرن بیستم ادامه داده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;در آغاز قرن بیستم وهمزمان بادوران مشروطیت در ایران که بالاخره منجر به روی کار آمدن سلسله پهلوی در ایران گردید.نظام ایلی در کشورمان دست خوش حوادث تلخ وناگواری گردید وتوسط این سلسله از هم فرو پاشید .سران ایلات وطوایف لکستان ولرستان در سالهای 1304 ه.ق وقبل وبعداز آن بدستور رضا شاه وتوسط ژنرالهای او که برخی لقب گرگ لرستان گرفته بودند به چوبه دار سپرده شدند ویا زندانهای طویل المدت محکوم گردیدند.دست نشاندگان رضا شاه در خطه غرب کشور به هر حیله وترفندی دست زدند وبا نامردی سران لکستان را به دام انداخته وبه جوخه اعدام سپردند .که از آن میان می توان به اعدام 12 تن ازسران این منطقه در سال 1304 در شهر بروجرد که از ایل&amp;nbsp; بیرانوند واز خانواده ای اعظمی وزارعلی وهمگی لک زبان بودند اشاره کرد.سلسله پهلوی اساسی ترین ضربه را برنظام ایلی&amp;nbsp; را با راه انداختن انقلاب سفید در سال 1341 ه.ش که توسط محمد رضا شاه به اجرا درآمد، وارد آورد.انقلاب سفید باعث دگرگونی بنیادی در بافت اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی کشور خصوصا روستاها گردید وکشور را به سوی صنعتی شدن آنهم از نوع وابستگی ومونتاژ عاریتی سوق داد واین امر منجر به نابودی کامل کشاورزی ودامپروری در کشور گردید ودرنهایت فروپاشی زندگی ایلی وروستایی وسیل مهاجرت روستاییان بسوی شهرها را بدنبال داشت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="right"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: small;"&gt;صاحب نظران معتقدند که رضا شاه&amp;nbsp; سرکوبی ایلات وطوایف ایران را با شعار محو نفوذ نظام ملوک الطوایفی انجام داد ودراین راستا سه محور اصلی را مد نظر داشت که عبارت بودند از:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;strong&gt;1-اسکان عشایر&lt;/strong&gt;:براساس نظامنامه (تخته کاپو)ایلات وطوایف مجبور به اسکان همراه با سکون در مناطق ییلاق ویا قشلاق شده واز کوچ کردن به اجبار باز داشته شدندوبا استقرار حاکمان نظامی دربین ایلات واحداث پادگانهای نظامی کوچکترین حرکت ایلات را زیر نظر داشته واز آن جلوگیری بعمل می اوردند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;strong&gt;2- ازبین بردن نظام ایلی &lt;/strong&gt;:رضا شاه که نیک آگاه بود ایلات وطوایف ایران نقش عمده ای در تغییر نظامهای سیاسی کشوردارا هستند وخطرات بالقوه ای برای سرنگونی حکومت او هستند در نابودی ایلات وطوایف کشور از هیچ اقدام وخیانتی فروگذار نکرد.ظلم وستم وتعدی رضا شاه در حق عشایر لرستان به حدی بود که گویی تصمیم گرفته بودکلیه عشایر بختیاری ، لر، لک وکردرااز صفحه روزگار محو ونابود کند تا نامی از ایل وایلاتی ولرستان ولکستان به گوش نخوردتا با آسودگی خاطر بدور از هر خطری نسل در نسل به حکومت وپادشاهی درایران ادامه دهند وبه همین خاطر دربرابر شورش ایلات لرستان بدترین کشتارها وشقاوت ها رابه انجاک رساند وتاآنجا که توانستندبه قتل وغارت وکشتار وآتش سوزی عشایر سیمره پرداختند ودرپایان تعداد کثیری را از عشایر این منطقه به مناطق گرگان ،قوچان ،بجنورد ،دره گزوگیلان تبعیدکردند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;strong&gt;3- فرهنگ زدایی &lt;/strong&gt;:فرهنگ زدایی که دستوری دیکته شده از جانب غربی ها به عناصری چون رضا شاه در کشور ایران وآتاتورک در کشور ترکیه بود درایران با اعمال زور ،خشونت ،بی رحمی ،هتک حرمت واهانت به مردم به اجرادرآمد.و برای اینکار رضا شاه بخشنامه ای صادر کرد که بایستی&amp;nbsp; ظرف مدت 5 روز مردم لرستان که شامل لرها ولک ها می باشند به لباسهای جدیدی ملبس شوند وریش ها را بتراشند.نمونه ای از احکام صادر شده توسط حکام نظامی در خصوص مکلا شدن عشایر به کلاه پهلوی رابا هم می خوانیم .متن حکم صادره در مورخ 1/5/1313 بوسیله توشمالان وکدخدایان وبزرگان طوایف به عموم رعایای ساکنین روستاها اخطار می شود از تاریخ انتشار این اعلان تا مدت چهل روز باید عموما کلاه پهلوی بسر بگذارند.چنانچه پس از انقضاء مدت چهل روز احدی از رعایای ابواب الجمعی حکومتی وعشایر آن نواحی وکبیر کوه و... بدون کلاه پهلوی دیده شوند طبق قوانین جاریه تعقیب وبه اشد مجازات رسیده وتنبیه خواهند شد.که این کار باعث استحاله فرهنگی قوم لک گردید و بعد ازآن غالبا از کلاه پهلوی استفاده می گردید.البته بودند افرادی که با این تغییر لباس مخالفت کردند .تاجایی که افرادی که از کلاه پهلوی استفاده نمی کردند سر زبانها می افتادند. به عنوان نمونه یکی از کدخدایان منطقه دلفان بنام مرحوم نریمان نظری که هیچوقت از کلاه پهلوی استفاده نکرد وتن به این خفت نداد، به عنوان &lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نریمان&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;سر پتی &lt;/strong&gt;(بدون کلاه ) مشهور گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;کلاه پهلوی، چنان که در تصاویر زیر نمایان است از قسمت جلو دارای برجستگی بوده و سال 1314 جای خود را به کلاه تمام لبه&amp;zwnj;دار موسوم به شاپو داد. کارگزاران دولت رضاخان، تغییر پوشش ایرانیان را مقدمه&amp;zwnj;ای بر تغییر پندار و کردار جامعه می&amp;zwnj;دانستند و وحدت لباس را گامی به سوی وحدت زبان و وحدت ملی جامعه ایرانی برشمردند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://www.lakestan.ir/images/stories/2hxt2me.jpg" alt="" width="400" height="275" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/640</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8938310/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8938310</guid>
      <pubDate>Thu, 16 Feb 2012 22:23:02 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کریم خان وکیل الرعایا مردی از ایل زند قوم لک</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خاندان زند از لک های لرستان قدیم می باشد، خاستگاه اولیه اش&lt;img style="float: left;" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/0f/Karim-Khan.jpg/150px-Karim-Khan.jpg" alt="" width="65" height="93" /&gt; در لرستان بزرگ سابق و در منطقه ملایر از استان امروزین همدان می باشد. بعد از به سلطنت رسیدن کریم خان زند، افراد زیادی از طایفه زند با او به پایتخت (شیراز) رفتند. هجوم قاجاریه و نیز خیانتهائی که به حکومت زند شد، باعث سرنگونی این حکومت گردید.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آقامحمدخان قاجار که کینه بزرگی از خاندان زند به دل داشت، اقدام به قتل عام خاندان زند نمود. باقی مانده این خاندان را نیز به بیابانهای خشک و کویری اطراف قم تبعید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از این روست که امروزه تعداد زیادی از بومیان قم از خاندان زند می باشند؛ به گونه ای که فامیل های زند و گائینی، از فامیل های اصلی و سنتی قم می باشند. زبان مورد تکلم در بسیاری از روستاها و نواحی قم و از جمله در دهستان حاجی آباد لک ها، زبان لکی می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;متاسفانه ضعف ماخذ شناسی در مورد قم لک باعث آن شده است که حتی این حقیقت روشنتر از خورشید که کریم خان و خاندان زند، لک می باشند، مورد اشاره مورخان قرار نگیرد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;متاسفانه بسیار اندکند منابعی که کریم خان زند را از قوم لک دانسته باشند. برای مثال این سایت کریم خان را از قوم لک دانسته است. این سایت نیز کریم خان را از قومی لرـ کرد دانسته است. ازبازمانده های شاه زندی می توان از حاج مرتضی لک نام برد که در تبریز سکونت داشته اند و خانواده های مجدد شهروز از اعقاب حاج مرتضی لک می باشند و برای اثبات تاریخچه اجدادی به قدمت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;strong&gt;بوره&lt;/strong&gt;ای روی تو باغ بهارم&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;خیالت مونس شب های تارم&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;سر کوی ت بتا چند آیم و &lt;strong&gt;چِم&lt;/strong&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;ز وصلت بینوا چند و آیم و &lt;strong&gt;چِم&lt;/strong&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;strong&gt;بوره&lt;/strong&gt;کز دیده جیحونی بسازیم&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;strong&gt;بوره&lt;/strong&gt; لیلی و مجنون بسازیم&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;زعشقت آتشی در بوته &lt;strong&gt;دیرم&lt;/strong&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;&lt;dl&gt;&lt;dd&gt;در آن آتش دل و جان &lt;strong&gt;سوته دیرم&lt;/strong&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;&lt;/dd&gt;&lt;/dl&gt;
&lt;p&gt;کلمه "دیرم" فعل است و به معنی "دارم" می باشد کلمه چم اگر فعل باشد از چوئین = رفتن به معنای چـِم = رَوم است اگر اسم باشد چَم به معنای رودخانه است&lt;/p&gt;
&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&amp;laquo;دِیرم&amp;raquo; (دارم): تن محنت کشی &lt;strong&gt;دیرم&lt;/strong&gt; خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;laquo;ته یا تُوه&amp;raquo; (تو): بی &lt;strong&gt;ته&lt;/strong&gt; یارب به بستان گل مرویا&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;laquo;وینم&amp;raquo; (ببینم): گرم دسترس نبی آیم ته &lt;strong&gt;وینم&lt;/strong&gt;&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;laquo;بَسُم&amp;raquo; (بشوم،بِچوم، بروم): &lt;strong&gt;بسم&lt;/strong&gt; آنان بوینم که ته وینند&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;laquo;بوره - بُِرَوه&amp;raquo; (بیا): دمی &lt;strong&gt;بوره&lt;/strong&gt; بوین حالم ته دلبر&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;laquo;سوته از سوتیاه&amp;raquo; (سوخته): بوره &lt;strong&gt;سوته&lt;/strong&gt; دلان با ما بنالیم&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&amp;laquo;واتنی یا وَتنی&amp;raquo; (گفتنی): به کس درد دل مو &lt;strong&gt;واتنی&lt;/strong&gt; نه&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://lorestan.blogfa.com/post-49.aspx"&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سایر نوشتارهای مرتبط:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/395/"&gt;نواده کریم خان زند لک در بروجرد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/374/"&gt;کریم خان زند لک وکیلی از دیار مردم قوم لک&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/360/"&gt;کریم خان زند لک بنیانگذار اقتصاد نوین در ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/354/"&gt;ریشه و تبار طایفه زند / کریم خان زند وکیل الرعایا&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/330/"&gt;کریم خان زند لک: پادشاه دادگستر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/307/"&gt;ترانه ای لکی از دوره کریم خان زند لک&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/284/"&gt;پیرامون اقوام لک و لر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/283/"&gt;کوه کاژور در ایلام پناهگاه کریم خان زند لک پادشاه لکستان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/264/"&gt;لطف علی خان زند لکستانی و خیانت قاجار به وی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a class="post_title" href="http://lakistan.persianblog.ir/post/62/"&gt;گنجعلی خان لک حاکم کرمان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/639</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8935072/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8935072</guid>
      <pubDate>Thu, 16 Feb 2012 13:10:55 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آساره، اولین سالنامه لکی چاپ می شود</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,geneva,sans-serif;"&gt;اولین سالنامه لکی به زودی چاپ و منتشر می شود. &lt;img style="float: left;" src="http://www.lakpress.com/upload/News/asare1.jpg" alt="" width="68" height="68" /&gt;این سالنامه به سفارش &lt;a href="http://www.lakpress.com"&gt;پایگاه خبری لک پرس&lt;/a&gt; و توسط شرکت رایان ویرا دالاهو به دو صورت سررسید و الکترونیکی چاپ و منشتر می شود. &lt;span style="font-family: tahoma,geneva,sans-serif;"&gt;آساره اولین سالنامه لکی می باشد کـه به طور رسمی آغاز به کار کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,geneva,sans-serif;"&gt;آساره مانند تمامی سالنامه ها تقویم روزهای سال را به دو تاریخ میلادی و شمسی(به علاوه تقویم لکی) در اختیار شما قرار می دهد. در آسـاره نام ماه ها و روزها به زبان لکی بوده و رویـدادهای مهم و تاریخی لکستان در آن ذکر شده است. نکاتـی آموزشی نیز در مورد لکستـان در آن جـای داده شده که شامـل:چیستان،ضرب الـمثل، چهل سرورشعر،آشنایی با مشاهیر لک و ... می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,geneva,sans-serif;"&gt;&lt;strong&gt;آدرس های&amp;nbsp; وبسایت سالنامه آساره&lt;/strong&gt; : &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,geneva,sans-serif;"&gt;http://asare.org1.ir&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,geneva,sans-serif;"&gt;http://www.lakpress.com/asare/index.html&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="vertical-align: middle;" src="http://images.persianblog.ir/26519_Kq02lfxt.jpg" alt="" width="600" height="341" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/638</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8919049/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8919049</guid>
      <pubDate>Mon, 13 Feb 2012 21:09:16 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>خودآموز الفبا و رسم الخط لکی</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;فرزاد عزیزی کدخدایی: نوشته زی در سال ۷۹ منتشرگردید و بر اساس همین نوشتار بنده درتهران چندبار این شیوه ی نوشتاری را درسالهای 80 و 81 تدریس کردم. آوردن آن دراینجا برای رفع برخی پرسشهای دوستان است.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;خود آموز الفبای لکی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;فرزاد&amp;nbsp; کدخدایی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;مهر۱۳۷۹تهران&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;گویش یا زبان لکی&amp;nbsp; همگره گویش های&amp;nbsp; فیلی ، کرماشانی ،کلهری ، گروسی ،و خانقینی است که در لکستان&amp;nbsp; شامل غرب لرستان (کوهدشت ، نورآباد،الشتروچغلوندی&amp;nbsp; ) ، هرسین ، دره شهر ،آبدانان ،صحنه،کنگاور و بخشهای از خرم آباد،نهاوند،بروجرد،ایلام ،کرمانشاه و همدان با آن صحبت می شود ، در این حوزه شاعران بزرگی از قرن ها پیش تا کنون شعر هایی را سروده اند که از آن جمله می توان به&amp;nbsp; باباطاهرعریان ملاپریشان&amp;nbsp; (ق 8) ،ملا منوچهر ، ملاحق علی ، آزاد بخت ، غضنفری،ترکه میر ، حسنوند و&amp;nbsp; ..... اشاره کرد در ضمن بیشتر شعر های مذهبی یارسانی ها (اهل حق) نیز به این زبان می باشد، پهلویانه (فهلویات) که&amp;nbsp; شعرهایی با شاعر نامشخص می باشند نیز بین مردم این منطقه رایج است که سینه به سینه نقل شده اند&amp;nbsp; و در مراسم شادی و عزا خوانده می شوند(1)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;متاسفانه این گویش&amp;nbsp; فاقد گونه ی نگارش روشنی می باشد و هر نویسنده ای بنا بر سلیقه ی خود دست به کشف حروفی برای خود نموده است&amp;nbsp; در این مقاله سعی شده با الهام از شیوه ی نگارش کردی&amp;nbsp; حروف الفبایی برای این گویش تهیه گردد که امید است مورد توجه مححققان عزیز قرار بگیرد لازم به ذکر است که این حروف زبان لری و بختیاری را نیز می تواند در بر بگیرد&amp;nbsp; .&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;اصل اساسی در این شیوه ی نگارش " &lt;em&gt;برابری ویکسانی تلفظ و نوشتن کلمه"&lt;/em&gt; می باشد . این حروف به صورت زیر می باشند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;آا ،ب،پ ،ت ، ج ، چ ، ح ، خ ، د ، ر ، ڕ، ز، ژ، س ، ش ، ع ، غ ، ف ، ق ، ک ، گ ، و ، وو ، ۆ ، ل ، ڵ&amp;nbsp; ، م ، ن ، ه ،هه ،ی،ێ ،ڤ&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;که در زیر آوا نوشت آنها همراه با مثال هایی&amp;nbsp; آورده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table style="width: 555px;" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0"&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;معنی فارسی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;لاتین&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;واژه&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;لاتین&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;حروف فارسی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;حروف لکی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;جان&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;gian&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;گیان&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;a&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;آ ا&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;آ ا&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;بالا&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;beleng&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;بلێ نگ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;b&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ب&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ب&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ذره&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;persga&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;پریشگه&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;p&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;پ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;پ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;انبارآرد&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;tapu&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;تاپوو&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;t&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ت&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ت&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;زمین بایر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;gar&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;جاڕ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;j&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ج&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ج&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;چشم&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ceam&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;چێه م&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;c&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;چ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;چ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;حامد&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;hamed&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;حامد&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;h&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ح&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;ح&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;خوب&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;xas&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;خاس&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;x&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;خ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;خ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;دهان&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;dam&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ده م&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;d&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;د&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;د&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;راه&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;r e&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ڕێ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;r&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;پایین&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;xwar&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;هووار(خووار)&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;r&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;زخم&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;zeam&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;زێه م&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;z&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ز&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ز&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;زن&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;zan&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ژه ن&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;z&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ژ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ژ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;سا لم&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;saq&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ساق&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;s&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;س&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;س&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;چوپان&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;soon&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;شوون&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;s&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ش&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ش&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;علی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ali&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;عه لی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ع&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ع&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;صخره&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;maqar&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;مه غا ر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;q&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;غ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;غ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;زیاد&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;fera&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;فره&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;f&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ف&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ف&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;صحبت&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;qese&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;قسه&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;q&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ق&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ق&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;پسر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;kor&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;کوڕ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;k&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ک&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ک&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;مکث&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;get&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;گت&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;g&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;گ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;گ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;گل&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;gol&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;گوڵ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;o&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;___ُ___&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;و&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;خون&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;xun&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;خۆین&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;u&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ۆ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;گردن&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;mel&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;مل&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;L&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ل&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ل&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;خانه&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;mal&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ما ڵ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;L&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;ڵ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ماهی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;mave&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ماوی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;m&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;م&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;م&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;نان&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;no&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;نو&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;n&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;ن&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ن&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;تاج ماکیان&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;pup&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;پووپ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;u&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;او&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;وو&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ندا دادن&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;hena&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;هه نا&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;h&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;هـ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;هـ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;بله&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;bale&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;به لی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;a&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;----َ--َ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ه ، ــه&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;شیر درنده&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;ser&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;شێر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;e&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="top" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;ێ ، ێـ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;شیر خوردنی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;sir&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;شیر&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;i&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;ی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="95"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;هفده&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;havda&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;هه ڤده&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="89"&gt;
&lt;p&gt;V&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="92"&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;td valign="bottom" nowrap="nowrap" width="102"&gt;
&lt;p&gt;ڤ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;با توجه به جدول بالا می توان نوشت:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;1-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در الفبای لکی 8 حرف جدید اضافه شده است که عبارتند از :( ه ، و ،وو ، ۆ ، ێ، ڕ ، ڵ ، ڤ )&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;2-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در الفبای لکی شش حرف حذف شده است که عبارتند از : (ط ، ث ، ص ، ذ ، ظ ، ض)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;توجه : به نظر شما&amp;nbsp; این کلمات چه معنی ایی می دهند ؟&amp;nbsp; درد ، برد ، لر،کشت ،کر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;حروف اضافه شده :&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* درالفبای لکی فتحه ( --َ - ) به صورت&amp;nbsp; "(ـه ، ه)" نوشته می شود مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; له ک (لک) ،&amp;nbsp; به رد (سنگ) ، خه م (غم) ، فه رزاد (فرزاد)، ڵه&amp;zwnj; ڕ (لاغر)،سه ر(سر) ، ده رد(درد)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* درالفبای لکی بجای ضمه ( -- ُ-&amp;nbsp; ) از "&amp;nbsp; واو&amp;nbsp; " بزرگ استفاده می شود مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لور(لر) ، کوشت (کشت) ، گومان (گمان) ، گوراز (گراز) ،مونگ (ماه) ، سور(لغزنده)،دوڕد (کار بد)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* در الفبای لکی برای کسره نمادی در نظر گرفته نشده است بنابراین هر کلمه ی بدون نماد ، کسره&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; می تواند باشدمانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;کڕ (نشانه) ، ڵڕ(گیجی)، کشت (کشت و کار) ، برد(بردن)، هاتن(آمدن) ، بن (ته)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* در الفبای لکی بجای (او) از"&amp;nbsp;&amp;nbsp; وو&amp;nbsp; " استفاده می شود مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; دروو (دروغ) ، دوو (دوغ) ، نوو (نو)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* در الفبای لکی&amp;nbsp; حرف ویژه ای وجود دارد که معادل آن در فرانسوی و آلمانی نیز پیدا می شود U,O &amp;nbsp;که در لکی به صورت&amp;nbsp;&amp;nbsp; "&amp;nbsp; و&amp;nbsp; "&amp;nbsp;&amp;nbsp; با دو نقطه روی آن نوشته می شود مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; رؤین (روغن ) ، شؤی (شوهر) ، خؤیه (خواهر)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* در الفبای لکی دو &amp;lt; &lt;em&gt;ی&lt;/em&gt;&amp;gt; وجود دارد یکی مانند فارسی می باشد و دیگری&amp;nbsp; یای کم صدا ست که معادل دو کسره است و به صورت "&amp;nbsp;&amp;nbsp; ێ&amp;nbsp; " معمولی است اما یک 7 کوچولو بالای آن است&amp;nbsp; یُِِ ، یِّا&amp;nbsp; مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; شێر(شیر درنده) ، اێسه (حالا) ، لێو (لب)،&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* در الفبای لکی دو &amp;lt; &lt;em&gt;ر&lt;/em&gt;&amp;gt; وجود دارد که یکی معادل فارسی می باشد ودر دیگری&amp;nbsp; زبان آن را مشدد و با لرزش تلفظ می کند که به صورت"&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ڕ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; " معمولی با یک 7 کوچلو در زیرش نوشته می شود مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پڕ (پر) ، چڕین (آوازخواندن) ، کوڕ (پسر ) ، اڕا (برای) ، هه ڕه (اره)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* درالفبای لکی&amp;nbsp; دو نوع &lt;em&gt;ل&lt;/em&gt; وجود دارد که نوع اول مانند فارسی می باشد مانند&amp;nbsp; مه ل( پرنده) ، مل (گردن)، که ل (شکاف)&amp;nbsp; اما در نوع دوم زبان سنگین و غلطان تلفظ می شود و به صورت"&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ڵ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; " معمولی با یک 7 کوچک در بالایش نوشته می شود مانند:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;کوڵ (کوتاه) ، گوڵ (گل) ، دڵ (دل) ، که ڵ (گوزن)&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;* در لکی حرفی بین &amp;lt; ف &amp;gt; و &amp;lt; و &amp;gt; وجود دارد که مانند V لاتین تلفظ می شود و در لکی به صورت ق سه نقطه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; "&amp;nbsp;&amp;nbsp; ڤ&amp;nbsp; "&amp;nbsp; نوشته می شود ، صدای این حرف شبیه صدای وزیدن باد است مانند:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هه ڤده (هفده) ، گه ڤوه (گبه ، فرش)، گڤه ( صدای وزش باد) ، گڤن ( موی مجعد ،نوعی گیاه)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پرسش:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;em&gt;چه دلیلی برای حروف اضافه شده وجود دارد؟&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چنانچه به خط های&amp;nbsp; باستانی مانند خط میخی ، اوستایی ، یونانی&amp;nbsp; ، هندی و چینی و خط های جدید لاتین و . . .&amp;nbsp; نگاهی بیاندازیم در هیچ کدام از این حروف فتحه و ضمه و کسره جز حروف فرعی نمی باشند بلکه مانند سایر حروف و در کنار آنها هستند اما در خط عربی به علت تنوع تلفظ وزیاد شدن حروف مجبور شده اند که که آنها را به صورت فرعی بنویسند که اکنون&amp;nbsp; در عمل نوشته نمی شوند در فارسی به علت افزایش 4 حرف اوضاع&amp;nbsp;&amp;nbsp; بدتر شده است&amp;nbsp; بطوریکه حروف 32 تاگردیده&amp;nbsp; اما هنوز&amp;nbsp;&amp;nbsp; مشکل نوشتاری وجود دارد و ماها بیشتر کلمه ها را در ذهنمان حفظ کرده ایم و اگر کلمه ای را قبلا ندیده باشیم ممکن است در نخستین بار نوشتش دچار مشکل شویم ، در مورد سایر حروف نیز بایدگفت این از قوت های گویش لکی می باشد که دارای تلفظ های بیشتر ی نسبت به فارسی می باشد مانند شێر و شیر ، هر چند در زبان فارسی باستانی این تنوع تلفظ وجود داشته است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;em&gt;پرسش&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;em&gt;چه دلیلی برای حروف حذف شده وجود دارد؟&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;گفتیم در این شیوه ی نگارش&amp;nbsp; اصل برتلفظ می باشد بنابراین حروف ( ط ، ص ،ث ، ض، ذ ،ظ ) در تلفظ لکی و حتی فارسی هیچ تفاوتی با حرف های ( ت ، س&amp;nbsp; ، ز ) ندارند&amp;nbsp; در صورتی که در زبان عربی این گونه نمی باشد و تفاوت تلفظ مثلا بین ث و س و ص&amp;nbsp; بسیار مشهود است&amp;nbsp; ، همین امر باعث گردیده که قران خواندن فارسی زبان ها( در سطح اماتوری) با اشتباه همراه باشد و قران را با تلفظ صحیح آن نخوانند بلکه با همان تلفظ فارسی آن را بخوانند در صورتی که در زبان عربی با تغییر تلفظ معنی هم تغییر می یابد.&amp;nbsp;&amp;nbsp; تغییراتی در سالهای اخیر در مورد کلمات&amp;nbsp; طهران = تهران ، طهمورث = تهمورس ، اطاق = اتاق و . .&amp;nbsp;&amp;nbsp; در زبان فارسی صورت گرفته است خود معید این ادعاست ، استفاده از این کلمات جز سخت تر کردن نوشتار واملا هیچ کاربرد دیگری ندارد برای مثال در خط فارسی کنونی واژه ی استیضاح را به 96 شکل می توان نوشت و خواند&amp;nbsp; زیرا در برابرواج &amp;nbsp;S سه حرف(ث،س،ص) ودربرابر Tدوحرف (ت ،ط) و در برابرZ&amp;nbsp; جهار حرف (ض،ظ،ذ ،ز)&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وجود دارد و ح وإ،ع وهـ نیز مانند هم هستند، بنابراین &amp;nbsp;(2*3*2*4*2=96)به عبارتی ما شیوه ی نوشتار بیشتر این کلمات را به ذهنمان سپرده ایم&amp;nbsp; که این خود به عنوان مشکلی برای گسترش زبان فارسی در آمده است&amp;nbsp; زیرا فاقد قانون و قرارداد خاصی است&amp;nbsp; صحت این گفته را می توانید ازفارسی اموزان خارجی پرس و جو نمایید.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;به چند نمونه ی دیگر توجه نمایید:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;تناب ( طناب ) ، سه تل (سطل) ، سانیه (ثانیه) ، سروه ت (ثروت) ، سابوون (صابون)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;حالا مپرسم معنی این کلمه لکی که به خط فارسی نوشته شده یعنی چه ؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پل ؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;برای فهم درست معنی این کلمه باید حتما به جمله نگاه کرد&amp;nbsp; اما اگر به خط لکی آن را بنویسیم داریم:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;په ڵ (شاخه درخت)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پڵ ( غلتیدن)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;پول ( پل راه)&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;په ل ( دامنه کوه )&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;بنابرین به راحتی خواننده با نوشته ارتباط برقرار می کند و احتیاجی به جمله نیست ، شاید پرسیده شود از فتحه و ضمه استفاده می کنیم مثلا پُل&amp;nbsp; اما چنانچه در بالا آورده شد چون فتحه و کسره جزء حروف فرعی می باشند در عمل نوشته نمی شوند و اگر هم نوشته شوند شاید حمل بر نوسواد بودن فرد باشد بنابراین با یک تغییر کوچک اما اساسی خواندن راحت تر و سواد آموزی راحت تر گردیده است.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://lakistan.persianblog.ir/post/637</link>
      <author>لکستان</author>
      <comments>http://lakistan.persianblog.ir/comments/28137/8903794/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-28137.post-8903794</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Feb 2012 10:12:15 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
