لک هاـ لکستان و مسئله حفظ هویت
توضیح: از همه وبلاگ نویسان لک و لکستانی درخواست میشود تا در عنوان وبلاگ های خویش نام "استان لکستان" را بگنجانند.
همایون آزاد:
زبان رسمی هیچ کانال محلی و هیچ شبکه سراسری و ماهواره یی، لکی نیست.در هیچ دانشکده ای هم کرسی تدریس زبان لکی وجود ندارد و در هیچ تقسیم بندی سیاسی هم به صورت رسمی منطقه ای را با نام لکستان روی نقشه مشخص نکرده اند.با این حال لکها همه جا هستند؛ لرستان، ایلام، کرمانشاه، قزوین، کلاردشت، شیراز، نوشهر، کردستان عراق و....... .
حفظ هویت برای گروههای اجتماعی که هویتشان در تقسیمات سیاسی و اداری و به صورت رسمی در هیچ کجا ثبت نشده بسیار مشکل است.البته در سالهای اخیر لکها در تقسیم بندی های حوزه های زبان شناسی ، موسیقایی و فرهنگ بومی گاهی نامی از این مردمان هم رفته است. ولی هنوز حضور در این عرصه ها منجر به گشایشی در کارهای این قوم تقسیم شده نشده است. هنوز هم موسیقی این قوم زیر مجموعه نه چندان رسمی لرها و تا حدودی هم تازگی ها کوردها شناخته میشود. در حوزه زبانشناسی هم که در پررنگ ترین روایت؛ لکی جزو زبانهای کوردی و در گویشهای کردستان جنوبی محسوب میشود. در حوزه فرهنگ بومی هم ما به لحاظ نزدیکی هایی در حوزه دانش بومی هم به کوردها و هم به لرها بسیار نزدیک تعریف شده ایم.
حفظ هویت برای لکها با این تفاسیر هر چند بسیار مشکل شده است ولی باید برای بقای حداقل فرهنگی این قوم چاره ای اندیشید. از میان رفتن فرهنگ و دانش بومی لکها بی گمان لطمه بزرگی بر پیکره ایران فرهنگی خواهد بود. و برای خود لکها نیز ثمره ای جز در به دری و سرگردانی در فرهنگهای بومی غیر لکی نخواهد داشت. بی گمان اگر این نسل بی خیال حفظ میراث گذشتگان خود شود گرفتار قضاوت های نه چندان خوشایند نسل بعدی خواهد شد.
نسل امروزی لکها مسئولیت سنگینی در قبال انچه که از گذشتگان به آنها رسیده است، را دارا میباشند.گفته های بالا همه برای این بود که بدانیم حفظ همه چیز تنها و تنها با خود ماست.
کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من
ما تنها میخواهیم میراث فرهنگی و پیوندهای اجتماعی خود را حفظ کنیم و این به معنای توهین و یا حذف هیچ فرهنگ ملی و یا فرهنگ بومی ایرانی دیگری نیست. متاسفانه بعضی مواقع ما بیشتر انرژی مان را صرف جدال های لفظی با دیگران میکنیم و از کار اصلی که بیشتر جنبه های فرهنگی دارد غافل میشویم.آگاهی بخشی و اموزش اجتماعی وظیفه اصلی جوانها و تحصیل کرده های این قوم است.جامعه وقتی اگاهی های لازم را یافت خود به خود به پویایی و تکامل فرهنگی خود کمک خواهد کرد.آنچه این قوم را برجسته میسازد ویژه گی های منحصر به فرد فرهنگیست و الا تنها تکیه بر روی نژاد و رگ و ریشه تنها منجر به نوعی نژاد پرستی و خود برتر بینی کاذب نسبت به دیگران میشود.هیچ اجتماعی بدون فرهنگ نیست. و همه اجتماعات بشری برای فرهنگ بومی خود ارزش قایلند. لکها از کسی برتر و یا کم تر نیستند.آنها این حق را دارن که فرهنگ بومی خودشان را حفظ و ارتقا بدهند و در جامعه پیرامونی خویش ایفای نقش کنند.
صحبت در با چگونگی حفظ هویت در اجتماع کنونی هم تنها با همفکری و اتخاذ استراتژِی و تاکتیک های درست میسر میشود و تابع ک اراده جمعی است تا یک سودای فردی

