عشق به امامان معصوم هماره در کلام "ملا پریشان لک" موج می زند و بیشتر اشعارش حول محور امامت می چرخد.
"ملاپریشان لک" در شعری بسیار زیبا و کم نظیر شخصیت امام حسین (ع) را توصیف نموده است. ملا پریشان در شعر امام حسین (ع) رازی از قرآن کریم کشف نموده که تا قبل از وی کسی بدان نپرداخته وآن رابطه ی داستان اسماعیل با شهادت امام حسین و کلمه ی ذبح عظیم در قرآن است.
بهتر است این موضوع را در نوشتاری از دکتر عطاءالله مهاجرانی وزیر پیشین فرهنگ وارشاد بررسی نماییم.
به برکت همین نگاه، اقبال (لاهوری)ماجرای فربانی کردن اسماعیل توسط ابراهیم را با حادثه کربلا ی امام حسین در یک مدار قرار می دهد و باور دارد که راز شناخت "ذبح عظیم" که قران مجید به آن اشاره می کند، ماجرای کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام است.
الله الله بای بسم الله پدر
معنی ذبح عظیم آمد پسر
سرّ ابراهیم و اسماعیل بود
یعنی آن اجمال را تفصیل بود
رمز قرآن از حسین آموختیم
زآتش او شعله ها اندوختیم
سرخ رو عشق غیور از خون او
شوخی این مصرع از مضمون او*
البته انصاف این است که چندین قرن پیش از اقبال لاهوری همین مضمون را شاعر عارف حروفی ملا پریشان که در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم زندگی می کرده، به زبان لکی سروده است. تردیدی نیست وقتی اکثر فارسی زبانان حتی نام ملا پریشان را نشنیده اند چه انتظاری از اقبال می رود که بگوییم او این مضمون را از ملا پریشان گرفته است.
ملاپریشان خطاب به امام حسین سروده است:
" ای گوهر سروری و ای ذبح عظیم دشت عبادت
ای شمس الضحی که از تشنگی رخت زرد شده بود و جامه ات گلگون..."
ملا پریشان هم راز قربانی شدن اسماعیل را یافته و هم رمز قرآن را به تعبیر اقبال بیان کرده است.**
*اقبال لاهوری
** روزنامه ی اعتماد ملی ۱۱/۱۰/۱۳۸۷
امام حسین (ع)
ژه گفته راسان شنفتم نوید کشته عشق او شهیداً شهید
توکه دسره س کربلات نوی گذر وه صحرای پربلات نوی
تا گه عشقیان بوینی وه چم بی سر و سردار نه صحرای ستم
سران وه نیزه ی اعدا بی بدن ابدان وه صحرای ستم بی کفن
ژه خوین ویشان رنگین پا و دس خضاب و مدهوش ژه باده ی اله س
عجب عشقیان؛پرورده ی خاصان نامشان نماو بری وه آسان
چابک سواران شجاع و نورس و جنگ خوشحالان غیور کم کس
دشمن افکنان وه بازو یلی شیران بیشه ی مرتضا علی
نیکو قامتان گل روی بو مشک تر جبین لبان ژه تشنگی خشک
هاشمی اصلان ژه نسل حیدر پی میدان سبقت وه یکدیگر کر
نازک میانان قوی دل وه جنگ نهنگ صولتان جلد تیژآهنگ
بی نوا میران؛نینوا مسکن یوسف صورتان گلگون پیراهن
له معرکه ی عشق ژه گیان گذشتِن ژه گیان شیرین آسان گذشتن
چونکه وصل دوست منظورشان بی سر و گیان باختن چوی سورشان بی
عشقیان فدای خاک پاتا ن بام فدای او سلطان کم سپاتان بام
قتیلان؛خوشا وحالتان بود هنییاً لکُم جناتِ الخلود
جام شهادت گواراتان باد نحنُ عطاش و ا نتم ودود
ابی عبدالله و فدای نامت یک دمی دنیا نوی وه کامت
اول مصیبت جدت پیغمبر بهترین خلق، سید سرور
دومین عزای حضرت بتول معصومه کبری،ممدوحه رسول
صالحه ی عظما ،محنت زداده ماتم زده ی مرگ باب آزاده
سومین عزی نامور پدر شیر کردگار، نفس پیغمبر
چارمین عزای والا برادر در دریای علم حضرت داور
حسن نونهال باغ مرتضا مسموم صابر ،رضا وه قضا
پنجم مصیبت دشت پر خطر زوانم لال بو، خاکم بو وه سر
شهید صحرای کربلا حسین و بلای عظیم مبتلا حسین
وارث علوم انبیا حسین قتیل فتنه اشقیا حسین
وه میدان جنگ چوی حیدر حسین صابر چوی ایوب پیغمبر حسین
ذبیح زمان بی یاور حسین بی یار و فرزند و برادر حسین
ماتم زده ی مرگ یاوران حسین پامال ستور کافران حسین
جسم مطهر نه روی زین حسین له دشت ستم دل پر خوین حسین
بدن مشبک بان دشت حسین بهای خوین تو هشت بهشت حسین
اهل بیت اسیر هراسان حسین سرت وه نیزه ی ناکسان حسین
ای اصل ثابت باغ عبادت ای ذبح عظیم دشت شهادت
ای شمس الضحی ژه تشنگی زرد ای گلگون قبای معرکه ی نبرد
ای ثابت قدم شجای روژ رزم سرور مردان، مرد صاحب عزم
ای شیر یزدان مرد ممتحن شاه کم سپاه نه صحرای محن
کس چوی تو صابر و بلا نوی مبتلا وه دشت کربلا نوی
جد تو خلیل رهبر انام یک قربانی کرد اویش ناتمام
هفتاد و دوتن قربانی کردی حقا نه رای دوس مردانه مردی
پرورده ی آغوش خیرالبشر رو شجاع شهید زاده ی حیدر رو
بازوی یدالله ژه کار کفته رو گرد آلود سیمای ماه دوهفته رو
زینت دامان زهرای بتول رو پی مرگ یاران زار و ملول رو
لولو مرجان بحر قرآن رو وارث علوم پیغمبران رو
واویلا ژه دست چرخ اخضر رو زاری ضعیفان آل حیدر رو
یکه شهسوار گلگون قبا رو گلان گلشن آل عبا رو
تنان نازک و بی کفن رو عزیزان در خاک دشت محن رو
عروسی قاسم بی و عزا رو آه ژای مصیبت محنت افزا رو
قامت شمشاد علی اکبر رو گلو تیر خورده علی اصغر رو
عباس علی صاحب علَم رو زینب جرعه نوش جام الم رو
زاری سکینه ،ناله کلثوم رو آه و واویلا ژاو دشت شوم رو
تازه نهالان باغ حیدر رو ژه تیشه ی اعداء بی بار وبر رو
اسیری عترت شاه عرب رو و بی مقنعه و چادر زینب رو
فرزند عزیز ساقی کوثر رو لب تشنه شهید نیش خنجر رو
بدن مشبک تیر جفا رو حسین قربانی کوی وفا رو
وه خاک و خوین تن آغشته رو ثانی حسن ،آه ژای کشته رو
ژای مصیبته تا روی مردن رو تا دم تسلیم گیان سپردن رو
بگریوم چوی اور بنالم چوی نی مختصر واچوم وی ویانم وی
کافران کردن پری ملک ری نخلان گلشن آل عبا،پی
ستم بی پایان و اندازه کردن فرزند زهرا وه برده بردن
نظر کر وه کین چرخ چنبری قوت کفار ضعف حیدری

