عبدالعلی میرزانیا: بدرستی بر کسی
معنای هوره مشخص نیست. هرکسی از ظن خویش گفته هایی را بافته اما سندی را که روشن کننده ی این فضای تاریک باشد در دست نداریم. ما در این فرصت کوتاه بر آنیم تا با مروری بر مقام ها و هوره سرایان بنام و همچنین نظری که برآمده از توانایی ناچیز دانسته هایمان است به ریشه یابی دو نام این آوای کهن بپردازیم تا آنجا که توان دانسته هایمان اجازه می دهد شما خواننده فرهیخته را با این نخستین آوای بشری آشنا کنیم.
این نوشتار بخشی از مقاله ای با نام "هوره آوای همگام بشر در گذر گاه زمان" است که توسط استاد گرامی آقای عبدالعلی میرزانیا نگارش یافته است. متن کامل این مقاله را میتوانید در اینجا ببینید.
هوره
در مناطق شرق آسیا از ژاپن گرفته تا معبدهای پرشکوه چین وساکنان بام دنیا هیمالیا که گوئی هماره دست بر پوست آسمان می کشند و در میان راهبان ریاضت کش تبت آواهای (مقدسی) شنیده می شود که با هوره ی مردمان دامنه های زاگرس نه بی شباهت بلکه گوئی یکی هستند. از لحاظ محل سرایش در گلو که از ته گلو میباشد و همچنین نوع تحریرهای زده شده در این آواها، اگر در شاهکارهای استاد بزرگ سینمای ژاپن آکیروکروساوا بیشتر دقت کنیم سروده های سامورائی ها را آشنا خواهیم یافت آنچنان که وقتی سامورا ئی خسته و زخمی را در نمایش های مقدس بازی می کنند آوای آن سامورائی خسته از بیداد را با آواهای مردمان دامنه های گرین و بیستون شبیه می یابی.
در میان نغمه های مقدس ساکنان اصلی آمریکای شمالی و جنوبی یعنی سرخپوستان بازهم فرم این اولین آوای بشری به گوش می رسد و باز آنها نیز این آوا را در رقص ها و نمایش های مقدس خود اجرا می کنند. آن گونه که برخی از فرزانگان دانش زبان شناسی می گویند سرچشمه تمام زبانهای بشری در آغاز یکی بوده و تمام زبانهای امروزی شاخه هائی از آن زبان مادر می باشند. ما نیز با توجه به این نظریه می توانیم با وجود تشابهات فراوانی که بین هوره ی ما و آواهای (مقدس) دیگر سرزمین های صاحب تمدن وجود دارد بگوئیم که هوره اولین نغمه ی به یادگار مانده از بشر است از آن زمان که هنوز دانش موسیقی در میان انسانها در اولین گام های خود بود و هنوز پای در راه رشد و اعتلای خود ننهاده بود.
هوره آوازی است ساده و کلام ها و تحریر ها همه از اعماق گلو بیرون می آیند درست مانند آن زمان که انسان هنوز به کارائی لب ها پی نبرده بود و فقط آنچه درد و احساس داشت را از ته گلو بیان می کرد. تعداد نت ها در این آوا بسیار کم و محدودند و این خود نشان از اصالت و باستانی بودن هوره است. تحریر ها در هوره به آواهای می ماند که
در پیرامون خواننده است ما نند صدای کبک و زوزه ی دردناک و پر از راز و رمز گرگ و همچنین نغمه ی هماره ی رود خانه که گوئی محکوم تا ابد گریه کردن است.
پیش از آنکه دو واژه هوره و گورانی را بخواهیم کالبد شکافی کنیم بایسته می دانم این گفته را، که ما هیچ وقت قصد نداریم هوره را به یک زمان معین از تاریخ ایران زمین و آوای مذهبی یک کیش الهی مشخص نسبت دهیم، که با این کار هوره اصالت خود را به عنوان یک آوای بشری و تاریخی از دست خواهد داد. هوره آوائی است که معبر زمان سالیان فراوانی را بر خود دیده است. سالیانی به درازای عمر بشر و در هر مکان و زمان برای خود جایگاه منحصری داشته است. ما اگر هوره و گورانی را دو کلمه اوستائی میدانیم برا ی این است که دانسته های ما تا ان زمان بیش نیست .
هوره را بعضی از محققین چون استاد محترم فاروق صفی زاده از کلمه اهوره دانسته و آن را اصیل ترین موسیقی کردی می خواند (که صد البته ایشان نگفته اند که هوره آوائی منحصر به کردی است بلکه گفته اند که کردها نیز این آوای بشری را در توشه ی اندوخته های فرهنگی خود دارند). این نظریه را در کتاب پژوهشی درباره ی ترانه های کردی آورده اند. بعضی از دوستان نیز هوره را از حور به معنای خورشید گرفته اند، و
عده ای نیز اعتقاد دارند که روحانیان زرتشتی اوستا را به هنگام نیایش به این گونه سروده اند ، آنچنان که امروز قاریان خوش الحان قرآن این کتاب آسمانی را در لحن های مختلف قرائت می کنند. به گفته ایی دیگر چون کسی از ایران باستان به دیار باقی می شتافت مغان برای آرامش روح او اوستا را بر مزارش نجوا می کردند بنابر این نظریه هوره در ایران باستان هم کار برد مذهبی داشته ( چون اقوام فوق الذکر) هم کاربرد سوک خوانی که امروز برای ما فقط کار برد سوک خوانیش بجا مانده است وجالب این است که در آوای هوره کمتر در گذشته گان را به عنوان مرده می سرایند بلکه کسی را میخوانند که گاه از او کمک و امداد می خواهند و گاه از او می خواهند که از خواب گران خود برخیزد.
امروزهوره کاربرد حماسی نیز پیدا کرده و این مدیون هوره سرایان بنام امروز ایران زمین است.
گورانی
گورانی که در زبان لکی به صورت گورونی تلفظ می شود، در مناطق کرد نشین کاربرد معنای بیشتری دارد که کُردان هر گونه آواز را گورانی می خوانند اما در مناطق لک نشین گورونی فقط به هوره اطلاق می شود. کلمه گورانی را می توان به دو صورت تحلیل کرد که البته هر دو صورت به یک نتیجه می رسند و آن نسبت آوا دانستن برای کلمه گورانی می باشد.
1- کلمه گئِره یا گَر در زبان اوستایی به معنای آواز خواندن و نیایش کردن است که بی ربط با خود واژه هوره نمی باشد.
2- اگر کلمه گورانی را به اسلوب دستور زبان لکی حلاجی کنیم باز به کلمه گئره یا همان گَر خواهیم رسید. در زبان لکی همواره (ب) در میان کلمه به (واو) تبدیل می شود مانند (جبر) ، ( جور) (کبک) ، (کوگ) (تبر) ، (تَوَر) و.... ما با انجام این کار از کلمه گور به کلمه گبر خواهیم رسید و همه به خوبی می دانیم که کلمه گبر هدیه ی اعراب
به ایرانیان بود و گبر چیزی نیست جز دگر گون شده ی کفر که اعراب به ایرانیان نسبت می دادند و زرتشتیان را کافر می خواندند. هوره نیز آوایی بود که به زرتشتیان نسبت داده شد و گورانی نام گرفت. گبر + ان جمع+ یای نسبت بعد از حلاجی این دو کلمه به برسی
بعضی از مقامهای هوره و تعدادی از هوره سرایان بنام را نیز به خدمت شما خواننده ی عزیز معرفی خواهیم کرد.
برخی از مقامهای هوره به نام هوره سرایی معروف نام گرفته است مانند علی نظرچر (چر در زبان اوستایی و پهلوی به معنای آواز خواندن آمده است ) و عین علی چر.
گونه ایی دیگر از مقامهای هوره به نام مناطق مختلف کُرد و لک شهرت دارند مانند ایلامی چر دلفونی چر و یا طرهونی چر و الشتری چر ، گونه ایی دیگر اشاره به کاری روزمره دارند مانند شوو ( چوپان) چر قاچاقچی چر. از دیگر مقامهای هوره می توان
بَنُیرَه چر ، پاوه میری سیاه چمانه، ساروخونی ، مور ، ژن چر ، سوار چر، دو دنگی، کوه چر.، و چند تای دیگر را می توان نام برد.
در مناطق لک نشین اشعار هوره را کلیمه می خوانند که بیشتر تک بیت می باشند کلیمه به معنای کلام می باشد که البته کلام دارای یک وجه مقدس در ادبیات لکی هم می باشد آنچنان که آن دسته از مردم لک تبار که عقاید درویشی و دارند و اهل حق می باشند شعر های مقدس خود را کلام می نامند.
ادبیات منظوم لکی به سه دسته تقسیم می شود
1 لالا ئی ها
2 بیت یا (چهل سرود)
3 کلیمه یا ( مور)
هوره چر هر مصرع را به دو پاره تقسیم می کند که در لابه لا ی هر پاره کلماتی را به صورت بداهه می خواند که غالبن در مدح قهرمانی و پهلوانی های فرد مورد نظر می باشند به این کلمات می شود لا چر یا لاوش نام داد
در آخر لازم می دانم که بر خی از هوره سرایان بنام کردستان و کرمانشاه و ایلام و لرستان را برا یآشنای بیشتر ذکر کنم .
علی نظر منو چهری که کمتر کسی است در تمام کردستان و کرمانشاه و لرستان که با نا علی نظرو نغمه های او آشنا نباشد این استاد بنام متا سفانه در سن چهل و یک سالگی در اوج هنر نمائی بر اثرصانحه تصادف در گذشت
داراخان ـ سید قلی کشاورز صاحب سبک و مورد احترام در کردستان ـ سید علی اصغر کردستانی ـ ابراهیم حسینی ـ ایل خان ارکوازی ـ یاسم یاسمی ـ و از هوره سرایان مناطق لک نشین می توان از استاد عین علی تیموری صاحب سبک عین علی چر ـ خانمراد قنبری ـ دولت مراد امیری ـ نور محمد جهانپور ـ علی پایار امیری وچند تن دیگرنام برد، در پایان چند بیت از ابیات ی که در هوره کاربرد
فراوان دارند ذکر خواهیم کرد
یَه چِه دردی بی بیه دُچارم لَش بِرد وَتالان سر کِرد وَبارم
باز این کدام درد است که دچارم شدو ذره ذره وجودم را به تاراج برد و سرم را بار گردنم کرد
لَه مِزارسو مَکنیان قوری مَسپاردن و گِل یه رستم طوری
در مزاراباد به دستان خاک رستم گونه ای را می سپاردندن
له مزارسو مکنیان زمین مسپاردن و گل رستم لال جبین
در مزارستان به آغوش خاک مسپردند رستم لاله جبینی را
بو وَ سرینم و کزُ و مور کزت بیترَه و سدر و کافور
به دیدارم بیا با سوز آوای هوره که صدایت از سدرو کافور برایم دلنواز تر است
اِ دلمه نسار خوَر موینونه هُیچ حور نِموینِی هر یخ بنونه
آه دلم هماره یخ بندان است هیچ آفتاب به خود نمی بیند
بیلا هر کی مای دیده اِ لا دَم مر وه بالاکت بال چیم آ کَم
بگذار چشم هایم به دیدار رهگذران بخوابد مگر تو بیای و چشمان من به
تماشا باز شوند

