خاطره ای از استاد هیمن و پیرمرد کرمانشاهی لک
نویسنده: لکستان - دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
خاطره ای از استاد هیمن و پیرمرد کرمانشاهی لک
مرحوم استاد «هیمن» به کرمانشاه آمده بودند و کاک «هادی ضیاءالدینی» نیز شاهد هستند. عصر یکی از روزها که می خواستیم به طاق بستان برویم، جلو پارک شهرک مسکن، پیر مرد لکی خیار چنبر می فروخت و داد می زد:
«خیار شینگ سه گله مه مه یه تومن».
استاد هیمن رحمتی که از این جمله سر در نیاوردند ودرک نکردند خطاب به مرد لک گفت:
«چه هرا هرایه کته ده لێ چی؟»
مرد لک نیز چیزی از جملات سورانی (سورانی یکی از لهجه های زبان کردی است) مامه (معادل کردی استاد) هیمن نفهمیدند، من دخالت کردم و جمله ی مام هیمن را برای مرد لک بیان کردم، مرد لک عصبــــــانی شدند و با صدای بلند داد زدند:
"بچــه و بچـــه و خالــــو کوردی نهمزانی"
جملات مرد لک را هم به سورانی به مام هیمن گفتم. مام هیمن رحمتی پیر مرد لک را در آغوش گرفت و بوسید و فرمودند "راست می گویی موقعی که من لهجه ی شما را نمی دانم معلوم است که کردی نمی دانم و حق با توست".
دیدگاه درباره زبان لکی و کردی
نویسنده: لکستان - جمعه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
دیدگاهتان در باره شباهت های زبان لکی و برخی زبانهای مجموعه کردی چیست؟
گفتگوی هفته نامه سیمره با کیومرث امیری کله جویی: لک امیر
نویسنده: لکستان - شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
گفتگوی هفته نامه سیمره با کیومرث امیری کله جویی: لک امیر
اشاره: 
کیومرث امیری کلهجوبی متخلص به “لک امیر” را کمابیش میشناسیم. لکها او را به خاطر اشعار لکیاش که بخشی از آن را چون قصیدهی معروف (بیسیتیون مهنی نووین) دکلمه کردهاست، میستایند.
امیری کلهجوبی سال ۱۳۳۸ در روستای کلهجوب بخش فیروزآباد از توابع کرمانشاه به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی راهی شهر کرمانشاه شد. او در کرمانشاه با مشکلات فراوان تحصیلاتش را تا سطح دیپلم در رشتهی ادبیات ادامه داد. سپس وارد دانشگاه شد ولی به دلیل مشکلات، دانشگاه را نیمهتمام رها کرد. از وی تا کنون چهار کتاب با عناوین “مرثیهای برای تو”، “گورستان یخزده” (هر دو مجموعه قصه میباشند)، “دیوان شعر خریوه” به زبان لکی و “افسانههای لکی” به چاپ رسیدهاست. امیری علاوه بر نویسندگی....
ادامه مطلب ...
پیشنهاد موضوع پایان نامه کارشناسی ارشد برای دانشجویان لک 1
نویسنده: لکستان - جمعه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
لک ها در ایران و خارج از ایران
در دنیای امروزه اگر یک جستجوی ساده در اینترنت انجام دهیم متوجه خواهیم شد که مردم قوم لک نه تنها در غرب ایران بلکه در مناطق متعدد دیگری نیز زندگی می کنند.
مسلما اگر کسی به شما بگوید که لک است شما اولین حدستان اینست که این فرد یا ایلامی است و یا کرمانشاهی و یا کوهدشتی و نورآبادی.
اما در سال های اخیر به کمک اینترنت با افراد و گروه های مختلفی برخورد نموده ایم که خود را از نژاد و قوم لک می دانند. گستره جغرافیایی سرزمین های لک را میتوان به دو دسته لک های ایران و لک های خارج از ایران تقسیم نمود.
در ایران برای نمونه می توان به مردمان لک در استان فارس، مردمان لک در استان کرمان، مردمان لک در آذربایجان غربی، لک های لرستان، لک های کرمانشاه و ایلام، لک های شمال خراسان، لک های قزوین و ... اشاره نمود.
در خارج از ایران نیز لک ها در مناطقی از عراق، ترکیه، جمهوری آذربایجان، داغستان و شوروی و ... زندگی میکنند.
آنچه که جای سوال دارد اینست که زادگاه و ماوای اصلی مردم قوم لک کجا بوده است؟ آیا قوم لک در زاگرس بوده و بعد ها به چندین شاخه تقسیم شده است؟ و یا اینکه لک ها در اطراف دریای خزر بوده اند و سپس به زاگرس ایران و عراق آمده اند؟
بنده این موضوع را برای پژوهش به عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد دوستان علاقه مند پیشنهاد می کنم.
چنین کاری اگر توسط یک دانشجوی لک خلاق به صورت پایان نامه صورت گیرد و چندین مقاله نیز از آن منتشر شود کمک زیادی به شناخت بیشتر تاریخ و فرهنگ قوم لک خواهد کرد.