لهجه، گویش و زبان در ایران
آنچه در پی می آید یکی از نوشتارهای منتشر شده در هفته نامه شهرگان است.
آغاز: خوانندهگان محترم توجه داشته باشند که برای شنیدن زبانهای [لری، لکی، گیلکی، مازندرانی و آشوری] مراجعه به مراکز استان از جمله خرمآباد، رشت و ساری شاید چارهساز نباشد، بلکه باید به روستاهای دور از شهر رفت تا فهمید که از محاورهی دو ساکن روستایی در لرستان، گیلان یا مازندران به سختی چیزی دستگیر یک فارسیزبان، آذریزبان یا عربزبان میشود.
شاید در حد برخی لغات و معدودی جملات آن هم با کمک ایما و اشاره اما محتوای کلام مبهم میماند.
اینجانب زمانی که نسخهی ویدئویی فیلم «باشو غریبهی کوچک» ساختهی بهرام بیضایی را با زیرنویس انگلیسی دیدم متوجه شدم که چه حجم زیادی از صحبتهای سوسن تسلیمی (بازیگر اصلی فیلم) به زبان گیلکی را هنگام تماشای فیلم در سینما بدون آن زیرنویس متوجه نشده بودم. جالب آنجاست که اگر از ساکنین شهر رشت بپرسید که چهقدر از صحبتهای اهالی روستاهای تالش را متوجه میشوند، آنگاه متوجه میشوید که تاشی نه یک گویش زبان گیلکی، بلکه خود یک زبان است با گویشهای متعدد.
اهالی ایلام، کردستان، لرستان و کرمانشاه میدانند که برخی «لکی» صحبت میکنند که متمایز از لری و کردی است. همریشه بودن و اشتقاق و استخراج دلیل بر یک زبان بودن نیست، بلکه فهم مشترک معیار یک زبان بودن است.
همانطور که قبلن نیز گفته شد، تا آنجایی که دو نفر صحبتهای همدیگر را از طریق کلامی (و نه با توسل به ایما و اشاره) به رغم تفاوتها متوجه میشوند، آن دو نفر گویشهای متفاوت یک زبان را صحبت میکنند. اما اگر تفاوتها در حدی باشد که این فهم مشترک برقرار نشود، آن دو نفر با دو زبان مختلف صحبت میکنند.
در اینجا باید اذعان داشت که معادلات سیاسی بر به رسمیت شناختن زبان و تمایز آن با گویش بسیار تاثیرگذارند. در این راستا، شاید قدرت سیاسی زبان فارسی در ایران مانعی بر آن باشد که فرضن نظام کلامی روستاییان مازندران را به عنوان زبان بشناسیم و در حد گویش یا حتا لهجه تقلیل دهیم. جالب آن است که این روند چنان قدرت گرفته که گاه خود گویندهگان بومی چنین زبانهایی نیز در زبان بودن نظام کلامی خود شک دارند، آن هم به دلایلی چون فقدان نظام نوشتاری. توجه کنیم که زبان، با نظام نوشتاری (از قبیل الفبا) زبان نمیشود: صدها زبان در جهان امروز همچنان فاقد نظام نوشتاری بوده و فقط ادبیات شفاهی دارند. برخی هم معتقدند که زبانشان دستور زبان ندارد که البته چنین مسألهیی غیرممکن است. شاید بیان دقیق آن باشد که دستور زبان توصیفی جامع و بهروز برای برخی زبانهای ایران تدوین نشده است که این با دستور زبان نداشتن اصلن یکی نیست.
همانطور که عناصر شیمیایی میلیونها سال قبل از آنکه مندلیف جدول تناوبی را تدوین کند وجود داشتند، زبانهای محلی در ایران نیز چه زبانشناسان برای آنها دستور زبان توصیف کنند یا نه، دستور زبان دارند.
نکتهی آخر اینکه همانند زبان فارسی که گویشهای متعدد داشته، هرکدام از زبانهای موجود در ایران نیز شامل گویشهای متفاوت است: ارامنهی تهران، اصفهان و آذربایجان به گویشهای مختلف زبان ارمنی صحبت میکنند. گویش کردی سنندجی با گویش کردی مهابادی فرق دارد. روستاییان آمل و بابل از دو گویش متمایز زبان مازندرانی بهره میگیرند...
مسلمن بحث جامع دربارهی لهجه، گویش و زبان مجالی بس فراتر از این حد میطلبد اما امیدوارم سطور فوق انگیزهیی برای خوانندهگان علاقهمند شده باشد تا به مطالعهی بیشتر پیرامون زبان بپردازند.
برای خواندن تمامی این مقاله اینجا را کلیک کنید.

