مهدی ویس کرمی
واژه ی «داؤِد» Dowed
یکی از منابع اصلی اکثر اساطیر ایرانی را باید متون کهن هندی یعنی «وَداها»-به ویژه ریگ ودا- دانست. که منابع مشترک اقوام هند وایرانی قبل از مهاجرت از نواحی قفقاز و اورآسیا است. به دلیل اصالت این متون ما نیز برآن شدیم تا ریشه ی این اسطوره ی لری را در میان منابع و متون کهن هندوایرانی بجوئیم.
اگرچه لرستان پیش از ورود اقوام آریایی مسکن کاسیان
متمدن نیز بوده است. اما بنا به دلایلی چون ریشه ی نژادی مشترک، ارتباطات مشترک کاسیان و اقوام هندوایرانی با تمدن های میان رودان و بابل، اساطیر و اعتقادات اقوام هندوایرانی قبل از مهاجرت بزرگ به سمت نواحی جنوبی، و کاسیان تا حدود زیادی به هم شبیه بوده است.
خدایان دوره ی ودایی هند سه گروهند:
1- خدایان فرمانروا و روحانی یا اسوره ها (معادل اهوره یا اهورا در ایران) : در رأس این گروه «ورونه» قرار دارد. که ایزدی است بزرگ و با ابهت که معادل با اهورامزدا است
2- گروه دوم خدایان ارتشتار یا دئوه Daeva : این گروه خدایان جنگجو هستند که در رأس آنها «ایندره» قرار دارد که خدای طوفان است و به وجود آورنده ی بارانهای سیلابی.
3- خدایان مظاهر طبیعت: این خدایان جلوه های گوناگونی از طبیعت را تجلی می بخشند. ایزدهایی مانند «اوشاس= ایزد سپیده دم»، «سوریا= خدای خورشید»، «اگنی= خدای آتش» و.... (آموزگار، 1381)
جالب آنکه راولینسون معروف نیز در دیدار خود از لرستان و کرمانشاه، سنت سوگند خوردن به داؤد Dowed را دیده و او هم اینگونه کلمات را سطحی وارانه این چنین توصیف کرده است: «بازمانده ی سنتهای یهودیان در این منطقه فراوان است چنانکه هنوز ایلات این نواحی داوود را بزرگترین پیغمبر و حامی خود می دانند» (راولینسون، 1838)
به نظر می رسد که لفظ «داؤِد» با واژه «دئوه» که نام عمومی ایزدان جنگ است در ارتباط باشد. در اساطیر ریگ ودائی نیز نام عمومی خدایان «دئوه» است.
در ریگ ودا به دو دیدگاه درباره ی سرآغاز هستی برمی خوریم یکی زایش و دیگری آفرینش. در یک روایت که با اساطیر هند و اروپایی نیز هماهنگی دارد به خدایی پدری برمی خوریم که همه ی هستی از او پدید آمده است. او «دیئوس» خدای نخستین است که خدایان و جهان زاییده ی اویند. همسر او «دایاوا پرتهوی» است که الهه ی مادر، بارداری، باروری و زایش می باشد.
همانگونه که دیده می شود در این منظر نیز برای خدا از لفظ «دیئوس» نیز استفاده شده است که می تواند مشتقی از همان واژگان «دئوه»، «دئو»، «دایوه» و نیز «داؤِد» در زبان لری باشد.
اما نکته ی جالب تحول اعتقادی ایرانیان است که از زمان هخامنشیان شروع می شود و دئوه در کتیبه های هخامنشی به صورت دئیوه در می آید و سرانجام مفهوم امروزی «دیو» را پیدا می کند که در برابر اهورامزدا و خدایان اصلی -به خصوص امشاسپندان- قرار می گیرند. اما به راستی علت این تضاد در چیست؟
این تضاد در شخصیت میان دئوه هندی و دئیوه ایرانی را عموماً بر اثر تحول معنایی واژه درایران می دانند. می توان باور داشت که این واژه در زبان هند و اروپایی نخستین یکی از رایج ترین واژه ها برای مفهوم خدا بوده است و در دوره ی فرهنگ هند و ایرانی نیز عمومی ترین اصطلاح برای بیان مفهوم خدا به شمار می آمده است. (بهار، 1381)
این تحول معنایی در واژه «دئوه» در کتیبه های هخامنشی و همچنین اوستا نشانگر ناآشنایی ایرانیان آن زمان با این مفهوم بوده است. در حالی که مردم لرستان این معنا را از پیشینیان خود چون کاسیان و اقوام هندوایرانی وام گرفته اند.
احتمالاً واژه دئوه از ریشه «دیو» گرفته شده است که به معنای نورانیت و درخشش است. در لرستان هنوز صفت «دیو» děv (با یاء مجهول) برای آتش و زغال افروخته به کار می رود.
در مجموع می توان گفت که به احتمال قریب به یقین باید ریشه ی کلمه ی لری «داؤد» Dowed را از واژگان «دئوه»، «دئو»، «دایوه» و «دیئوس» در زبانهای کهن هند و ایرانی دانست. که بنا به دلایلی که آمد بعدها این واژگان در فارسی تغییر یافته اند. اما همچنان در لرستان معنای کهن خود را حفظ کرده اند.
منبع: وبلاگ شاعران لک زبان: رضا حسنوند

