ما نسلی هستیم که بی جهت شرمنده ایم
همایون میم
متاسفانه خیلی از لک های تحصیل کرده از اعتماد به نفس بالایی در زمینه معرفی خود به عنوان یک لک برخوردار نیستند و از میان لک های فرهیحته و موفق کمتر کسی را پیدا میکنید که خود را فردی برخاسته از میان لک ها معرفی کند.متاسفانه اگر همین قشر فرهیخته و تحصیل کرده هویت قومی خود را با افتخار اعلام میکردند بسیاری از تصورهای غلط در باره این قوم از میان می رفت. هرگز از یاد نمیبرم روزی را که از نزدیک دیدم یک پروفسور لک تازه برگشته از آلمان با زبان لکی در راهروهای دانشکده کشاورزی کرمانشاه ....
با دانشجویان صحبت میکرد.و خیلی هم با افتخار هویت پدری خود را ابراز میکرد.کمی به خود بیائیم هر مشکلی هست از خود ماست.بعدها وقتی دلیل این کار را از پروفسور همزه ای پرسیدم به من پاسخ داد: من فردی برخاسته از میان همین قوم لک هستم که تاریخ و فرهنگ بسیار درخشانی دارد.چرا با افتخار آنرا ابراز نکنم!
بسیار دیده ام کسانی را که وابستگی قومی خود را با چه شرمندگی پنهان کرده اند و یا اینکه خود را با هویت دیگری معرفی کرده اند! باور بفرمائید خیلی از اقوام ایرانی هستند که حسرت فرهنگ فلکلور ما را میخورند و اگر اندکی از این غنای فرهنگی را میداشتند تا به حال ادعای تمامیت فرهنگی ایران زمین را میکردند!!!!! همین شمالی ها یک گوشه موسیقایی به نام گوشه دیلمان دارند که در همه جا با افتخار از ان سخن میرانند گویی تمام سنت موسیقایی ایران یک طرف گوشه دیلمان یک طرف!!!!!. ولی ما با این همه غنای موسیقایی منحصر به فرد و فرهنگ غنی فلکلور از خودمان شرمنده ایم. یه دوست شمالی دارم که با یک دختر لک زبان الشتری ازدواج کرده، یه روز از من درباره لکها پرسید ، وقتی من توضیحاتی مختصر درباره لکها به ایشان ارایه کردم،از این که با یک لک ازدواج کرده سخت شادمان بود.او میگفت؛ کاش ما هم همین ویژه گی های غنی فرهنگی را داشتیم!!!!
ما نسلی هستیم که بی خود و بی جهت شرمنده ایم. برخی احساس میکنیم که اشتباهی هستیم. در حالی که ما هویت افتخار آفرینی داریم.وقت ان رسیده که کمی ما هم به خود بیائیم.در سرتاسر ایران اجتماعات انسانی کوچکی هستند که نسل جوان انها در پهنه تاریخ به دنبال نشانی از خویش میگردند.ما که لزومی به این کار در خود نمیبینیم به دنبال الصاق هویتی دیگر بر شناسنامه خویش هستیم.
از ماست که بر ماست

