زاگرس نشینان قوم لک
منبع: مجله خانواده سبز
زاگرس نشینان قوم لک
قوم لک یکی از اقوام ایرانی ساکن در منطقه غرب ایران هستند و به عبارتی جزو زاگرسنشینان به حساب میآیند. این مقاله به بررسی وضعیت جغرافیایی و سرزمین لکها، زبان و موسیقی، مذهب، آداب و رسوم و مراسم ازدواج آنان به طور خلاصه میپردازد.
پراکندگی جغرافیایی
لکها از حیث پراکندگی در میان چهار استان غرب کشور قرار دارند. یعنی درجنوب استان همدان، شمال غربی و غرب استان لرستان، شمال شرقی و شرق استان کرمانشاه و قسمتهای شمالی استان ایلام، زندگی میکنند...
گفتنی است در زمان فتحعلی شاه قاجار چند تیره از لکها به ظهران چای زنجان رفته و ساکن شدند. ویلیام پرایس که سمت منشیگری سرگور اوزلی را داشت به هنگام سفر طولانی خود از بوشهر به آذربایجان در این ده ماند و در سفرنامه خود به نام منزل به منزل، در منزل 54 از آنها یاد کرده است.
گفتنی است در زمان فتحعلی شاه قاجار چند تیره از لکها به ظهران چای زنجان رفته و ساکن شدند. ویلیام پرایس که سمت منشیگری سرگور اوزلی را داشت به هنگام سفر طولانی خود از بوشهر به آذربایجان در این ده ماند و در سفرنامه خود به نام منزل به منزل، در منزل 54 از آنها یاد کرده است.
دره سیمره
دره سیمره بخش اصلی سرزمین لکها را تشکیل میدهد. این دره در غرب کشور و در میان رشته کوههای زاگرس قرار دارد. منطقه سیمره از استان همدان تا استان ایلام را در برمیگیرد. از شمال محدود است به استان همدان که تقریبا یک ششم از خاک این استان را شامل میشود. از سمت جنوب به جلگه دزفول و کبیرکوه در استان ایلام ختم میشود و بیش از چهل درصد خاک ایلام را در برمیگیرد. از سمت غرب محدود است به استان کرمانشاه و اشغال یک سوم از خاک این استان و از سمت شرق به استان لرستان محدود میباشد که 65 درصد از جمعیت این استان را لکها تشکیل میدهند. سیمره یکی از درههای باستانی غرب کشور است، کشفیات باستان شناسی - به ویژه مفرغهای لرستان - و همچنین نمادهای تاریخی فراوان حاکی از قدمت زندگی بشر و تمدنهای باستانی در این منطقه است راولینسون میگوید: (به نظر من سیمره در اصل سمبنه "sambana" بوده که آنهم تحریفی است از سبدان "sabadan" یعنی همان شهری که دیدرو از آن نام برده و اسکندر هنگامی که برای بازدید ازکلنی از شوش عازم شهر"celon"سیروان یا کیلونبوده از آن عبور کرده است. به نظر میرسد دژ محکمی که در کوههای شرق تیسفون وجود داشته و خسرو پرویز به هنگام تهدید تیسفون از طرف امپراطور هراکلیتوس زنان و فرزندان خود را به آنجا منتقل میکرده در سیمره قرار داشته است).
زبــان لکی
زبان یکی از ساختهای موثر در ارتباط بین اعضای یک جامعه است. (زبان نحوه دیدن انسان و تفکر او را شکل میدهد یعنی هم برداشت از خودش و هم برداشت از جهانش، زبان واسطهای است که ما در آن زندگی میکنیم.) قواعد زبانی فهم افراد از جهان فرهنگیشان را شکل میدهد. همچنین با ارائه درکی مشترک سبب سهولت روابط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ترجیح قائل شدن برای استراتژیهای فردی و جمعی است. وجود وحدت زبانی برای قومیت تا آنجا با اهمیت است که رونالد برتون میگوید: (اگر عدم پیوستگی یا نبود پایگاه سرزمینی مانع اصلی بر سر راه تشکیل یک دولت یا زیر دولت (قوم) است نبود هویت زبانی یا انسجام زبانی نیز میتواند مشکل بزرگی در این زمینه به حساب آید. در چنین چشماندازی است که تمام جنبشهای قومی تاکید خود را بر ضرورت حفاظت از زبانهای مورد تهدید بر ایجاد وحدت زبان در شرایط نبود چنین وحدتی و ایجاد استانداردهای مشترک و سرانجام بر گسترش زبان در تمامی بخشهای قوم میگذارد).
پراکندگی زبان لکی منطبق بر پراکندگی جغرافیایی آنهاست (به طور کلی محدوده زبان لکی از تلمبه خانه شرکت نفت رازان واقع در شمال شرقی خرمآباد شروع و از آنجا به صورت نیم دایرهای به جانب غرب ادامه یافته و منطقه هرو، الیشتر، خاوه(دلفان) را در بر گرفته و سپس مناطقی را از استان کرمانشاه چون دهستان هرسین و قسمت جنوبی دهستانهای عثمانوند و جلالوند را فرا میگیرد. این زبان در مناطقی از استان ایلام نیز رایج است، چنانکه محدوده آن از دهستان زردلان شروع و سراسر دهستان هلیلان را در برمیگیرد... دامنه زبان لکی در استان ایلام از هلیلان به طرف سیمره کشانده میشود. بیشتر اهالی سیمره به زبان لکی گفتگو میکنند.) تحقیقات زیادی در مورد ریشههای تاریخی زبان لکی صورت نگرفته است. سرهنری راولینسون اولین کسی است که به طور مشخص متوجه رابطه بین زبان لکی با زبان پارسی باستان شد. وی میگوید: (زبان لری (لکی) با کردی کرمانشاهی کمی فرق دارد و اگر کسی به یکی از این دو گویش آشنا باشد دیگری را به راحتی میفـهمد) تاکنون این گویشهای رایج در منطقه کوهستانی زاگرس را بازمانده زبان پهلوی میدانستند ولی به عقیده نگارنده این نظر بیاساس است، من بر این پندارم که زبان لری (لکی) از فارسی باستان مشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است.
پس از زبان، موسیقی برجستهترین ویژگی هویت قوم لک است. نغمهها، آواها و آوازهای باقیمانده از موسیقی لکی بیانگر اصالت، ریشهدار بودن و خاص بودن است. موسیقی لکها از حیث محتوایی شدیدا تحت تاثیر محیط طبیعی، نوع معیشت و آداب و سنن است. در چندین دهه گذشته که این منطقه بیشتر روستایی و کوچنشین بودهاند در انجام فعالیتهای روزمره و مراسمی چون عروسی و عزا، موسیقی نقش فعالی داشته است. گفتنی است از سازهای رایج در این منطقه سرنا، دهل، نی و تنبور را میتوان نام برد.
آداب و رسوم
از آنجا که لکها بخشی از کشور ایران هستند، از حیث رسوم با دیگر ایرانیان شباهتهایی دارند از جمله عید نوروز، چهارشنبه سوری، عید قربان، عید سعید فطر. علاوه بر اشتراکات مذکور آنها رسوم خاص خود را نیز دارند که قابل دستهبندی به دو گونهاند. اول، رسومی که با ورود مدرنیته حضور چندانی در زندگی آنها ندارند. این رسوم اغلب مناسک گذار هستند.
مانند دنان روکی (مراسم دندان درآوردن کودکان) و ... دوم، رسومی که علیرغم ورود مدرنیته نه تنها از بین نرفتهاند بلکه با قدرت بیشتری همچنان خود را مینمایاند مانند مراسم عزاداری (پرس یا چمر) و مراسم عروسی. مورد اول هیچ گونه عنصر فرهنگی از دیگر فرهنگها را نپذیرفته است و خاص لکهاست اما مورد دوم عناصری از دیگر فرهنگها را پذیرفته است یا به عبارتی دیگر تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته است.
پدیده مرگ در میان لکها اهمیت زیادی دارد برخلاف دیگر جاهای این کره خاکی که مرگ تحت نظارت نظامهای تخصصی و اتاقهای بیمارستان و به دور از حضور افراد خانواده، دوستان و آشنایان طی میشود، در میان لکها با یک وداع کاملا عاطفی، انسانی و با آرامش تمام و در کنار عزیزان صورت میپذیرد. همه اقوام، دوستان و آشنایان به بالین فرد در حال احتضار دعوت میشوند تا وی به راحتی مرحله گذر به جهان ابدی را طی کند. بعد از مرگ تمام طوایف و آشنایان برای مراسم خاکسپاری (سرلش) دعوت میشوند، اکثر افراد این دعوت را میپذیرند. اغلب بیش از آن تعدادی که دعوت میشوند در این مراسم حضور مییابند. در این مرحله مراسم بزرگی برای متوفی برگزار میشود هر چند که ممکن است برخی این مراسم را اتلاف وقت و سرمایه تلقی کنند، اما بنظر میرسد که چنین نیست چرا که اولا این مراسم همبستگی اجتماعی را دوباره تحکیم میبخشد و دوم اینکه بازماندگان متوفی به راحتی با مرگ عزیز از دست رفتهشان کنار میآیند.
مراسم ازدواج در لکستان
مراسم عروسی در منطقه (لکستان) در میان تمام ردهها و گروههای اجتماعی یکسان برگزار میشود تنها تفاوت قابل مشاهده تعداد مهمانان دعوت شده به این مراسم است.
لکها عموما به این مراسم اعتقاد زیادی دارند و آنها را به شیوهای آیینی و باشکوه برگزار میکنند. آنها در مراسم عزا هیچ عنصر مدرنی را نپذیرفتند اما در مراسم ازدواج برخی عناصر مدرن را در کنار عناصر قدیمی جای دادند. از جمله عناصر مدرنی که در عروسی لکها وجود دارد ساز ارگ به جای سرنا و دهل، لباس عروس به جای گلونی، دوربین فیلمبرداری، آرایش عروس و استفاده از ماشینهای جدید به جای اسب است. از جمله عناصر قدیمی که در مراسم ازدواج لکها هنوز باقی است میتوان از رسمهای متعدد، موسیقی، لباس زنان و رقصهای لکی نام برد. رسمهای متعددی که در مراسم عروسی وجود دارند از قرار ذیلاند:
الف) هنگام تعیین شیربها و (خلات( )هدیهای است که از جانب داماد به یکی از اقوام خانواده عروس داده میشود) جر و بحثهای زیادی بین خانوادهها در میگیرد نکته جالب توجه در این مراسم صوری بودن آن است زیرا در نهایت آنها شیربها و خلات را نمیپذیرند.
ب) عروس و داماد هنگام عقد دور عقدنامه میچرخند و این یک رسم قدیمی است.
ج) هنگام عزیمت عروس از خانه پدری مقداری نان خشک به همراه یک دستمال ابریشم به کمر وی میبندند (این رسم نزد همگان اجرا میشود در زمان قدیم تصور این بوده است که عروس با رسیدن به خانه جدید ممکن است که گرسنه باشد و نتواند گرسنگی خود را بیان کند. بنابراین غذای مذکور برای رفع گرسنگی وی بوده است. مضاف بر این نشانه روزی رسانی و برکت نیز بوده است.) علاوه بر این خانواده داماد با آوردن عروس باید یک شی هر چند ناچیز (مثلا در حد یک نعلبکی و گاهی بیشتر) را از خانواده عروس همراه خود بیاورند. این رسم نزد لکها عمومیت دارد اما برای کاکاوندیها و کولیوندها کاملا حیثیتی است.
د) هنگام رفتن عروس ازخانه پدر درگیریهایی بین دو خانواده به وجود میآید. این درگیریها در بین همه خانوادهها هست، اما هیچکدام واقعی نیستند. انگار که یک رسم سنتی را به جا میآورند.
این مقاومت در زمان گذشته نیز وجود داشته است. این رسم کاملا صوری است و نوعی بیان خود و ادای احترام به هویت جمعی است.
ح) خانواده داماد حتی در روز روشن با چراغ توری و اسپند دود کردن به پیشواز عروس میروند. عروس نیز باید از روی (قربانی) رد شود و ذرهای از لباس عروس را به خون آن آغشته کند.
و) خانواده داماد با وجود غذاهای متعدد که در مراسم عروسی تهیه میشود یک غذای محلی به نام (گنم روین( )این غذا بسیار قدیمی است و معمولا برای عروس میبرند.
پسته و گردوی کوبیده شده را با خرما و گندم قاطی میکنند و به آن روغن حیوانی اضافه میکنند. وجود این غذا در عروسی ضروری و خوردن یک قاشق آن نمادین است) را نیز تهیه میکنند و شرکت کنندگان در عروسی منتظر میمانند تا حتی اگر به اندازه یک قاشق هم که شده از این غذا بخورند. علاوه بر رسوم مذکور، رقصهای مراسم ازدواج کاملا محلیاند مانند شلهشله، سوار سوار، فتاپاشای، سملی سما، گریان و دوپا... این رقصها هر کدام با آواز و مقام موسیقی خاص خود اجرا میشود.
پوشش زنان در مراسم ازدواج کاملا محلی و خاص است. این لباس (کراس) نام دارد و اکثر زنان آن را میپوشند. مراسم عروسی حتما در یک فضای باز یا بسیار وسیع برگزار میشود و تمایزی بین زنان و مردان وجود ندارد. روی هم رفته علیرغم حضور عناصر مدرن همچنان هویت لکی در این مراسم حفظ شده است. نوعی همنشینی عناصر عام (جهانی) و خاص(محلی) در این مراسم دیده میشود.
برخی رسمهای کهن علیرغم غیرواقعی بودنشان همچنان از حیث معنایی و هویتی برخوردارند و این یکی از عناصر اصلی هویت قومی است.

