
نبرد اصلی رضاخان درلرستان با لک ها بوده است و نه با لر ها
در یکی از نشریات محلی (سیمره: چاپ غرب کشور) و برخی سایت های اینترنتی بحث جنجالی پیرامون لرها، کردها و لک ها پیش امده که در یک سو جناب آقای ظاهر سارایی و در سوی دیگر آقای قاید رحمتی قرار دارد.
در میان گفته های این افراد برخی گفتارها پیرامون قوم لک و منطقه لکستان قابل توجه است که در ادامه به آن پرداخته می شود:
1- دوستان لرستانی ما و مخصوصا این نویسندهی مورد اشاره ، خیلی این موضوع را برجسته کردهاند که کردهای عراقی خود را" لر" می نامند و دلیلشان هم وجود سایتی است به نام " اللورستان الغربیه " . به اطلاع این عزیزان می رسانم ، اصولا تلقی کردهای عراقی از" لر "چیزی جز کردی جنوبی نیست و منظورشان کردهای ایلام و کرمانشاه و لکستان است و با کمال تعجب و تاسف باید گفت آنها کمترین شناخت و تلقیای از لری رایج در لرستان و بختیاری ندارند و خیال میکنند که همه لرهای عالم مانند ایلامی ها وکرمانشاهی ها و لکها حرف میزنند .
2- نوشته اند که لک ها 80 در صد از جمعیت لرستان را تشکیل می دهند . من این موضوع را قبلا در نشریهی آسو نوشتم و گفتم که ازحیث جمعیتی لکها قوم غالب در لرستان هستند که مورد اعتراض ناقدی قرار گرفت . خوشحالم که این ناقد محترم گفتهام را تایید می کند . و از آن جا که ایشان خود لر هستند وگویا لر بختیاری ، این موضوع بیشتر اهمیت می یابد .
3- درکنکاش های علمی به این نتیجه رسیدیم که مغلطه ای در لرستان برای انکار هویت لک ها نیز صورت گرفته است که من در شماره ی 4نشریه ی داخلی ادارهی فرهنگ وارشاد اسلامی کوهدشت به نام " آسو " مطرح کردم که دوستان می توانند به آن ، ونقد و جواب نقد آن مراجعه نمایند
4- لکی را به پیروی از تقسیمات جغرافیایی و سیاسی و اداری یکی از گویشهای لری دانستهاند، چنانکه آقای امان اللهی گفتهاست: « لرها به دو زبان لری و لکی صحبت میکنند.»(امان اللهی : 47) .
حال آن که به تصریح خود ایشان، لکی جزء گروه زبان های شمال غربی است(همان : 52) ، و محققان نیز به تفاوت زبانی و تباری لک و لر اشاره کردهاند ؛ لردکرزن گفته است: « ایشان (لرها) به هیچ وجه خوش ندارند که در زمرهی کردها که لک شمرده میشوند، محسوب شوند.»(همان : 32).
5- ممکن است که معدودی از لکها در لرستان به دلایلی از جمله قرارگرفتن در جغرافیای سیاسی لرستان و همجواری با لرها خود را لر بدانند اما به هر حال قاطبهی لکها به دنبال هویت مستقلی برای خود هستند . اگر خود را کُرد ندانند ، لر هم نمیدانند . می گویید نه ، یک نظر سنجی در سراسرمناطق لک نشین برگزار کنید. لکهای دیگر استانها با قاطعیت بیشتر ، لر بودن خود را نفی میکنند.
6- لک ها قوم بزرگی هستند که به شدت مغفول ماندهاند . آن ها درمیراث مشترک ادبیات کردی خاصه کردی جنوبی شریک هستند و نواها و نغمه ها و زبان و هویت خاص خود را دارند و جمعیت زیادی را تشکیل میدهند که در لرستان و ایلام و کرمانشاه و همدان و جاهای دیگرپراکندهاند . آن ها نقش اصلی را در معادلات سیاسی لرستان داشتهاند کما این که نبرد اصلی رضاخان درلرستان با لک ها بوده است . جالب این که وقتی بیرانوندها ازدست نیروهای امیراحمدی گریخته ، و به پشتکوه پناه آورده بودند ، نیروهای والی لر ایلام یعنی غلامرضاخان ابوقداره درهماهنگی با رضاخان ، بیرانوندها را ازپشتکوه راند( والیزاده معجزی ، 1382 : 146) و بسیاری از آن ها را به خاک و خون کشید ( به گواهی کهنسالان مورد مصاحبهی حاضر در آن درگیری ها ).
7- هر گاه که خواسته ام به لک ها بپردازم با اعتراضات و جاروجنجال زیادی مواجه بودهام . جنجال اخیر از همه شدیدتر بود ، مخصوصا این که منتقدانم سعی داشتند با تحریک احساسات عامه و عصبی کردن من و کسانی که چون من می اندیشند ، مرا مرعوب ، و به اصطلاح از میدان به در کنند . نمی دانم دلیل این حساسیت غیر عادی چیست . اگرمن این موضوع را طرح نکنم، کسی دیگر طرح خواهد کرد .بالاخره باید این گره باز شود یا نه ؟ چرا عدهای خیال می کنند که من می خواهم بین اهالی لرستان افتراق و جدایی بیندازم . من وصی و وکیل لک ها نیستم . کنجکاوی و کنکاشی روشنگرانه به دور از هرگونه حب و بغضی مرا به طرح مسئله واداشتهاست . مضافاً این که در مطلبی که در سیمره چاپ شده است ، به هیچ وجه قصدم بازکردن مسئلهی مورد بحث نبود . من در جواب اقتراح سایت بلوط کرمانشاه که خواسته بودند در مورد روندشعر کردی جنوبی نظر بدهم ، مطلبی نوشتم و دوستان لطف کردند و درسیمره منتشرنمودند .

