وسعت قلمرو زبان لکی و کردی
زبان لکی و کردی تا قبل از حمله مغول گویش مردم همدان و آذربایجان و ترکیه و... بوده .
مردم شمال اروپا در اثر آخرین یخبندان به دشت های روسیه در مشرق محل سکونت قبلی خود مهاجرت نموده و در آن مکان جدید ساکن شدند و پس از گذشت چند قرن به سبب افزایش جمعیت مهاجرت های جدیدی به سرزمین های جنوبی و جنوب شرقی و جنوب غربی را شروع نمودند ، این مردم....
را جمعا آسیانیک ( غیر آسیائی) نامیده اند و سکاها که شاخه ای از آنها بوده اند به قسمت های جنوب شرقی مهاجرت نموده اند که در حال حاضر چند میلیون از سکنه روسیه را تشکیل می دهند و (اسکیت) نامیده می شوند که در زمان مهاجرت دسته ای دیگر از آسیانیکها یعنی آریائیها به سمت ایران و استقرار آنها در سواحل سیحون و جیحون ( ایران وِژْ) به آریائیها حمله نمودند و در شاهنامه فردوسی که از تاریخ داستانی ایران الهام گرفته سکاها ، تورانی خوانده شده اند ( تور بمعنی وحشی) و آریائیها دائما مشغول نبرد با تورانیان و دیوها بوده اند تا اینکه آنها را سرکوب نمودند و توانستند بر تمام فلات ایران مسلط شوند . دیو در گویش اوستائی بمعنی مظهر زشتی و باطنی بوده
آریائیها سکنه اصلی فلات ایران را دیو نامیده اند زیرا آنها اطلاع نداشته اند که گیلها ،تپوریها ، آماردها، کادوسیها(اجداد آذربایجانیها)، زاگارتیها(اجداد کردها)کاسیها(اجداد بیرانوندها و لرستانیها)و موریها و هیتیها و میتانیها(اجداد مردم ترکیه فعلی)و سیمریها (اجداد مردم صیمره و سومر در جنوب عراق) هم مانند خودشان از نژاد آسیانیک بوده اند ولی چند هزار سال زود تر از آنها از دشتهای روسیه به جنوب مهاجرت کرده اند و آب و هوای گرم جنوب رنگ طلائی موهای آنها را مشکی یا قهوای و رنگ سرخ و سفید آنها را سبزه و رنگ آبی یا سبز چشم های آنها را مشکی یا قهوه ای نموده بنابر این چون آریائیها اسب سواری و تیراندازی را خوب می دانستند به قتل عام دیوها ( سکنه اصلی فلات ایران) پرداخته اند و تعداد زیادی از آنها را نابود و بقیه را به بندگی خود در آوردند و نبرد رستم ( راست، تُم، تخم راستین آریائیها)با دیو سفید ( رئیس دیوهای مازندران ، مردم مازندران ) یادگار این تهاجم و استقرار حکومت دیکتاتوری زورمدارانه جماعتی که بدلیل رنگ پوست و مو و چشم خود را (اَایریه ، ازبرترها ، آریائیها) و بقیه را دیو خوانده اند ، بوده است .
با اینهمه زبان دیوها ( به قول مهاجمان ) با آییائیها هم ریشه بوده و به صورت پارسی باستان ( که اوستا و کتیبه ها باقیمانده)در آمده و شکل فعلی آن گویش لکی و کردی است که تا قبل از حمله مغول گویش مردم همدان و آذربایجان و ترکیه هم همان لکی و کردی بوده که بابا طاهر عریان بدان گویش شعر سروده .
بُوری سوته دلان گرد هم آئیم سخن واهم کریم غمها گشائیم.
ترازو آوریم غمها بسنجیم هر آن سوته تریم سنگین تر آئیم.
و دست پنهان غرب که حملات مختلف را به این سرزمین سامان داده قصدش در درجه اول نابودی زبان ( که مهمترین عامل همگرائی است ) و پاشاندن تخم تفرقه ( که مهمترین آن تفرقه زبانی است ) بوده . ولی خوشبختانه هنوز هم گذشته از همدان در آذربایجان داخلی و خارجی و ارمنستان و ترکیه و سوریه و عراق این دو گویش لکی و کردی حضور دارند و زنده اند و سند زنده آن وحدت تاریخی و نژادی هستند بنابراین بجاست که متن کتیبه گنجنامه همدان را هم بخوانیم تا هرچه بیشتر به وحدت پارسی باستان و لکی و کردی پی ببریم.
بَغَ وِزِرْکَ ا هورا مزدا = خدای بزرگ ا هورا مزدا است.
هَه یَه اَشْمانم اَدا = ای او آسمان را داد.
هَه یَه این بومیم اَدا = ای او این سرزمین را داد.
هَه یَه مَرتیه اَداد = ای او مرد را خلق کرد. ( انسان را خلق کرد )
هَه یَه شیاتیم اَدا = ای او شادی را خلق کرد .
این کتیبه بطور تکراری به دستور داریوش و خشایار شاه بر سینه کوه گنجنامه همدان بر سر راه کاروانها حک گردیده و اما در رابطه با پایان نبردهای سکاها و آریائیها و اسکان آنها در مناطق مختلف ایران باید بدانیم که بر خوردهای آنها تا استقرار آریائیها در مرکز فلات ایران و تشکیل دولت ماد و تعیین هدان ( هَه یَه ماددانه) که هگمتانه هم خوانده شد و حتی تا اواسط دوره حکومت مادها یعنی دوران سلطنت هووخشتره( شهریار خوب) نیز ادامه داشته و در زمان این پادشاه اختلاف بین دو قوم هم نژاد خاتمه یافته ، بدین ترتیب که هووخشتره عازم نبرد و سرکوب و نابودی دولت آشور می شود و چون پیروزی او وشکست آشور نزدیک می شود آشوریها سکاها را تحریک به حمله از پشت سر به قوای هووخشتره می نمایدو او ناچار برمی گردد و چون در برخورد با سکاها شکست می خورد مجبور به پرداخت باج به مدت 27سال به آنها می شود ولی سرانجام رؤساو سران آنها را دعوت نموده و با خوراندن مواد خواب آور در هنگام پذیرائی آنانرا بی حس نموده و دستور به کشتن همه ی آنها را صادر و اجرا می نماید که در نتیجه سکاها تسلیم شده و به عضویت در سپاه او در می آیند و با کمک به او موجبات پیروزیش بر آشور و نابودی دائمی این دولت منفور را فراهم و سپس در قسمت های مختلف ایران مانند سکستان ( سجستان ، سیستان امروزی ) لرستان ، سیوند فارس و دیگر مناطق ساکن و به مثابه نیروئی ارزنده و با استعداد در کنار برادران هم نژاد و هم زبان خود به پاسداری از ایران می پردازد.
منبع: http://roomipor.blogfa.com/post-7.aspx

