ین قطعه شعر را شادروان "نادر هرسینی" به صورت ملمع سروده است و ملاحظه می فرمائید که مصارع های اول هر بیت فارسی و مصراع های دوم به زبان لکی است.
١- از حجاب آمد برون آن ظلمت آئینه وار عینه واتی شعله هور بی له خاور دا دیار
٢- معاذالله کجا آن شعله شمس فلک ذره خورشید بی او شه نه چندان پایدار
٣- هاله وار از زلف چون عنبر بدور قرص ماه حلقه دادن روژ روشن بو کمند شام تار
۴- چشم شوخش با هزاران فتنه خیل سپاه صف و هم کیشا نظام تیپ پی عزم شکار
۵- یک نظر بنمود و بربود از من بیچاره دل ایسه سرسام جنونِم ، لیوه ی بی اختیار
۶- " نادر" از دلدار کم گو بعد از این تسلیم باش چاره نِیری مَر ژِ مِردِن یا صبوری یا فرار
ترجمه:
١- از حجاب آمد برون آن طلعت آئینه وار، تو گوئی شعله ای از خورشید بود که از سوی خاور نمودار گردید.
٢- نی معاذالله، کجا آن شعله شمس فلک ، ذره خورشید بود آنهم نه چندان پایدار
٣- هاله وار از زلف چون عنبر بگرد قرص خورشیدروز روشن چون کمند شام تار حلقه زد.
۴- چشم شوخ او ببا هزاران فتنه خیل شپاهیان ، چون تیپ نظامی به منظور شکار ، صف آراسته است.
۵- با یک نظر از من بیچاره،دلربایی کرد و اکنون گرفتار جنون شده ام. دیوانه ای بیقرار و بدون اختیار هستم.
۶- " نادر" کمتر از دلدار سخن بگو و از این به بعد تسلیم شو. چاره ای جز این سه کار نداری "مرگ ؛ شکیبایی؛ فرار از یار و دیار"
www.delfancity.persianblog.ir :منبع

