اگر به زبان لکی سخن میگویید یا حداقل در میان لک های اصیل زندگی کرده اید بدون شک واژه ای با نام "داوت" یا Daawet برای شما آشنا است.
عباراتی همچون "کر داوت ئر دورت" به معنای خط داوت محافظ تو باد یا "سایر داوت" به معنای سایه داوت از جمله عبارات پر کاربرد در زبان لکی و در میان لک هاست.
تاویر یکی از نویسندگان وبگاه مردمان قوم لک که مطالعات زیادی را درباره قوم لک انجام داده است. وی درباره "داوت" باور دارد که داوت هیچ ارتباطی با داود پیامبر ندارد.
وی در این باره می نویسد که:
داوود یا داوت ملقب به داوت کاو سوار
به خاطر اسب سفیدش کاو سوار نامیده می شد.در میان لکها دارای احترام وتقدس فراوان است،لکها به داوت کاو سوار قسم یاد می کنند.اصطلاحاتی چون کر(خط)داوت و دورمازون داوتمنسوب به وی است. در گذشته سند معامله ی مردمان با صداقت لکستان خطی بوده که با چوب بر روی خاک می کشیدند و می گفتند این کر داوت مابین ما باشد و کالا را به کسی می دادند و بعد از مدت معین پول آن را می گرفتند با ضمانت همان کرُ
داوت از مردان و مشاهیر بزرگ و عالیقدر اهل حق می باشد
زاد سال وی اواخر سده هشتم کوچی- خورشیدی می باشد
از پیشگاه رهبر بزرگ اهل حق سلطان اسحاق یا سلطان سحاک به مقامات بلند عرفانی رسیده است و توسط وی به عنوان دلیل برای هدایت مردم منصوب شده است .او دارای کرامات بسیار بوده است
مطابق کتاب(نامه ی )سرانجام او از یاران مخصوص سلطان واز فرشتگان چهارگانه بوده است
او همانند دیگر مردان اهل حق شعر های فراوانی به زبان لکی سروده است.او در اوایل قرن نهم کوچی-خورشیدی وفات می یابد
آرامگاه وی در 5 کیلو متری سر پل ذهاب در منطقه ای به نام کل داوت قرار دارد(کَل در زبان لکی یعنی شکاف)
همچنین از وی به عنوان یکی از فرشتگان هفتگانه نام برده اند که این اصطلاح هفت ریشه در آیین ایران باستان دارد که توضیح مفصل می طلبد . آیین اهل حق آمیخته ای از اسلام -زرتشتی-زروانیسم و بودیسم می باشد.شعری از وی:
به زبان لکی:
او بالای دیده ،او بالای دیده/ازیز امر تو او بالای دیده
هرچه ی کرده ی تون قبول رسیده/نه قاب گوهر نورت آفریده
رازت هفتوان جه نور گزیده/پری دسگیری یارانت چیده
شاهم وه موبت میلت خریده/هم او هفت نورن بی آفریده
به زبان پارسی:
ای سرور و پیشوایم دستور تو را بر بالی چشمانم می پذیرم.هرچه دستور توست بی چون و چرا می پذیرمهفتوانه را ازنورت آفریدییارانت را برای راهنمایی خلق آراستی شاها دستور ترا با جان و دل می پذیرمبرای آن هفت نوری که آفریدی

