هویتی با سه نام کُرد، لُر و لک ![]()
منبع: کرم تیموری/ هفته نامه سیمره.
یکی تلاش میکند فقط کُرد را اصل بداند و دیگری لُر را و سومی هم لک را و به این ترتیب هر کدام شاخهای را نوازش میکنند و ریشه را میبرند! نگارنده بر این باور است که کرد، لر و لک هر سه نامهایی هستند که بر یک قوم بزرگتر اطلاق شدهاند.
مشهور است که کرد یعنی مردمانی که دارای زندگی رمهگردانی و چوپانی هستند و لر یعنی سرزمین پوشیده از جنگل و درختزار، و لک به معنی هزاره و گروه.
با کمی دقت متوجه میشویم که تمام سرزمینهای موصوف هم دارای زندگی رمهگردانی هستند یا بودهاند و به اصطلاح کردند هم در منطقهی پوشیده از جنگل زاگرس واقع شدهاند یعنی لرند و هم دارای طایفه و گروههای شناخته شده هستند یعنی لکاند! پس نمیتوان این نامها را از هم جدا کرد که چون پوستههای سهگانه یک هسته را دربرگرفتهاند و نمیتوان این هسته را به نام یکی از این پوستهها شناخت.
تقریباً یکسانی میباشند با اینکه از بد روزگار در بدترین نوع تقسیمبندی سیاسی قرار گرفتهاند و سرزمینشان در میان چند کشور مختلف تقسیم شده اما همچنان توانستهاند از پس سالها هویت مشترک خود را حفظ نمایند؛ هویتی که با سه نام کُرد، لُر و لک معروف است و در هر دورهای از تاریخ و از نظر هر پژوهشگری گاهی تمام آن و گاهی هر بخش آن با محدودههایی نامشخص به یکی از این نامها شناخته میشود. از ویژگیهای مهم و مشترک همهی آنها نژاد ایرانی داشتن و تکلم به زبان و گویشهایی است که از سرشاخههای زبان فارسی میباشد.
اندوهبار است که تقسیم ناعادلانه سرزمین آنها در میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه، سوریه، آذربایجان و ارمنستان که همواره با همدیگر در کشمکش هستند از آنها سپرهایی در مقابل هجوم کشور همسایه ساخته است که ناچارند هزینهی جنگها و سیاستهای سیاستمداران را پرداخت نمایند. علاوه بر مسئلهی جنگ میان کشورها که نمونهی آن را در جنگ ایران و عراق دیدیم و بیشترین ضربه به همین اقوام در دو سوی مرز وارد شد، گاهگاهی به بهانهی امنیت داخلی با شدیدترین نحو این قوم توسط کشورهای خود سرکوب میشوند.
ترس از گرایش بخشی از این قوم به بخش فرامرزی آن بهانهای است برای حاکمان هر کشور تا اصطلاحاً حفظ تمامیت ارضی خود را دستاویز قرار دهند. انواع سرکوبهای نظامی، فرهنگی و سیاسی را در پیش گیرند. هنوز در ترکیه اگر مقام مسؤولی به زبان کردی سخنرانی کند تحت تعقیب قضایی قرار میگیرد. بمبارانهای پی در پی شمال عراق توسط ارتش ترکیه، فاجعهی حلبچه، اعدام دستهجمعی خوانین لرستان- استفاده نکردن از نخبگان این قوم در پستهای کلان مدیریتی و محرومیت از صنایع بزرگ و زیربنایی همه در این راستا بوده و هستند.
ظالمانهترین سیاست برای تضعیف این مردم ایجاد تفرقه و وادار کردن آنها به جنگهای در اصل داخلی، هویت تراشیهای ریزتر و دوری از هویت بزرگ و اصلی خودشان میباشد. هرازگاهی دلسوزانی از این قوم و فرهنگ گوشههایی از سرزمین تکه پاره شدهی خود را تحت عنوان لُر، لک یا کُرد مورد مطالعه قرار میدهند و با جمعآوری اسناد تاریخی اثرهای قابل تأملی خلق میکنند که نمونههایی از آنها در هفتهنامهی سیمره هم به چاپ رسیدهاست اما دریغ که در اکثر این نوشتارها گویی نقشهی اختلافافکنی سیاسیون به بار نشسته است که اصل فراموش شده و در نتیجهگیری نهایی تلاشی بیمفهوم برای غلبه جزیی از این سرزمین بر کل آن شکل میگیرد!
یکی تلاش میکند فقط کُرد را اصل بداند و دیگری لُر را و سومی هم لک را و به این ترتیب هر کدام شاخهای را نوازش میکنند و ریشه را میبرند! نگارنده بر این باور است که کرد، لر و لک هر سه نامهایی هستند که بر یک قوم بزرگتر اطلاق شدهاند. مشهور است که کرد یعنی مردمانی که دارای زندگی رمهگردانی و چوپانی هستند و لر یعنی سرزمین پوشیده از جنگل و درختزار، و لک به معنی هزاره و گروه. با کمی دقت متوجه میشویم که تمام سرزمینهای موصوف هم دارای زندگی رمهگردانی هستند یا بودهاند و به اصطلاح کردند هم در منطقهی پوشیده از جنگل زاگرس واقع شدهاند یعنی لرند و هم دارای طایفه و گروههای شناخته شده هستند یعنی لکاند! پس نمیتوان این نامها را از هم جدا کرد که چون پوستههای سهگانه یک هسته را دربرگرفتهاند و نمیتوان این هسته را به نام یکی از این پوستهها شناخت.
اما حاکمان تاریخ در هر جای این دنیا از این شیوه بهره جستهاند و به بهانههایی سطحی مرزهایی ناعادلانه ترسیم کردهاند که بارزترین آن در مناطق زاگرسنشین خاورمیانه و منطقهی بالکان در اروپا میباشد که صربها، کرواتها، مسلمانان و … را در مقابل هم گذاشتهاند. چگونه میتوان کرد را جدا از لر به حساب آورد در حالی که سالها بود که ما ساکنان چند شهر مهم عراق را کرد میپنداشتیم و اکنون آنها خودشان را لر میدانند؟ و چگونه میتوان لر را جدا از کرد مورد مطالعه قرار داد در حالی که مثلاً ایل گرمهای در کوهدشت لرستان اصیلترین کلمات لری را با آواهای کردی تلفظ میکنند؟ آنهایی که هم به لک معروف شدهاند حداقل به خاطر ویژگیهای منحصر به فرد زبانی تقریباً نه از کرد جدا شدنی هستند و نه از لُر!
آیا اینها و نمونههای مشابه نشانی از درهم تنیدگی قومی و نژادی این مردم نیست؟ اینان در اصل یک اتحادیه متلاشی شده هستند که بیشتر باید به شناخت اشتراکشان پرداخت تا تفاوتهایشان. زیرا هم روشنتر است و هم سودمندتر. اگر در اروپا در اوج رونق و شکوفایی اتحادیهای مشترک با نام مشترک اروپا که همهی اعضا آن را برگرفته از نام سرزمین خود میدانند شکل میگیرد و موفق هم عمل میکند در آفریقا هم در اوج بحران اتحادیهای با نام مشترک آفریقا شکل میگیرد که آن هم موفقتر از روزهای چندپارگی عمل میکند. چرا به جای جداسازی و اصرار بر تفاوتها که بسیار محدودند در راستای شکلگیری حداقل یک اتحادیه فرهنگی و شناخت اشتراکات گام برنداریم که در روزهای شکوفایی و بحران هر دو کارایی دارد.
اصلاً اگر بیشتر از یک نام بر این سرزمین اطلاق شود در جهان به شدت در حال یکی شدن امروز به چشم نمیآید. شاید ریشه در این ضرورت است که گروهی از این قوم با ترسیم نقشهای به نام کردستان بزرگ تقریباً سرزمین همهی لرها، لکها و کردهای جهان را در آن جای دادهاند اما دریغ که باز چربش جدایی و تمامیتخواهی در آن به چشم میخورد و با گذاشتن تنها نام کردستان بر آن لر و لک را نادیده انگاشتهاند. گذشته از نادیده انگاشتن هویتهای لک و لر به هم ریختگی مرز سیاسی چند کشور همسایه شاید به لحاظ یک اتحادیه فرهنگی و قومی کار آنها درست باشد اما نام این اتحادیه هرچه باشد نه-کردستان بزرگ است، نه لرستان بزرگ و نه لکستان بزرگ. بلکه باید نامی باشد جامع هر سه تعریف یا مورد اشتراک هر سه آنها تا حداقل از جانب دولتهای متخاصم ضربهپذیر باشیم نه از جانب پارههای تن خودمان و اینجاست که رسالت قلم به دستان و پژوهشگران همین قوم، بسیار بزرگ و پر اهمیت است. *پاره پارهی اندوهگین، مصرعی از سرودههای استاد ایرج رحمانپور.

