تنفر لک ها از حمله اعراب به ایران زمین
فرزاد عزیزی در وبلاگ زبان لکی به نقل از وبلاگ فرشه لکستان چند بیت شعر را به زبان لکی منتشر کرده است واکنشی است به ترکتازی تازیان (اعراب) به سرزمین آریائی ایران.
هنگامی که تازیان، جنگجوی لک را به محاصره درآورده اند زنان لک به مویه گفته اند:
گه ڵ گه ڵ عئروان چو"ار دورمون ته نه / وه ڵومه فئله ک ریشه مون که نه
چهار اطرافمان را گروه گروه تازیان حلقه زده اند چرخ روزگار به سرزنش ریشه امان را بر کنده است
و آنگاه که مرد لکستانی کشته می شودبا اندوه می خواندند:
گه لڵی ای عروان لاشه م دینه وه / ئهر بان ئه لاشه هم شاد بینه وه
گروهی از تازیان جنازه ام را به چشم دیدند و با دیدن آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند
و هنگامی که جوانان وطن سرزمین آریایی را از خون خود گلگون می کنند و از این دیار لاله خیز رخت بر می بندند و دیگر نوگلی در این بوستان نمی ماند که قوت قلب زنان لک ایرانی باشد با اندوه و زاری و موی بر کندن می سرایند که :
کوو نازار بئراکه م ئێ دویر بو پێدا کشتی عئروان بئ شگنێ ئێ ده ڵ ێا
کجاست آن برادر رعنایم تا از دور شمایلش را ببینم هنگامیکه کشتی عربها را در دیا غرق می کند
و می گوید:
بیڵا بئ گرێوام وێئ زاری مه وه /وێئ کووسێ که تێ دێاری مه وه
بگذ ار تا براین خواری و سر افکندگی واین شکست هویدا و آشکارم بگریم

